|
پيشگفتار |
5 |
|
|
|
|
بخش نخست: راههاى شناخت در اسلام |
13 |
|
اصل نخست: اسلام براى شناخت جهان و حقايق دينى |
13 |
|
اصل دوم: دعوت پيامبران، به عقيده همراه با عمل است |
15 |
|
اصل سوم: در اخذ عقايد و احكام دينى |
15 |
|
اصل چهارم: از آنجا كه عقل و وحى ـ هر دو ـ حجت الهى هستند |
16 |
|
اصل پنجم :
واقعيات جهان، جدا از انديشه و تصور ما |
17 |
|
هستى از ديدگاه اسلام |
19 |
|
اصل ششم : جهان مخلوق خداوند بوده و |
19 |
|
اصل هفتم : نظام كنونى جهان |
19 |
|
اصل هشتم : نظام جهان بر پايه علت و معلول استوار است |
20 |
|
اصل نهم : هستى، مساوى با طبيعت مادى نيست |
20 |
|
اصل دهم : جهان، كلاًّ وجزءاً |
21 |
|
اصل يازدهم : نظام آفرينش،نظام احسن و اكمل است |
22 |
|
اصل دوازدهم : از آنجا كه جهان، آفريده و فعل خداوندى است كه حق مطلق است |
22 |
|
انسان از ديدگاه اسلام |
24 |
|
اصل سيزدهم : انسان موجودى است مركّب از تن و روان كه پس از مرگ |
24 |
|
اصل چهاردهم : هر انسانى با فطرت پاك و توحيدى آفريده مى شود و |
24 |
|
اصل پانزدهم : انسان موجودى است مختار و انتخابگر كه در پرتو تشخيص خويش |
25 |
|
اصل شانزدهم : انسان موجودى است تربيت پذير كه راه رشد |
26 |
|
اصل هفدهم : انسان در پرتو نور خرد و موهبت اختيار |
26 |
|
اصل هجدهم : هيچ انسانى بر ديگرى مزيت و برترى ندارد |
27 |
|
اصل نوزدهم : اصول اخلاق در انسان ريشه فطرى داشته و ثابت و جاودانه است |
27 |
|
اصل بيستم : گذشته از اينكه اعمال انسان در سراى ديگر پاداش و كيفر دارد |
29 |
|
اصل بيست و يكم : پيشرفت يا عقبگرد ملّتها، صرف نظر از عوامل خارجى |
29 |
|
اصل بيست و دوم : تاريخ بشر، آينده نهايى روشنى دارد و حاكميت بر جهان.. |
30 |
|
اصل بيست و سوم : انسان از كرامت ويژه اى برخوردار است، چنانكه در صدر خلقت... |
31 |
|
اصل بيست و چهارم : حيات عقلانى انسان و پرورش فكر وى، در اسلام جايگاه ويژه اى دارد.. |
32 |
|
اصل بيست و پنجم : آزادى فردى بشر در قلمرو مسائل اقتصادى و سياسى و غيره.. |
33 |
|
اصل بيست و ششم : ايمان، باور قلبى است كه با عُنف و زور در دل انسان جاى نمى گيرد و... |
34 |
|
|
|
|
بخش دوم: توحيد و مراتب آن |
35 |
|
اصل بيست و هفتم : اعتقاد به وجود خدا، اصل مشترك ميان همه اديان الهى است ... |
37 |
|
اصل بيست و هشتم : نخستين مرتبه توحيد، توحيد ذاتى است.. |
39 |
|
اصل بيست و نهم : صفات كمالى خداوند از نظر مفهومْ متعدد و متغاير... |
40 |
|
اصل سى ام : آفريدگارى در جهان جز خدا نيست (توحيد در خالقيت)... |
41 |
|
اصل سىو يكم : جهان ربّ و مدبّرى جز خدا ندارد (توحيد در تدبير وكارگردانى) ... |
43 |
|
اصل سىو دوم : اگر در جهان آفرينش، خداوند يكتا مدبّر هستى است |
48 |
|
