و فيه: عن عليّ عليه السّلام قال: كنّا إذا احمرّ البأس و لقي القوم، القوم اتقينا برسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله، فما يكون أحد، أقرب إلى العدوّ منه

على عليه السّلام فرمود: چون تنور جنگ گرم مى‏شد و دو لشكر به هم مى‏رسيدند ما به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پناهنده مى‏شديم و هيچ كس به دشمن نزديكتر از آن حضرت نبود..[1]

و عن الصدوق في «العلل» و «عيون الاخبار»: مسندا عن الرّضا عليه السّلام عن آبائه. قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: خمس لا أدعهنّ حتّى الممات: الاكل على الارض مع العبيد، و ركوبى مؤكّفا، و حلبي العنز بيدى، و لبس الصوف و التسليم على الصبيان، ليكون سنّة من بعدي.

 رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: پنج چيز است كه تا دم مرگ از آنها دست بر نمى‏دارم: روى زمين با بردگان غذا خوردن، بر الاغ پالاندار سوار شدن، شير بز را با دست خود دوشيدن، لباس پشمينه پوشيدن و به كودكان سلام كردن، تا آنكه پس از من سنّت شود.[2]


و في المكارم: عن أبي ذر، قال: كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يجلس بين ظهرانيّ أصحابه فيجيي‏ء الغريب فلا يدري أيّهم هو، حتّى يسأل. فطلبنا إلى النبيّ صلّى اللّه عليه و آله أن يجعل مجلسا يعرفه الغريب إذا أتاه. فبنينا له دكّانا من طين، و كان يجلس عليه و نجلس بجانبيه.

ابو ذر رحمه اللَّه گويد: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بدون امتياز در ميان اصحاب خود مى‏نشست به گونه‏اى كه هر گاه شخص غريبى وارد مى‏شد نمى‏دانست پيامبر كدام است تا آنكه بپرسد. ما از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله خواهش كرديم كه براى خود جاى خاصى قرار دهد تا شخص تازه وارد آن حضرت را بشناسد. پس برايش سكويى از گل ساختيم و حضرت بر آن مى‏نشست و ما در دو طرف او مى‏نشستيم.     [3]                 

في المكارم: عن أنس قال: كنّا اذا أتينا النّبي صلّى اللّه عليه و آله جلسنا حلقة

 انس گويد: هر گاه خدمت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله مى‏رسيديم حلقه‏وار دور هم مى‏نشستيم[4]

و في الكافي: مسندا. عن عبد اللّه بن سنان، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال:كانت لرسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ممسكة اذا هو توضاء، أخذ بيده و هي رطبة. فكان اذا خرج عرفوا أنّه رسول اللّه برائحته.

امام صادق عليه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله مشكدانى داشت كه بلافاصله پس از وضو با همان دست تر آن را مى‏گرفت و خود را خوشبو مى‏ساخت، و چون از خانه بيرون مى‏شد مردم از بوى خوش آن مى‏دانستند كه آن حضرت آمده است.[5]

و في المكارم: و كان لا يعرض له طيب إلا تطيّب و يقول: هو طيّب ريحه خفيف محمله، و ان لم يتطيّب وضع اصبعه في ذلك الطيب، ثم لعق منه.

طبرسى گويد: هيچ گاه عطرى به آن حضرت تعارف نمى‏شد مگر آنكه خود را به آن معطر مى‏ساخت و مى‏فرمود: بويش خوش و حمل كردنش آسان است.

و اگر [به جهت عذرى‏] از آن عطر استفاده نمى‏كرد انگشت مبارك را در ظرف عطر مى‏كرد و سر انگشت را به آن مى‏آميخت.[6]

و عن القطب في دعواته، قال: و روى ما أكل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله متّكئا إلّا مرّة، ثمّ جلس فقال: اللّهمّ إنّي عبدك و رسولك.

رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در حال تكيه دادن غذا نخورد مگر يك بار، آن هم پس از يادآور شدن نشست و گفت: خدايا، من بنده و پيامبر تو هستم.[7]

و في الكافي: مسندا عن زيد الشّحام، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال: ما أكل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله متّكئا منذ بعثه اللّه عزّ و جلّ حتّى قبضه، و كان يأكل أكلة العبد و يجلس جلسة العبد. قلت: و لم؟ قال: تواضعا للّه عزّ و جلّ. .

