هر كس به اندازه
بعضي ها ميگن قرآن كه معجزه است ،چرا ما كاملا نميتونيم بفهميم
ياد روايت امام صادق عليه السلام افتادم كه قرآن را لايه لايه تعريف ميكند،واين سخن به ذهنم اومد كه اول بايد موقعيت خود را بشناسيم بعد بگوببم كه چقدر از قرآن ميفهميم،برخي خود را قرآن شناس واقعي معرفي ميكنن،راست ميگن چون در حد خودش ميفهمه ،ولي نميدونه كه چه خبر است
كِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى أَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ:عَلَى الْعِبَارَةِ، وَ الْإِشَارَةِ وَ اللَّطَائِفِ وَ الْحَقَائِقِ فَالْعِبَارَةُ لِلْعَوَامِّ، وَ الْإِشَارَةُ لِلْخَوَاصِّ، وَ اللَّطَائِفُ لِلْأَوْلِيَاءِ، وَ الْحَقَائِقُ لِلْأَنْبِيَاء
حسن مصطفوي در ترجمه چنين مينويسد:حضرت صادق (عليه السلام) فرموده است: كتاب خدا بر چهار طبقه استوار است:
قسمت عبارتها و جملات، قسمت اشارات خصوصى كه فهميده مىشود، قسمت لطائف و نكتههاى دقيق كه استفاده مىتوان كرد، و قسمت حقائق مطالب و معارف الهى.
1- عبارات قرآن مجيد: افراد عمومى در اين محدوده از قرآن مجيد استفاده كرده، و فقط از قرائت جملات و آيات، و از مفاهيم لغوى، و تفسيرهاى عرفى و ظاهرى آنها، بهرهمند مىشوند.
2- اشارات: اشارات و مفاهيم التزامى و خصوصيات اضافه بر مفاهيم ظاهرى از جملات، مخصوص خواص و افراد مخصوصى است كه از نظر علوم رسمى يا روشنايى و نورانيت قلبى ممتاز باشند.
3- لطائف: نكتههاى باريك و نقاط دقيق و مطالب لطيف كه تنها با نور باطن و بصيرت قلب و با ديد روحانى مىتوان تشخيص داد، مخصوص بندگان مخصوص و مقرب و اولياى حق مىباشد.
4- حقائق: و اما حقائق و مطالب صد در صد محكم و ثابت و معارف يقينى كه از قرآن مجيد استفاده مىشود، مخصوص انبيا است.
شما از اين حديث چه استفاده اي ميكنيد؟
مصباح الشريعة / ترجمه مصطفوى،ص: 460