اصل سىو سوم : توحيد در عبادت، اصل مشترك ميان تمام شرايع آسمانى مى باشد ... |
50 |
|
|
|
|
بخش سوم: صفات خداوند |
53 |
|
اصل سىو چهارم : خداوند داراى صفات جمال و جلال و يا صفات ثبوتى و سلبى است ... |
55 |
|
اصل سىو پنجم : براى شناخت صفات خدا از دو ابزار شناخت به نام «عقل» و «وحى» كمك مى گيريم... |
55 |
|
اصل سى و ششم : صفات خدا به دو قسم صفات ذات و صفات فعل تقسيم مى شود،و ... |
57 |
|
اصل سىو هفتم : علم و آگاهى، قدرت و توانايى، حيات و زندگى، و اراده و اختيار... |
58 |
|
اصل سى و هشتم : يكى از صفات فعلى خدا، تكلم او با بشر است كه در سوره شورى آيه 51 ... |
61 |
|
اصل سى و نهم : كلام خدا، كه از صفات فعل اوست، حادث است و قديم نيست |
63 |
|
اصل چهلم : يكى از صفات فعل خدا صدق اوست، و دروغ به حكم اينكه امرى قبيح است ... |
64 |
|
اصل چهل و يكم : يكى از صفات فعل خداوند حكمت است وحكيم يكى از نامهاى او به شمار مى رود... |
65 |
|
اصل چهل و دوم : خداوند، چه در دنيا و چه در سراى ديگر،... |
66 |
|
اصل چهل و سوم : در تفسير صفات خبرى (مانند«يد اللّه»، «وجه اللّه»، «عين اللّه» و «استواء على العرش)» ... |
70 |
|
|
|
|
بخش چهارم: عدل الهى |
75 |
|
اصل چهل و چهارم : عدل يكى از صفات جمال الهى است كه وحى و خرد بر آن گواهى مى دهند... |
77 |
|
اصل چهل و پنجم : عقل و خرد، حسن و قبح افعال را درك مى كند... |
79 |
|
اصل چهل و ششم : عدل الهى براى خود تجلياتى در تكوين (خلقت) و تشريع(قانون گذارى) دارد... |
81 |
|
اصل چهل و هفتم : آفرينش انسان و جهان، بى هدف صورت نگرفته است... |
83 |
|
قضا و قدر |
84 |
|
اصل چهل و هشتم : قضا و قدر از عقايد مسلّم اسلامى است.... |
84 |
|
اصل چهل و نهم : قدر به معنى «اندازه گيرى» اشيا بوده و «قضا» نيز به معنى حتميّت ... |
85 |
|
اصل پنجاهم : قضا و قدر الهى با اختيار و آزادى انسان منافات ندارد... |
88 |
|
انسان و اختيار |
90 |
|
اصل پنجاه و يكم : اختيار و آزادى انسان واقعيتى محسوس و انكار ناپذير است.... |
90 |
|
اصل پنجاه و دوم : انسان در فعل خود مجبور نبوده، و در عين حال، موجودى كاملاً به خود وانهاده هم نيست.... |
91 |
|
اصل پنجاه و سوم : خداوند از ازل به افعال و اعمال ما آگاهى داشته و اين علم ازلى... |
92 |
|
|
|
|
كليات عقايد: بخش پنجم: دلايل لزوم بعثت پيامبران |
95 |
|
اصل پنجاه و چهارم : مشيت حكيمانه الهى ايجاب مى كند كه براى پيمودن راه تكامل... |
97 |
|
اصل پنجاه و پنجم : قرآن، هدف از بعثت پيامبران را تقويت مبانى توحيد، تزكيه و تهذيب نفس... |
100 |
|
اصل پنجاه و ششم : پيامبران راستگو را،به سه راه مى توان از مدعيان دروغين اين مقام باز شناخت: اعجاز... |
103 |
|
اصل پنجاه و هفتم : ميان معجزه و صدق دعوت نبوت، رابطه اى منطقى برقرار است... |
104 |
|
اصل پنجاه و نهم : معجزه با ويژگيهاى چهارگانه ذيل، از سحر و جادو جدا مى شود: آموزش ناپذيرى... |
105 |
|
اصل شصتم : ارتباط پيامبران با جهان غيب، از طريق وحى صورت مى گيرد... |
107 |
|
اصل شصت و يكم : بر خلاف انديشه ماديگراها، وحى نه زاييده تفكر و نبوغ پيامبران است... |
108 |
|
عصمت پيامبران |
110 |
|
اصل شصت و دوم : پيامبران الهى، در مقام تلقى وحى و حفظ و ابلاغ آن به امت... |
110 |
|
اصل شصت و سوم : پيامبران از هرگونه گناه و كار ناروا مصونند، و اعتماد مردم به صدق دعوت آنان ... |
111 |
|
اصل شصت و چهارم : پيامبران، علاوه بر مصونيت از گناه، در مقام داورى در منازعات... |
113 |
|
اصل شصت و پنجم : پيامبران، علاوه بر عصمت در مراحل ياد شده... |
114 |
|
اصل شصت و ششم : هر نوع استنباط عدم عصمت براى انبيا از ظواهر برخى آيات قرآن... |
114 |
|
اصل شصت و هفتم : عصمت پيامبران، از معرفت بالاى آنان به جلال و جمال حق متعال... |
115 |
|
اصل شصت و هشتم : عصمت پيامبر، با اختيار و آزادى وى منافات ندارد... |
116 |
|
اصل شصت و نهم : تمامى پيامبران معصوم هستند. در عين حال... |
117 |
|
|
|
|
كليات عقايد: بخش ششم: نبوت خاصه |
119 |
|
اصل هفتادم : حضرت محمد بن عبد اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) آخرين حلقه از سلسله انبياى الهى است .... |
121 |
|
اصل هفتاد و يكم : در همان عصر نزول قرآن، زيبايى كلمات، تازگى تركيب... |
122 |
|
اصل هفتاد ودوم : قرآن، علاوه بر اعجاز ادبى، از جهات گوناگون معجزه است: آورنده قرآن... |
124 |
|
اصل هفتاد و سوم : قرآن در خلال تشريح آيات الهى، از يك رشته اسرار علمى جهان آفرينش ... |
126 |
|
اصل هفتاد و چهارم : قرائن و شواهد گوناگون و اطمينان بخش، بر صدق دعوت پيامبر اسلام گواهى مى دهند:سوابق... |
128 |
|
اصل هفتاد و پنجم : تصديق پيامبر پيشين، يكى از طرق شناسايى پيامبران است... |
130 |
|
اصل هفتاد و ششم : پيامبر اسلام، علاوه بر قرآن، معجزه ها و كرامات ديگرى |
131 |
|
ويژگيهاى نبوت پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) |
134 |
|
اصل هفتاد و هفتم : آيين اسلام آيين عامّ جهانى است، نه منطقه اى و اقليمى... |
134 |
|
اصل هفتاد و هشتم : پيامبر اسلام پيامبر خاتم، كتاب او خاتم كتابها، و شريعت او نيز پايان بخش تمام شرايع آسمانى است... |
135 |
|
اصل هفتاد و نهم : دين اسلام تأمين كننده جميع نيازهاى فطرى بشر بوده، و داراى اصولى ثابت و جاودان است... |
137 |
|
اصل هشتادم : از ويژگيهاى شريعت اسلام، سهولت عقايد و نيز اعتدال و جامعيت آن در برنامه ريزى است... |
138 |
|
اصل هشتاد و يكم : كتاب آسمانى مسلمانان، از هر نوع تحريف مصون مانده... |
140 |
|
اصل هشتاد و دوم : برخى روايات دالّ بر تحريف، كه در كتب فريقين وارد شده است... |
