ادب حضور

امام سجاد عليه السلام زينت عبادت كنندگان است،

 ادب حضور

أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ‏ رَأَيْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ عليه السلام يُصَلِّي فَسَقَطَ رِدَاؤُهُ عَنْ أَحَدِ مَنْكِبَيْهِ قَالَ فَلَمْ يُسَوِّهِ حَتَّى فَرَغَ مِنْ صَلَاتِهِ قَالَ فَسَأَلْتُهُ عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ وَيْحَكَ أَ تَدْرِي بَيْنَ يَدَيْ مَنْ كُنْتُ إِنَّ الْعَبْدَ لَا يُقْبَلُ مِنْ صَلَاتِهِ إِلَّا مَا أَقْبَلَ عَلَيْهِ مِنْهَا بِقَلْبِه‏[1]

ابو حمزه ثمالى نقل كرده كه وى گفت: على بن الحسين عليهما السّلام را در نماز ديدم كه عباء آن حضرت از روى يكى از شانه‏هايشان افتاده بود آن را مرتّب و منظم نكردند تا از نمازشان فارغ شدند، از آن حضرت راجع به آن پرسيدم.

حضرت فرمودند: واى بر تو، آيا مى‏دانى در مقابل چه كسى من بودم، بنده نمازش قبول نمى‏شود مگر آن مقدارى از آن كه شخص به قلبش اقبال بر آن دارد.


الزُّهْرِيِّ قَالَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليه السلام‏لَوْ مَاتَ مَنْ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ أَنْ يَكُونَ الْقُرْآنُ مَعِي‏ وَ كَانَ ع إِذَا قَرَأَ- مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ‏ يُكَرِّرُهَا حَتَّى كَادَ أَنْ يَمُوت‏

زهرى گويد: حضرت على بن الحسين عليهما السلام فرمود: اگر همه مردم كه ما بين مشرق و مغرب هستند بميرند من از تنهائى هراس نكنم پس از آنكه قرآن با من باشد، و آن حضرت عليه السلام شيوه‏اش اين بود كه هر گاه‏ مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ‏ را ميخواند آنقدر آن را تكرار ميكرد كه نزديك بود بميرد.[2]



[1] علل الشرائع ؛ ج‏1 ؛ ص232

[2]الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏2 ؛ ص602

غلو ّنكن

من دين اسلام را مخصوصا شيعه را دوست دارم .چون دين اعتدال است،حد وسط داره،نه قبول ميكنه افراط باشه ونه قبول ميكنه تفريط باشه.


يه بحثي داريم در دين كه اسمش غلوّ است،غلوّ يعني  خروج هر چيز از حد و مرز و اندازه آن، پيش فرض اين معنا آن است كه هر چيز قدر اندازه‏اى دارد كه با آن قدر و اندازه از غير خود شناخته مى‏شود؛ به گونه‏اى كه تقدير و اندازه‏گيرى جدا از آفرينش آفريده‏ها نيست.[1]

در روايات اهل بيت عليهم السلام به شدت اين غلات را رد كرده وقبول نكردند،[2]وبه ما هم دستور دادند كه با اينها هم نشين نشويم،در زندگي عرفي ما هم چنين است،واقعا اگر كسي در مورد ما غلو كرد،ما نبايد خوشمان بياد،اصلا نبايد در مورد خود هم غلو كنيم،شيطان در مورد خودش غلو كرد رانده درگاه الهي شد


غلو در اصطلاح دين اسلام يا همان شيعه اين شاخصه ها را دارد


1ـ اعتقاد به الوهيت پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلّم) يا اميرالمؤمنين(عليه السلام) يا يكى از اولياى الهي؛

2ـ اعتقاد به اين كه تدبير جهان به پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلّم) يا اميرالمؤمنين(عليه السلام) يا ائمه اهل بيت(عليهم السلام) يا افرادى ديگر واگذار شده است؛

3ـ اعتقاد به نبوت اميرالمؤمنين يا ائمه ديگر يا فردى از مردم؛

4ـ اعتقاد به آگاهى فردى از عالم غيب، بدون آن كه به او وحى يا الهام شود؛

5ـ اعتقاد به اين كه معرفت و محبّت ائمه اهل بيت(عليهم السلام) انسان را از عبادت خداوند و انجام فرايض الهى بي‏نياز مي‏سازد.[3]

ادامه نوشته

هاد

به هرجا رو بكني نشان از راهبراني مي يابي كه خدا را به تو ميشناسانند،وخدا هم در قدم به قدم گيتي همراه توست تا تنهايت نگذارد ونور بر راه تو بتاباند تا در راه نماني وبه گمراهي نرسي،

در آيات قراني به يه آيه رسيدم كه شايد من هم مثل تو چندين دفعه اين آيه را خونده ورد شده بودم ولي اينگونه به اين آيه نگاه نكرده بودم،

