قرار ملاقات


از بهشت و جنت و نعیم و ویژگی های افرادی که این نعمت روزی شون می شه گفتیم و گفتیم و آرزو کردیم که نصیب همه مان شود. اما آیا این بهشت و جنت نعیم، هدف و مقصود نهایی ماست؟ که در آن متنعم باشیم؟ آیا رفتن به خود بهشت، هدف ماست و برای ما موضوعیت دارد؟

وقتی در آیات الهی نگاه می کنیم، می بینیم که هدف چیز دیگری است...

-  در مورد موجودات این طور بیان شده که همه موجودات به سمت او، در حرکت اند.

خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَإِلَيهِ الْمَصِيرُ
[1]  
آسمانها و زمين را به حق آفريد و شما را صورتگري کرد و صورتهايتان را نيکوآراست و فرجام به سوي اوست.
صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ[2]   
راه همان خدايي که آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست هشدار که [همه] کارها به خدا بازمي‏گردد

- در مورد انسان نیز این طور بیان شده که انسان ها نیز، به سمت خدا برمی گردند. او را ملاقات می کنند.

الَّذِينَ يظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيهِ رَاجِعُونَ  [3]   
همان کساني که مي‏دانند با پروردگار خود ديدار خواهند کرد و به سوي او باز خواهند گشت
وَالَّذِينَ يؤْتُونَ مَا آتَوْا وَقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ  [4]   
و کساني که آنچه را دادند [در راه خدا] مي‏دهند در حالي که دلهايشان ترسان است [و مي‏دانند] که به سوي پروردگارشان بازخواهند گشت

ای انسان، تو او را ملاقات خواهی کرد..

يا أَيهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ  [5] 
اي انسان حقا که تو به سوي پروردگار خود بسختي در تلاشي و او را ملاقات خواهي کرد


و تو، ای ، انسان،

او را ، ملاقات خواهی کرد... این یقینی است..یقین پیدا کن که او را خواهی دید... خود را به این باور برسان.

فقط

حواسمون باشه، جنت و نعیم و دیگر نعمت ها، ما را از ناعم غافل نسازد..... دیدار و ملاقات او، نهایت ماست.
چطور خداوند را دیدار خواهیم کرد؟

ادامه نوشته

وارث بهشت

در بعضي از آيات همچنان كه در پست قبلي هم بود،سخن از ارث بردن بهشت است،درجايي ارث بردن از جنت نعيم است[1]،در جايي ارث بردن از جنت فردوس است[2]،چرا ارث بكار ميرود؟چون ارث به تركه اي  گفته ميشود كه با مرگ يكي از نزديكان به ديگري كه باقي است وزنده است برسد،

وقتي حضرت ابراهيم وهمچنين رسول اكرم صلي الله عليه وآله دعاي وارث بودن جنت نعيم را مطرح ميكنند[3]،

يه معناي لطيفي درون خود دارد،وآن اينكه درسته به دست اوردن بهشت سخت است،وتلاش وكوشش ميخواهد[4]،تا انسان تلاش نكند ،نميتواند به ان برسد،ولي ايا واقعا در مقابل تلاش ما اين بهشت حق ماست؟يا حق كساني است كه زحمت كشيدند؟ارث چيزي است كه بدون زحمت وتلاش به دست مي اييد،شما اينگار 50 سال عمر ميكنيد،ولي از مال كس ديگري كه 50 سال عمركرده وزحمت كشيده استفاده ميكنيد،اين مي شود 100 سال ،آيا شما صد سال عمر كرديد؟پس بدون زحمت 50 سال اضافه دستت اومده


حال شما در اين دنيا بخواهيد عمل كنيد 70 سال عمر كرديد وهمه را خدايي زندگي كرديد وكرديم وكردند،در مقابل اين هفتاد سال دو برابر به ما بدهند ميشود 140 سال،پس نمي شود،خالد در بهشت بود،پس وقتي خلود در بهشت وهميشگي بودن در بهشت مطرح ميشود،اين در مقابل عمل ما نيست،عمل ما كمتر از ان است كه خلود در بهشت پاداشش باشد،پس اين خلود در مقابل طاعات وعبادات مامي شود بدون زحمت وتعب وسختي بدست اوردن،اين يعني فضل خدا،اين يعني ارث بردن بهشت

وجه دومي هم كه مي شود براي ارث بردن مطرح كرد[5] روايتي از اقا رسول الله صلي الله وعليه وآله وسلم است كه مي فرمايد:


مَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا لَهُ مَنْزِلَانِ مَنْزِلٌ فِي الْجَنَّةِ وَ مَنْزِلٌ فِي النَّارِ فَإِنْ مَاتَ وَ دَخَلَ النَّارَ وَرِثَ أَهْلُ الْجَنَّةِ مَنْزِلَهُ.:

" هر يك از شما بدون استثنا داراى دو منزل است: منزلى در بهشت، و منزلى در دوزخ، اگر دوزخى شود و وارد جهنم گردد اهل بهشت منزلگاه او را به ارث مى‏برند".[6]

وقتي كه كساني در بهشت هستند،منزل كساني كه در دوزخ هستند را به ارث ميبرند،چرا انسان دعا نكند كه ان منزل را به ارث ببرد