143 |
|
|
|
|
كليات عقايد: بخش هفتم: امامت و خلافت |
147 |
|
اصل هشتاد و سوم : گروهى كه رهبرى جامعه اسلامى را پس از رحلت پيامبر از آنِ حضرت على و فرزندان معصوم او ... |
149 |
|
اصل هشتاد و چهارم : هرگز معقول نيست كه فردى براى ابدْ شريعتى را پايه گذارى كند ... |
151 |
|
اصل هشتاد و پنجم : با در نظر گرفتن خطر مثلث: روم، ايران، و منافقان در داخل(كه اسلام و مسلمين را در ... |
153 |
|
اصل هشتاد و ششم : مشيت حكيمانه الهى بر اين تعلق گرفته بود كه پيامبر... |
154 |
|
اصل هشتاد و هفتم : در روز هيجدهم ذى حجة الحرام سال دهم هجرت، آيه (يا
أَيُّها الرّسول بلِّغ ما أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبّكَ) نازل ... |
158 |
|
اصل هشتاد و هشتم : حديث غدير از جمله احاديث متواتر اسلامى است كه 110 تن صحابى و 89 تابعى آن ... |
160 |
|
اصل هشتاد و نهم : پيامبر با تعيين جانشين، كليه دشمنان اسلام را كه سوداى خاموش كردن چراغ اسلام ... |
162 |
|
اصل نودهم : پس از درگذشت پيامبر، تعيين خليفه، به عنوان يك اصل مشروع و ضرورى... |
164 |
|
اصل نود و يكم: وظايف امام،پس از درگذشت پيامبر اسلام، از قرار زير است: تبيين مفاهيم قرآن... |
165 |
|
اصل نود و دوم : با توجه به وظايف خطير فوق، شخص امام بايستى (همچون پيامبر) از هرگونه خطا و گناه معصوم باشد ... |
168 |
|
اصل نود و سوم : اوصياى پيامبر دوازده نفر مى باشند و تعبير «اثنا عشر خليفة» در كتب فريقين آمده است... |
170 |
|
اصل نود و چهارم : مودّت و دوستى با خاندان رسالت(عليهم السلام) يك اصل قرآنى و فريضه اسلامى است... |
173 |
|
امام دوازدهم: غيبت و ظهور |
174 |
|
اصل نود و پنجم : ظهور مردى از خاندان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در آخر الزمان براى اقامه عدل... |
174 |
|
اصل نود و ششم : خصوصيات دوازدهگانه اين مصلح جهانى در روايات اسلامى آمده... |
175 |
|
اصل نود و هفتم : اولياى الهى بر دو نوعند: «مرئى» و «غايب از نظر»... |
176 |
|
اصل نود و هشتم : بخشى از وظايف امام ـ عجّل اللّه تعالى فرجه ـ، در دوران غيبت ايشان ... |
177 |
|
اصل نود و نهم : با توجه به وجود غيبت در زندگى برخى از پيامبران پيشين... |
178 |
|
اصل صدم : وجود امام، لطفى از الطاف بزرگ الهى است و اگر مردم، چنانكه بايد و شايد... |
179 |
|
اصل صد و يكم : ولادت حضرت ولى عصر ـ عجّل اللّه تعالى فرجه ـ در سال 255صورت گرفته است ... |
180 |
|
اصل صد و دوم : وقت ظهور آن حضرت بر كسى روشن نمى باشد و لحظه آن، مانند روز رستاخيز... |
180 |
|
|
|
|
كليات عقايد: بخش هشتم: جهان پس از مرگ |
183 |
|
اصل صد و سوم : اعتقاد به حيات پس از مرگ، از اصول مشترك ميان شرايع سماوى است ... |
185 |
|
