خودمانی

به هر کس می‌رسی سخن از خدا می‌گوید، خدایی هست، خدا وجود دارد، خدا خواست، خداحافظ، به خدا می‌سپارمت، تو را خدا، خدا نکند، اگر خدا بخواهد، جز خدا کسی ندارم، ایییییییییی خداااااا، اصلا تو خدا را می‌شناسی؟ خدایا تنها امیدم تو هستی، به خدا شکایت می‌کنم، خدا خدا خدا خدا... 

روزانه از همه تیپ مردم این کلمه را می‌شنوی و می‌شنویم و راحت از کنار این حرف میگذریم، باور داری خدا هست؟

چند دقیقه‌ می‌توانی در مورد این خدا با تامل و دقت حرف بزنی؟ اگر در مورد این خدا به حرف باشی چه چیزهایی می‌گویی؟ خدایت را چگونه شناختی؟ چه باعث می‌شود که بگوئی من خدا دارم؟ کاری ندارم که دلیلت چیست ولی سخنی که دارم این است، 

قبول کردیم این خدا هست و همه قدرت مال این خداست، ومن این خدا را دوست دارم.

حال که چنین است، نباید بدانیم که خدا از چه چیز راضی است؟ واز چه چیزی ناراحت می‌شود و خوشایند این خدا نیست؟

از کجا می‌شود اینها را فهمید؟ ... خب که دقت می‌کنم میبینم امروزه این نیاز برای ما حل شده است وخیلی دنبال راه فهمیدن رضایی خدا وخشم خدا نشدیم، چون به ما گفتند. چه کسی اینها را برای من وشما گفته است؟

به عبارت دیگری حرفم را میزنم، کسی نمی‌داند خدا از چه چیز راضی است، واز چه چیز ناراضی است، مگر اینکه خود خدا بگوید.

خدواند چگونه این را بیان می‌کند؟ یا باید خود انسان به مقامی برسد که خدا از طریقی مثلا وحی با این شخص حرف بزند، ویا اینکه یه فرد مورد اعتمادی که بدانیم از طرف خدا حرف می‌زند این حرفها را به ما بزند، وما این شخص را پیامبر الهی می‌دانیم واین واسطه شده است تا از خدای ما، برای ما، حرف بزند.

همه ما میگوئیم آخرین پیامبر هم از دنیا رفته است، بعد از این پیامبر چه باید کرد؟ از کجا بفهمیم که راه را درست می‌رویم؟

یا راه رسیدن به رضایت و دوری از خشم خدا را پیدا کردی یا نکردی؟ اگر پیدا کردی پس دنبال رضایت خدا باش

واگر پیدا نکردی دنبال پیدا کردن این راه باش، که عمر با سرعت وبا غفلت می‌گذرد.


کریمه

بمناسبت وفات کریمه اهل بیت فاطمه معصومه علیهاسلام




دانلود‌پاورپونت وفات فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها