بايد خدا از او بگويد


خدايا، اين پيغمبري كه براي ما انتخاب كرديد، چه ویزگی هایی دارد؟ از ويژگيهايش برايمان بگو،چون جز تو كيست كه او را بهتر از همه بشناسد؟ و بتواند به ما بشناساند؟


او مهربان و رئوف است،و اينها هم جلوه رحمت ماست كه او چنين است،دوست داريم با مردمان مهرباني بكند،عفو و بخشش و طلب استغفار و مشورت را به او امر كرديم[1]

او كسي است كه آيات ما را براي  شما ميخواند،شما را تزكيه وپاك ميكند وعلم مي اموزد[2]

او و همراهانش بر كفار شديد ودر بين هم مهرباني وعطوفت دارند[3]

او رسول كريم است[4]

او از روي هوي وهوس حرف نميزند،او مجنون نيست،[5] 

او كسي است كه اگر ظلمي به خود بكنيد وپيش او بياييد خدا را تواب ورحيم خواهيد يافت [6]

اصلا يا رسول الله اگر آمدند پيشت بگو سلام عليكم[7]وبالهاي مهرت را براي مومنان بگشا[8]

اگر خدا را دوست داريد از او تبعيت كنيد[9]

او خلق عظيم دارد[10]

تا زماني كه بين شماست عذابي نيست[11]


ولي يا رسول الله ما ميدانيم با همه اين خوبيها آنها تو را ناراحت ميكنند[12]

قبل از تو هم با رسولان قبلي چنين كردند، صبر كن[13]

قسم به جانت اينها نمي فهمند[14]

حال که چنين است کافران را (فقط) اندکي مهلت ده (تا سزاي اعمالشان را ببينند)![15]

ولي خدا سخت ميگيرد[16]

 

ادامه نوشته

ديگر امامان صادق نيستند؟

امامان ما يه اسم داشتند،والقاب متفاوت وزيادي داشته اند،اين القاب به معني اين نيست كه امام ديگر آن لقب را ندارد،بلكه امامان عليهم السلام جامع الفضائل هستند،ولي هر لقبي يه علتي دارد،ويكي از آن امامان «امام صادق عليه السلام» است،كه لقب «صادق »را به خود اختصاص داده است ،نه اينكه خداي ناكرده ديگر امامان صادق نيستند،اين لقب را امام سجاد عليه السلام براي امام صادق بيان ميكند،وعلتش را راوي ميپرسد،اشاره به جعفر كذّاب ميكند،وميگويد

چون از نسل او كسى است كه اسمش جعفر است و به دروغ ادعاى امامت مى‏ كند و او نزد خدا «جعفر كذّاب» مى‏ باشد.

متن كامل روايت

ادامه نوشته

دعاي بهشت

دردعاهاي كه مطرح شده يه مرور بكنيم به خوبي با بعضي از الفاظ كه نشان از اعتقاد ديني داردمواجه ميشويم،از جمله اينها بهشت است.قدم به قدم بسوي بهشت

قدم اول :در دعاها مطرح ميشود كه بهشت حق است ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ[1] گواهى مى‏دهم كه بهشت حق مى‏باشند

قدم دوم :پروردگار بهشت وجهنم هم خداست ،بايد او را صدا زد ِ يَا رَبَّ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ يَا رَبَّ الصِّغَارِ وَ الْكِبَار [2]

قدم سوم:بهشت وجهنم را تقسيم كننده علي عليه السلام است، ِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا قَسِيمَ الْجَنَّةِ وَ لَظَى ‏[3]

قدم چهارم:سرور جوانان بهشت امام حسن وامام حسين عليهما السلام هستند، صَلِّ عَلَى سِبْطَيِ الرَّحْمَةِ وَ إِمَامَيِ الْهُدَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ [4]

قدم پنجم:بهشت هم نشان از رجمت اوست، اللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُكَ الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِك ‏[5] أَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِك ‏[6]

قدم ششم:كساني هم هستند كه با شفاعت آنها ميشود وارد بهشت شد، ِ يَا فَاطِمَةُ اشْفَعِي لِي فِي الْجَنَّةِ فَإِنَّ لَكِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْنا مِنَ الشَّأْن‏[7]‏ ِ فَاجْعَلْنِي مِنْ شِيعَتِهِ وَ أَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ بِشَفَاعَتِهِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين [8]

حال آيا اين بهشت را از خدا بخواهيم؟ بله ورود به بهشت را از خدا بايد خواست

در يك جا درخواست خروج سالم از دنيا را داريم وورود به بهشت را أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُعْتِقَ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ وَ أَنْ تُخْرِجَنِي مِنَ الدُّنْيَا سَالِما وَ [أَنْ‏] تُدْخِلَنِي الْجَنَّةَ آمِنا[9]

در يك جا با اوصاف بهشت همراهي خوبان بهشتي را هم خواهنيم اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ الَّتِي حَشْوُهَا الْبَرَكَةُ وَ عُمَّارُهَا الْمَلائِكَةُ مَعَ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَبِينَا إِبْرَاهِيمَ عَلَيْهِ السَّلام‏[10]

