خلاصه زندگینامه
نام: موسی بن جعفر.
کنیه: ابو ابراهیم، ابوالحسن، ابوالحسن اوّل، ابوالحسن ماضی، ابوعلی و ابواسماعیل.
القاب: کاظم، صابر، صالح، امین و عبدالصالح.
نکته: آن حضرت در میان شیعیان به «باب الحوائج» معروف است.
منصب: معصوم نهم و امام هفتم شیعیان.
تاریخ ولادت: هفتم ماه صفر سال 128 هجری. برخی نیز سال 129 را ذکر کردند.
محل تولد: ابواء (منطقهای در میان مکه و مدینه) در سرزمین حجاز (عربستان سعودی کنونی).
مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، امام جعفر صادق علیه السلام، در شوال 148 هجری تا رجب سال 183 هجری، به مدت 35 سال. آن حضرت در سن بیست سالگی به امامت رسید.
تاریخ و سبب شهادت: 25 رجب سال 183 هجری، در سن 55 سالگی، به وسیله زهری که در زندان سندی بن شاهک به دستور هارون الرشید به آن حضرت خورانیده شد.
محل دفن: مکانی به نام مقابر قریش در بغداد (در سرزمین عراق) که هم اکنون به «کاظمین» معروف است. [1]
کلام امام صادق علیه السلام
امام صادق علیه السلام ـ در پاسخ به پرسش صفوان جمّال درباره دارنده این منصب [امامت] ـ: دارنده این مقام به لهو و لعب نمیپردازد. در این هنگام موسی بن جعفر که کودکی بود وارد شد در حالی که ماده بزغاله ای مکی با خود داشت و به او میگفت: اسجُدی لربِّک پروردگارت را سجده کن! ابو عبداللّه او را گرفت و در آغوش کشید و فرمود: بأبی واُمّی، لا یلْهو ولا یلْعبُ پدر و مادرم فدایش که اهل لهو و لعب (کارهای بیهوده و غفلت آور) نیست. [2]
ارتباط با خدا وخلق خدا
روایت شده است کـه حـضـرت کاظم علیه السلام زیاد دعا میخواند، و عرضه میداشت: اللّهمَّ إنّی أسألُک الرّاحَةَ عِندَ المَوتِ وَالعَفوَ عِندَ الحِسابِ بار خدایا، راحتی در هنگام مردن، و عفو و بخشش در هنگام حسابرسی را از تو مسألت میکنم. و این جمله را تکرار میکرد. یکی از دعاهای آن حضرت این بود: عَظُمَ الذَّنبُ مِن عَبدِک فَلیحسُنِ العَفوُ مِن عِندِک گناه بنده تو بزرگ است و عفو و گذشت از جانب تو نیکوست. آن حضرت از خشیت خدا چندان میگریست که محاسن او از اشک تر میشد. هیچ کس به اندازه ایشان به خانواده و خویشاوندانش رسیدگی نمیکرد. شب هنگام به فقرای مدینه سرکشی میکرد و زنبیلی پر از درهم و دینار و آرد و خرما با خود میبرد و بر درِ خانههای آنان میگذاشت و آنها نمیفهمیدند که این پول و اجناس از طرف چه کسی آمده است. [3]
در این روایت هم ارتباط با خدایی این امام همام بیان شده است وهم ارتباط با خلق خدا همه از جهت عبادت عبادت را انجام میداده به فقرا وهمچنی به فامیل هم رسیدگی داشته است
عبدالصالح