اصل صد و چهارم : خداوند حق مطلق بوده و فعل او نيز بايد مثل خود وى حق و دور از لغو باشد.... |
185 |
|
اصل يكصد و پنجم : قرآن به شبهات موجود پيرامون معاد پاسخ مى دهد، و در اين زمينه... |
187 |
|
اصل يكصد و ششم : معاد انسانها در روز قيامت، هم جسمانى است و هم روحانى... |
189 |
|
اصل يكصد و هفتم : مرگ پايان زندگى انسان نيست، بلكه وى با مرگ... |
190 |
|
اصل يكصد و هشتم : حيات برزخى، با قبض روح از بدن شروع مى شود.پس... |
191 |
|
اصل يكصد و نهم : گروهى، معادِ مورد نظرِ اديان الهى را قبول نداشته و به جاى آن انديشه اى خام ... |
193 |
|
اصل يكصد و دهم : مسخ در امّتهاى پيشين، به صورت «تناسخ» نبوده است... |
194 |
|
اصل يكصد و يازدهم : «اشراط الساعه»، علائم نزديك شدن رستاخيزاست.اين علائم، به طور اجمال... |
196 |
|
اصل يكصد و دوازدهم : پيش از روز قيامت در دو نوبت «نفخ صور» انجام مى گيرد... |
197 |
|
اصل يكصد و سيزدهم : در روز رستاخيز، با شيوه هاى خاص، به حساب اعمال همه افراد رسيدگى مى شود... |
198 |
|
اصل يكصد و چهاردهم : شفاعت شافعان از گنهكاران امّت به اذن الهى در روز قيامت... |
200 |
|
اصل يكصد و پانزدهم : طلب شفاعت از كسانى كه خداوند به آنان اذن شفاعت داده است اشكالى ندارد... |
203 |
|
اصل يكصد و شانزدهم : درهاى توبه بر روى بندگان گناهكار هميشه(جز لحظه مرگ) باز است... |
206 |
|
اصل يكصد و هفدهم : انسان،در سراى ديگر، به سزاى اعمال نيك و بد خود مى رسد... |
208 |
|
اصل يكصد و هجدهم : خلود و جاودانگى در دوزخ، ويژه كافران است و مؤمنين گناهكار(چنانچه... |
209 |
|
اصل يكصد و نوزدهم : از آيات قرآن و احاديث برمى آيد كه دوزخ و بهشت هم اكنون نيز وجود دارند... |
210 |
|
|
|
|
بخش نهم: ايمان و كفر و بدعت و تقيه وتوسل و ... |
213 |
|
اصل يكصد و بيستم : جايگاه اصلى ايمان، قلب است و در صدقِ عنوانِ مسلمانى... |
215 |
|
اصل يكصد و بيست و يكم: : ايمان قلبى در صورتى اثر بخش است كه شخص آن را اظهار كند ... |
217 |
|
اصل يكصد و بيست و دوم : هر مسلمانى كه به اصول سه گانه معتقد باشد تكفير آن حرام است... |
219 |
|
اصل يكصد و بيست و سوم : بدعت، لغتاً به معنى كار نو و بى سابقه است و اصطلاحاً عبارت است... |
219 |
|
اصل يكصد و بيست و چهارم : جايى كه اظهار عقيده صحيح، مايه توجه خطر به جان، مال... |
224 |
|
اصل يكصد و بيست و بنچم : تقيه، در برخى از شرايطْ واجب است، ولى در شرايطى كه تقيه كردن ... |
227 |
|
اصل يكصد و بيست و ششم : زندگى بشر (و اصولاً جريان طبيعت) بر كمك گيرى از اسباب استوار است ... |
229 |
|
اصل يكصد و بيست و هفتم : توسل به اسماى الهى و نيز به دعاى صالحان... |
231 |
|
اصل يكصد و بيست و هشتم : تقديرات قطعى الهى تغييرپذير نيست، ولى تقديرات مشروط و معلَّقِ وى قابل رفع و .... |