آيه 7 سوره رعد إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هاد اين آيه را چگونه معني ميكنيد؟دو كلمه است،منذر وهاد

منذر كيست؟وهاد كيست؟ اگر اين ايه را درست معني بكنيم،خواهيم ديد كه بعد از رسول اكرم صلي الله عليه وآله امتي رها نشده وهاديي دارند،وحال سخن اين است كه اين هادي كيست؟ «منذر» يعنى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و «هادى» راهنماى هر قوم و طايفه است؛ چه آن هادى، پيامبر باشد و چه غير پيامبر.[1]

ابو القاسم حسكانى در شواهد النزيل از ابو بردة السلمى نقل ميكند كه پيامبر اكرم آب خواست و وضو گرفت علي عليه السّلام در خدمت آن جناب بود در اين‏  موقع دست علي را گرفت و بر سينه خود چسبانيده فرمود: «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ» بعد دست خود را بر روى سينه علي عليه السّلام گذاشت فرمود: «لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ» و اضافه نمود يا علي تو مشعل فروزان عالم و پرچم هدايت و سرور پيروان قرآنى، من گواهى ميدهم كه اين منصب‏ها و موقعيت‏ها اختصاص بتو دارد[2].[3]

ابو بصير در باره معني آيه إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ از حضرت صادق عليه السّلام مي پرسد
وامام صادق عليه السلام در جواب مي فرمايد: پيامبر اكرم منذر و علي هادي است بگو ببينم امروز هادى از ميان ما خانواده وجود دارد؟


عرضكردم: بلي يا بن رسول اللَّه پيوسته هاديان از شما خانواده بوده يكى پس از ديگرى تا منتهى بشما شده است.

فرمود خدا ترا رحمت كند اگر اين آيه فقط در مورد يك شخص باشد و آن شخص بميرد در نتيجه دستورى كه در آيه داده شده و خود احكام قرآن از بين رفته است.

اما چنين نيست، بلكه پيوسته در هر زمان امامى است زنده و معنى اين آيه همان طور كه براى مردم گذشته وجود داشته براى آيندگان نيز خواهد بود[4].
الان هاد كيست؟وشما چگونه اين ايه را توضيح ميدهيد؟

ادامه نوشته

علي را داريم چه غم داريم؟؟؟!!!!

يه سو استفاده از احاديث مربوط به محبت اهل بيت ميشود،وان اينكه ميگويند علي را داريم چه غم داريم،وقتي محبت اهل بيت در دل ما است،واين همه احاديث در مقام وفضيلت محب اهل بيت وارد شده است،چه نيازي به عمل است؟

ويه عده هم از ان طرف به عمل خود مغرور هستند،كه وقتي عمل ما خوب است ديگر چه نيازي داريم به محبت اهل بيت عليهم السلام

محبت با عمل بايد باشد يا بدون عمل؟عمل با محبت بايد باشد،يا بدون محبت؟

در روايت زيبايي از امام رضا عليه السلام جواب اين سوال داده شده است

وبه همين اشاره دارد روايت امام رضا عليه السلام لَا تَدَعُوا الْعَمَلَ‏ الصَّالِحَ‏ وَ الِاجْتِهَادَ فِي الْعِبَادَةِ اتِّكَالًا عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ ع وَ لَا تَدَعُوا حُبَّ آلِ مُحَمَّدٍ ع وَ التَّسْلِيمَ لِأَمْرِهِمُ اتِّكَالًا عَلَى الْعِبَادَةِ فَإِنَّهُ لَا يُقْبَلُ أَحَدُهُمَا دُونَ الْآخَرمبادا اعمال نيك را باتكاى حب و دوستى آل محمد صلى الله عليه و آله رها كنيد و مبادا دوستى آل محمد را باتكاى اعمال صالح از دست بدهيد زيرا هيچ كدام از اين دو به تنهائى پذيرفته نميشود. [1]

يا در روايت ديگري از علي عليه السلام وارد شده است،مَنْ أَحَبَّنَا فَلْيَعْمَلْ بِعَمَلِنَا وَ يَسْتَعِنْ بِالْوَرَعِ فَإِنَّهُ أَفْضَلُ مَا يُسْتَعَانُ بِهِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة

هر كه ما را دوست دارد بايد چون ما كردار كند و از پارسايى مدد جويد كه به راستى در دنيا و آخرت بهترين مددكار است[2]
ب.خ.گ :براي پست بعدي يه سوال از دوستان دارم،به نظرتون محب بودن ،شيعه بودن،ولايت،اين سه باهم فرقي دارند،يا ندارند؟اگر دارند فرقشان در چيست؟