حسن بن محمّد بن یحیی علوی: جدّم برایم نقل کرد که: یدعی العَبدُ الصّالِحُ مِن عِبادَتِهِ وَاجتِهادِهِ موسی بن جعفر را به خاطر سختکوشی و شدّت عبادتش، عبد صالح میگفتند. اصحاب ما روایت کردهاند که آن حضرت سرِشب به مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت و به سجده افتاد؛ شنیده شد که در سجودش میگوید: عَظُمَ الذَّنبِ عِندی فَلیحسُنِ العَفوُ عِندَک، یا أهلَ التَّقوی وَیا أهلَ المَغفِرَةِ بزرگ است گناه من، و عفو از تو نیکوست، ای آن که سزاوار آنی که از تو پروا کنند، و ای آن که اهل آمرزشی. و این جمله را تا صبح تکرار میکرد. موسی بن جعفر، انسانی با سخاوت و بزگوار بود. هرگاه میشنید کسی حرفهای ناراحت کننده ای درباره او گفته است، ایشان همیانی پر از هزار دینار برایش میفرستاد. [4]
عبادت در زندان
یه مطلب جانسوزی است، که از عبادت امام کاظم در زندان حکایت میکند
ثوبانی: ابوالحسن موسی بن جعفر، به مدّت ده سال و اندی، هر روز پس از بالا آمدن آفتاب به سجده میرفت که تا هنگام ظهر سجدهاش به طول میانجامید. بِضعَ عَشَرةَ سَنَةٍ کلَّ یومٍ سَجدَةٌ بَعدَ ابیضاضِ الشَّمسِ إلی وَقتِ الزَّوالِ ثوبانی گوید: گاهی اوقات هارون روی بامی که مشرف بر زندان امام کاظم علیه السلام بود میرفت و حضرت را در حال سجده میدید. یک بار به ربیع گفت: این جامه ای که هر روز در آن جا میبینم چیست؟ ما ذاک الثَّوبُ الَّذی أراهُ کلَّ یومٍ فی ذلک المَوضِعِ؟ ربیع گفت: ای امیر المؤمنین، آن جامه نیست بلکه موسی بن جعفر است که هر روز بعد از طلوع خورشید تا هنگام ظهر به سجده میافتد.
یا أمیرَالمُؤمِنینَ ما ذاک بِثَوبٍ وإنّما هُوَ موسَی بنُ جَعفَرٍ علیهماالسلام لَهُ کلُّ یومٍ سَجدَةٌ بَعدَ طُلوعِ الشَّمسِ إلی وَقتِ الزَّوالِ قالَ الرَّبیعُ: فَقالَ لی هارونُ: أما إنَّ هذا من رُهبانِ بَنی هاشِمٍ، قُلتُ: فَما لَک فَقَد ضَیقتَ عَلیهِ فی الحَبسِ؟! قالَ: هَیهاتَ لابُدَّ مِن ذلک
ربیع گوید: هارون به من گفت: براستی که او از راهبان بنی هاشم است. من گفتم: پس چرا در زندان عرصه را بر او تنگ کرده ای؟! گفت: هیهات که چاره ای جز این نیست. [5]
سخن امام
الإمامُ الکاظمُ علیه السلام: الإمامةُ هِی النُّورُ، وذلک قولُهُ عز و جل: «آمِنُوا باللّه وَ رَسُولِهِ و النُّورِ الّذی أنْزَلْنا»، قالَ: النُّورُ هُوَ الإمام
امام کاظم علیه السلام: امامت نور و روشنایی است؛ همان که خداوند عز و جل فرموده: «به خدا و پیامبر او و نوری که فرو فرستادیم ایمان آورید». فرمود: نور همان امام است. [6]
الإمامُ الکاظمُ علیه السلام: انتظارُ الفَرَجِ مِن الفَرَجِ
امام کاظم علیه السلام: انتظار فرج خود، گونه ای گشایش است. [7]
[1] http://tebyan.net/newindex.aspx?pid=32993
[2] المناقب لابن شهرآشوب: ۴ / ۳۱۷
[3] الإرشاد: ۲۹۶
[4] تاریخ بغداد: ۱۳ / ۲۷
[5] عیون أخبار الرضا علیه السلام: ۱ / ۹۵
[6] نور الثقلین: ۵ / ۳۴۱ / ۱۶
[7] الغَیبة للطوسی: ۴۵۹ / ۴۷۱