َدر جايي ديگرمي گويد: معبودا، اگر کیفر بزرگت مرا به سوی آتش رانَد، ولی لطف فراوانت مرا به سوی بهشت خوانَد.‌ إِلَهِي إِنْ دَعَانِي إِلَى النَّارِ عَظِيمُ عِقَابِكَ فَقَدْ دَعَانِي إِلَى الْجَنَّةِ جَزِيلُ ثَوَابِك ‏[11]

َودر جايي ديگر كساني كه با دعايي خاصي بهشت را خواسته اند به دعاهاي اجابت شده آنها قسم ميدهيم بِاسْمِكَ الَّذِي دَعَتْكَ بِهِ آسِيَةُ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتا فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْتَ لَهَا دُعَاءَهَاَ [12]

وَ نِعْمَةُ اللَّهِ مُحَمَّدٌ وَ أَهْلُ بَيْتِهِ، حُبُّهُمْ إِيمَانٌ يُدْخِلُ الْجَنَّةَ ، وَ بُغْضُهُمْ كُفْرٌ وَ نِفَاقٌ يُدْخِلُ النَّار[13]

ادامه نوشته

شاهدي كه سكوت دارد

يكي از چيزهاي كه در قيامت عليه ويا بر منفعت انسان شهادت مي دهد زمين است،(يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها : آن روز است كه [زمين‏] خبرهاى خود را باز گويد.)[1]

از آقا رسول الله صلي الله عليه و آله :أَ تَدْرُونَ ما أَخْبارُها؟: «آیا مى دانید منظور از اخبار زمین در اینجا چیست»؟

قالُوا: اللّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ: «گفتند: خدا و پیغمبرش آگاه تر است».

فرمود: أَخْبارُها أَنْ تَشْهَدَ عَلى کُلِّ عَبْد وَ أَمَة بِما عَمِلَ عَلى ظَهْرِها، تَقُولُ عَمِلَ کَذا وَ کَذا، یَوْمَ کَذا، فَهذا أَخْبارُها:«منظور از خبر دادن زمین این است که: اعمال هر مرد و زنى را که بر روى زمین انجام داده اند خبر مى دهد، مى گوید: فلان شخص در فلان روز فلان کار را انجام داد، این است خبر دادن زمین»[2]

 

اما چگونه اين زمين شهادت مي دهد؟

برخى دانشمندان ظاهر آيه را پذيرفته و بر آن رفته‏اند كه به روز قيامت، زمين به فرمان خدا تكلّم مى‏كند. برخى ديگر معتقدند كه خداوند، در زمين امواج صوتى مى‏آفريند و در حقيقت، متكلّم، خدا است. برخى ديگر بر آن رفته‏اند كه مراد، تكلّم نيست؛ بلكه ظهور و بروز آثار اعمال آدمى است.

با توجّه به مجموع آيات و روايات، تفسير نخست نزديك‏تر به حقيقت مى‏نمايد [3]

يه مثال:ما گاهي يه سي دي ويا دي وي دي در دست خود ميگيريم ومي گوييم اين سي دي يك ساعت سخنراني دارد ومطالب زيبايي بيان ميكند،

ويا با اين سي دي ميتوانم شما را به بالاي دار بفرستم و.يا با اين سي دي ميتوانم فيلمهاي شما را به همه نشون بدهم،و...

كسي كه با سي دي خوان اشنايي ندارد،به همين سي دي نگاه ميكند،وجز سكوت چيزي نميشنود،وبه ظاهرش هم نگاه ميكند،جز تصوير خود كه بصورت ايينه نشان ميدهد چيزي متوجه نمي شود، وهي نگاه ميكنه وميگوييد اين چگونه ميتواند يه ساعت حرف بزند وعليه من شهادت بدهد؟اين زبانش كجاست ؟دهنش كو؟اصلا چگونه حرف ميزند؟يه نفر جلوي چشم اين شخص همين سي دي را در دستگاه سي دي خوان ميگذارد واين حرف ميزند،!!!آن وقت است كه اين متوجه ميشود چه خبر است،

شهادت زمين واعضا و...همه در دستگاه خاص خودش كه قرار بگيرد ،صدايش را همه ما خواهيم شنيد،آن دنيا مثل اين دنيا نيست،آن دنيا زنده است
 

وَمَا هَذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِي الْحَيوَانُ لَوْ كَانُوا يعْلَمُون

اين زندگي دنيا چيزي جز سرگرمي و بازي نيست؛ و زندگي واقعي سراي آخرت است، اگر مي‌دانستند![4]

در آن دنيا ديدن انسان وشنيدن انسان هم فرق مي كند


لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيوْمَ حَدِيدٌ


(به او خطاب مي‌شود تو از اين صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودي و ما پرده را از چشم تو کنار زديم، و امروز چشمت کاملا تيزبين است![5]

 


[1] ( الزلزلة : 4)

[2] («نور الثقلین»، جلد 5، صفحه 649.)

[3] (پيام قرآن، 6ج/ 157 و 158)

[4] (العنکبوت/64)

[5] (ق/22)