 امام صادق عليه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از روزى كه خداوند او را به پيامبرى برانگيخت تا روزى كه جان او را گرفت در حال تكيه دادن غذا نخورد.

آن حضرت مانند بردگان غذا مى‏خورد و مانند آنان مى‏نشست. گفتم: چرا چنين مى‏كرد؟ فرمود: براى فروتنى در برابر خداى بزرگ. [8]

و في معانى الأخبار: كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يسير العنق؛ فاذا وجد فجوة نصّ، يعني زاد في السير.

 رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در مسافرت‏ها سريع راه مى‏پيمود و چون به راه پهناورى مى‏رسيد بر سرعت خود مى‏افزود.[9]

...، و يمشى هونا ذريع المشية، اذا مشى كأنّما ينحطّ في صبب،....

 امام حسن مجتبى عليه السّلام فرمود: از دايى خود هند بن ابى هاله كه از وصف‏كنندگان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بود خواستم و دوست داشتم كه مقدارى از اوصاف آن حضرت را برايم بيان كند تا بدان در آويزم و به سهم خود از آن پيروى نمايم، گفت:...استوار قدم بر مى‏داشت و آرام و با وقار راه مى‏رفت و گامهاى بلند بر مى‏داشت. چنان راه مى‏رفت كه گويى از سرازيرى فرود مى‏آيد...[10]

و فيه: قال: و كان أبعد التّاس غضبا و اسرعهم رضا، و كان أرأف النّاس بالنّاس، و خير النّاس للناس. و أنفع الناس للناس.

و نيز گويد: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از همه كس ديرتر به خشم مى‏آمد و زودتر خشنود مى‏شد. وى مهربانترين و خيرخواه‏ترين و سودمندترين كس براى مردم بود.[11]

إِسْحَاقَ عَنْ رَافِعٍ مَوْلَى أَبِي ذَرٍّ قَالَ رَأَيْتُ أَبَا ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ أَخَذَ بِحَلْقَةِ بَابِ الْكَعْبَةِ وَ هُوَ يَقُولُ مَنْ عَرَفَنِي فَقَدْ عَرَفَنِي أَنَا جُنْدَبٌ الْغِفَارِيُّ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْنِي فَأَنَا أَبُو ذَرٍّ الْغِفَارِيُّ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ مَنْ قَاتَلَنِي فِي الْأُولَى وَ قَاتَلَ أَهْلَ بَيْتِي فِي الثَّانِيَةِ حَشَرَهُ اللَّهُ فِي الثَّالِثَةِ مَعَ الدَّجَّالِ إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ وَ مَثَلِ بَابِ حِطَّةٍ مَنْ دَخَلَهُ نَجَا وَ مَنْ لَمْ يَدْخُلْهُ هَلَك‏

: رافع غلام ابى ذر گفت: ابا ذر را ديدم در حالى كه حلقه در خانه خدا را گرفته بود ميگفت هر كه مرا ميشناسد ميداند كه من جندب غفارى هستم و كسى كه مرا نميشناسد بداند من ابو ذر غفاريم از پيامبر اكرم شنيدم‏

كه فرمود هر كه با ما بجنگ برخاست در ابتداى اسلام و با اهل بيت من بجنگ پردازد در مرحله دوم خدا او را محشور ميكند در آينده با دجال.

مثل اهل بيت من در ميان شما چون كشتى نوح است هر كه سوار آن شد نجات يافت و هر كه تخلف نمود غرق شد و چون درب حطه است هر كه داخل گرديد نجات يافت و كسى كه داخل نشد هلاك گرديد[12]

عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنَا مِيزَانُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ كِفَّتَاهُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ حِبَالُهُ وَ فَاطِمَةُ عِلَاقَتُهُ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِمْ يَزِنُونَ الْمُحِبِّينَ وَ الْمُبْغِضِينَ النَّاصِبِينَ الَّذِينَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ اللَّاعِنِين‏

كنز الفوائد جامع: ص 49- مينويسد كه ابو جعفر طوسى در كتاب مصباح الانوار باسناد خود از حضرت صادق از پدر خود و آن جناب از جدش نقل كرد كه پيامبر اكرم فرمود من ترازوى علمم، علي دو كفه آن و امام حسن و امام حسين بندهاى ترازو و فاطمه عليها السّلام قسمت اتصال دهنده دو كفه است امامان بعد از آنها وزن ميكنند محبين و مبغضين و دشمنان ما را كه لعنت خدا و لعنت‏كنندگان بر آنها باد.[13]

َ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنِّي قَدْ تَرَكْتُ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي وَ أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ مِنَ الْآخَرِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي أَلَا وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْض‏

پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود من در ميان شما دو چيز گران گذاشتم تا وقتى كه بآن دو چنگ بزنيد بعد از من گمراه نميشويد هر كدام از ديگرى بزرگتر است و كتاب خدا كه ريسمان متصل از آسمان بزمين‏ است و عترتم كه اهل بيت من هستند متوجه باشيد از يك ديگر جدا نميشوند تا پيش من آيند در حوض كوثر روايت شده كه ابا بكر گفت: علي عترت پيامبر است.

مغيرة بن ربيعه گفت: زيد بن ارقم را ديدم كه پيش مختار ميرفت يا از پيش او خارج ميشد باو گفتم از پيامبر اكرم نشنيده‏اى كه فرمود:

 «اني تارك فيكم الثقلين»

گفت چرا  از آن جمله احمد بن حنبل در مسند خود باسناد خود بزيد بن ثابت مى- رساند كه گفت پيامبر اكرم فرمود من ميان شما دو چيز گرانبها ميگذارم، كتاب خدا كه ريسمان آويخته است از آسمان بزمين و عترتم كه اهل بيت منند آنها از يك ديگر جدا نميشوند تا در حوض بر من وارد شوند. [14]

َ سَمِعْتُ النَّبِيَّ ص يَقُولُ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَحْيَا حَيَاتِي وَ يَمُوتَ مِيتَتِي وَ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ الَّتِي وَعَدَنِي رَبِّي بِهَا وَ هِيَ جَنَّةُ الْخُلْدِ فَلْيَتَوَالَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ وَ ذُرِّيَّتَهُ مِنْ بَعْدِهِ فَإِنَّهُمْ لَنْ يُخْرِجُوهُمْ مِنْ بَابِ هُدًى وَ لَنْ يُدْخِلُوهُمْ فِي بَابِ ضَلَالَة

از آن جمله حديثى است كه شيخ مسعود سجستانى در كتاب خود از ابن زياد مطرف نقل ميكند كه گفت از پيامبر اكرم شنيدم مى‏فرمود هر كه مايل است بزندگى من زنده باشد و بمرگ من بميرد و داخل بهشتى كه خدايم وعده داده بشود كه جنت خلد است علي بن ابى طالب و فرزندانش را بعد از او دوست بدارد هرگز آنان موجب خارج شدن از هدايت و داخل شدن در گمراهى نمى‏شوند[15]

بازگشت به پست مطلب

او رفت؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!




[1] سنن النبى صلى الله عليه و آله با ترجمه    ج‏1    23
[2] سنن النبى صلى الله عليه و آله با ترجمه    ج‏1    42 
[3] سنن النبى صلى الله عليه و آله با ترجمه    ج‏1    63 
[4] سنن النبى صلى الله عليه و آله با ترجمه    ج‏1    70  
[5] سنن النبى صلى الله عليه و آله با ترجمه    ج‏1    97   
[6] سنن النبى صلى الله عليه و آله با ترجمه    ج‏1    97 
[7] سنن النبى صلى الله عليه و آله با ترجمه    ج‏1    162 
[8] سنن النبى صلى الله عليه و آله با ترجمه    ج‏1    162  
[9] سنن النبى صلى الله عليه و آله با ترجمه    ج‏1    116
[10] سنن النبى صلى الله عليه و آله با ترجمه    ج‏1    12  
[11] سنن النبى صلى الله عليه و آله با ترجمه    ج‏1    38  
[12] بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏23    105 
[13] بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏23    106  
[14] بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏23    106  
[15] بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏23    110