235 |
|
اصل يكصد و بيست و نهم : همان گونه كه در امّتهاى پيشين، طبق مشيت الهى... |
239 |
|
اصل يكصد و سى ام : صحابه پيامبر، چه آنها كه در جنگهاى بدر و اُحُد و احزاب و حُنَين شربت شهادت نوشيده اند ... |
242 |
|
اصل يكصد و سى ويكم : مهر ورزيدن ودوست داشتن پيامبر وخاندانش يكى از اصول اسلام است ... |
244 |
|
اصل يكصد و سى ودوم : فلسفه سوگوارى براى شهداء پيروى از يعقوب نبىّ وپيامبر اسلام در جنگ احد است.... |
249 |
|
اصل يكصد و سى وسوم : خردمندان جهان آثار نياكان خود را بعنوان ميراث فرهنگى حفظ مى كند.... |
250 |
|
اصل يكصد و سى وچهارم : زيارت قبور مؤمنان وزيارت قبور انبياء واولياء الهى از اصول اسلام است كه ... |
254 |
|
اصل يكصد و سى وپنجم : غلو بمعنى تجاوز از حد است وكسانى كه در مقامات پيامبران وپيشوايان معصوم ... |
255 |
|
|
|
|
بخش دهم: حديث ، اجتهاد و فقه |
257 |
|
اصل يكصد و سى و ششم : احاديثى كه راويان ثقه و عادل از پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل كرده اند ... |
259 |
|
اصل يكصد و سى و هفتم : احاديث و رواياتى كه از امامان دوازدهگانه (عليهم السلام) به دست ما رسيده است ... |
260 |
|
اصل يكصد و سى و هشتم : احاديث رسول گرامى و اهل بيت طاهرين او ، (سلام اللّه عليهم اجمعين)... |
263 |
|
اصل يكصد و سى و نهم : در فقه شيعه، باب اجتهاد از روز نخست به روى فقيهان باز بوده و هيچگاه بسته نشده است... |
265 |
|
اصل يكصد و چهلم : قول صحابى در صورتى كه سنت پيامبر را نقل كند حجت است ... |
267 |
|
اصل يكصد و چهل و يكم : بر هر مسلمانى لازم است نسبت به اصول عقايد تحصيل يقين كند... |
267 |
|
برخى از احكام فقهى مورد اختلاف |
268 |
|
اصل يكصد و چهل و دوم : شيعه درموقع وضو گرفتن دستها را از بالا تا سر انگشتان مى شويد... |
268 |
|
اصل يكصد و چهل و سوم : شيعه معتقد است كه در حال سجده بايد بر زمين طبيعى ... |
271 |
|
اصل يكصد و چهل و چهارم : تفريق بين نمازهاى ظهر و عصر، و نيز بين مغرب و عشا، مستحب است... |
273 |
|
اصل يكصد و چهل و پنجم : ازدواج موقت، نوعى از ازدواج مشروع است. قرآن بر مشروع بودن ... |
276 |
|
اصل يكصد و چهل و ششم : در حال نماز نبايستى دستها را روى هم نهاد، و نمازگزاردن به صورت دست بسته ... |
279 |
|
اصل يكصد و چهل و هفتم : نوافل شبهاى ماه رمضان مستحب است، ولى گزاردن آن به صورت جماعت ... |
280 |
|
اصل يكصد و چهل و هشتم: بر هر مسلمانى لازم است بحكم آيه چهل ويك انفال يك پنجم در آمد خود ... |
281 |
|
اصل يكصد و چهل و نهم : تمدن اسلامى مرهون تلاشهاى بى وقفه همه مسلمانان است ... |
283 |
|
اصل يكصد و پنجاهم : در فرق ميان فرقه هاى اسلامى در برخى از فروع، مانع از اتحاد ... |
286 |
|
كتابنامه |
289 |