ادامه نوشته

نعيم

سخن از بهشت بود وبهشتيان،حال مي رسيم به جنات نعيم،ياهمان جنّت نعيم،بهشتي كه آقا رسو ل الله صلي الله عليه واله در ان روزي كه فاطمه زهرا را به خانه علي عليه السلام فرستاد،از علي در مورد فاطمه مي پرسد واز فاطمه در مورد علي عليه السلام،وقتي كه به زيبايي اين بزرگواران جواب ميدهند،دست به دعا بر ميدارد ودعا ميكند،از جمله دعاهايش درخواست جنّت نعيم است، وَ اجْعَلْهُمَا وَ ذُرِّيَّتَهُمَا مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ‏[1]خدايا اين دو وذريه اين دو را از وارثان جنّت نعيم قرار بده

جنّت نعيمي كه حضرت ابراهيم هم در اين مورد از خدا ميخواهد كه وارث اين بهشت باشد،[2] وَاجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ

همه ما دوست داريم وارد جنّات نعيم الهي بشويم،چه كساني به جنّات نعيم ميروند،چه ويژگيهايي بايد داشته باشم،رفتن به اين بهشت با عنايات خدا كار سختي نيست،ولي اين راه توشه ميخواهد،كه عبارتند:


1.ايمان

  إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ (ولي) کساني که ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، باغهاي پرنعمت بهشت از آن آنهاست؛[3]

2.عمل صالح وتقوي[4]

  الْمُلْكُ يوْمَئِذٍ لِلَّهِ يحْكُمُ بَينَهُمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ حکومت و فرمانروايي در آن روز از آن خداست؛ و ميان آنها داوري مي‌کند: کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده‌اند، در باغهاي پرنعمت بهشتند؛[5]

ادامه نوشته

جنّات

در بين آيات قرآني نگاه ميكردم به اينكه بهشت چگونه جايگاهي است؟وچه ويژگيهايي دارد؟مراتب انسانها چگونه است؟ديدم در آيات قراني از چند بهشت ياد ميكند

1.جنّت نعيم  وَاجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ(الشعراء/85)
و مرا وارثان بهشت پرنعمت گردان!
  إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ(لقمان/8)
(ولي) کساني که ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، باغهاي پرنعمت بهشت از آن آنهاست؛
2.جنّات عدن.
 جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوَابُ(ص/50)
باغهاي جاويدان بهشتي که درهايش به روي آنان گشوده است،
3.جنّت ماوي
 عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى(النجم/15)
که «جنت المأوي» در آنجاست!
4.جنّت فردوس
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا(الکهف/107)
اما کساني که ايمان آوردند و کارهاي شايسته انجام دادند، باغهاي بهشت برين محل پذيرايي آنان خواهد بود.
  الَّذِينَ يرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ(المؤمنون/11)
(وارثاني) که بهشت برين را ارث مي‌برند، و جاودانه در آن خواهند ماند!
اين بهشتها چه فرقي باهم دارند؟چگونه ميشود به هركدومش رسيد؟

سلام

در بحث لذت مطالب قرآني وهضم اينكه چنين خونه هست مونده بودم،كه باز سراغ قرآن رفتم ببينم از اين سلام چه ميگويد،ديدم چقدر شيرين است آيات قرآني را كنار هم گذاشتن وخوندن،ديدم اسم خدا سلام است،

هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ ...[1]
و خدايي است که معبودي جز او نيست، حاکم و مالک اصلي اوست، از هر عيب منزه است، به کسي ستم نمي‌کند، امنيت بخش است،

چقدر زيباست اين آيه،كنار اين آيه  ديگر بگذاريم،كه ميگويد راهش هم سلام است.

  يهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[2]
خداوند به برکت آن، کساني را که از خشنودي او پيروي کنند، به راه‌هاي سلامت، هدايت مي‌کند؛ و به فرمان خود، از تاريکيها به سوي روشنايي مي‌برد؛ و آنها را به سوي راه راست، رهبري مي‌نمايد.
حالا كه اسمش سلام است راهش سلام است ،بايد مقصد هم سلام باشد،لذابهشتش هم دار السلام است
 لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيهُمْ بِمَا كَانُوا يعْمَلُونَ[3]
براي آنها (در بهشت) خانه امن و امان نزد پروردگارشان خواهد بود؛ و او، ولي و ياور آنهاست بخاطر اعمال (نيکي) که انجام مي‌دادند.
براي ورود به اين بهشت هم بايد سلام باشد ،لذاتحيت اين بهشت هم سلام است.

  دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ[4]
گفتار (و دعاي) آنها در بهشت اين است که: «خداوندا، منزهي تو!» و تحيت آنها در آنجا: سلام؛ و آخرين سخنشان اين است که: «حمد، مخصوص پروردگار عالميان است!»

سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ[5]
بر آنها سلام (و درود الهي) است؛ اين سخني است از سوي پروردگاري مهربان!
 واژه سلام چقدر زيباست وما در زندگي روزمره استفاده ميكنيم ونميدانيم چه خبر است،به اين خاطره كه بعضي ها عاشق سلام هستند،من فكر ميكنم براي رسيدن به اين سلام بايد سلام بود،چگونه ميشه سلام بود؟


ادامه نوشته