[1] .تحف العقول،ص: 104

[2] بحار الأنوار ج‏75، ص: 347

قلبتو چند ميفروشي؟

خدا يه نعمت بزرگي به انسان داده كه اسمش قلب است،كانون زندگي ،هم ازجهت حيات مادي انسان وهم از جهت حيات معنوي انسان
چيزيكه اين قلب را پر ميكند وبه زندگي معني ميدهد،محبت است
با محبت انسانها حيات دارند،كدامين محبت در اين قلب بايد جا بگيرد؟
ما اين قلب را در طول زندگي ميفروشيم،اما به چه كسي وبه چه قيمتي؟
ما هميشه در زندگي دنبال چيزهاي هستيم كه با رسيدن به آن به همه چيز برسيم
بالاترين محبتي كه ميتوانيم با داشتن آن به همه محبتها برسيم،محبت خداست
دل كانون مهر خدا باشد،اين قلب را بايد به خود خدا فروخت ،وقتي چنين شد در طول اين محبت محبت اهل بيت مي اييد،

عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي لَيْلَى عَنْ أَبِيهِ قَالَ‏ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله ‏ لَا يُؤْمِنُ عَبْدٌ حَتَّى أَكُونَ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ نَفْسِهِ وَ أَهْلِي أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ أَهْلِهِ وَ عِتْرَتِي أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ عِتْرَتِهِ وَ ذَاتِي أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ ذَاتِهِ-[1] رسول خدا (صلي الله عليه واله) فرمود بنده‏اى مؤمن نيست جز آنكه مرا بيش از خود دوست دارد و خاندان مرا بيش از خاندان خودش دوست دارد و ذات مرا بيش از ذاتش دوست دارد

در تفسير عياشي ازامام باقر عليه السلام نقل ميكند: عن أبي عبيدة عن أبي جعفر عليهالسلام
قال‏ من أحبنا فهو منا أهل البيت قلت: جعلت فداك منكم قال: منا و الله، أ ما سمعت قول إبراهيم ع: «فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي‏»[2]
هركس ما را دوست داشته باشد از ما اهل بيت است،راوي با تعجب ميپرسد فدايت بشوم از شما؟امام دوباره ميفرمايد :از ما ،
بعد استناد ميكنه به قول حضرت ابراهيم در قرآن فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي‏ پس هر کس پیرو من باشد ، او از من است  ابراهیم / 36
يا در روايت ديگر بيان شده

عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله مَنْ رَزَقَهُ اللَّهُ حُبَّ الْأَئِمَّةِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَقَدْ أَصَابَ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ فَلَا يَشُكَّنَّ أَحَدٌ أَنَّهُ فِي الْجَنَّة ‏[3] طبق اين روايت هركس محبت اهل بيت عليهم السلام را داردخير دنيا وآخرت را دارد وهيچ كس شك نكند كه چنين شخصي در بهشت است،

در اين مورد روايتهاي زياد وزيبايي داريم ،تا قدر اين گنج را بدانيم،ولي يه سوال پيش مياد،آيا صرف داشتن محبت اهل بيت عليهم السلام انسان را از عذاب جهنم و..نگه ميدارد؟محبت بدون عمل باز اين اثر را دارد؟


[1]    الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 334
[2]    تفسير العياشي، ج‏2، ص: 231
[3]  الخصال، ج‏2، ص: 515

شعائر امامت

داشتم بعد اعتقادي اين حماسه بزرگ (قيام حسين عليه السلام)را بررسي مي كردم ،به يه جمله اي رسيدم واقعا ارزشمند بود،وان اينكه

گريه نشانه محبت است، و محبت ناشي از ايمان و معرفت اصل است و اعمال ديگر فرع آن و عمل بي‏ ايمان و محبت چون پيکر بي‏ روح است، عزاداري از شعائر امامت است و ملحق به اصول دين مانند اذان که همه طوايف اسلام گفتند اگر از مردم شهر اسلامي بانگ اذان شنيده نشود، امام با آن مردم قتال کند تا صدا به اذان بلند کنند، با اين که اذان مستحب است اما از شعاير نبوت است.

شعراني، دمع السجوم، فصل 2، ص 59.


وقتي به عمق اين مطلب پي ببريم تازه ميفهميم كه چرا اينقدر تاكيد بر عزاداري سيد الشهداءشده است.




خبر مهم:شكست مسيحيان ومخالفان شيعه در جنگ نرم

1.بعد از فتح مكه آوازه اسلام همه جا را گرفت،30 نفر از مسيحيان نجران به همراه سه بزرگ خويش عاقب، و سيد، و عبد المسيح پيش رسول خدا آمدند

2.سخن از عيسي عليه السلام بود،نظر رسول خدا را پرسيدند فرمود بنده خداست،[1]

3. حرف رسول خدا را قبول نكردند،دعوت به مباهله شدند(يعنى نفرين كردن بيكديگر)وفرمود: همانا خداى عز و جل بمن خبر داد كه پس از مباهله هر آن كس كه بر باطل است عذاب بر او نازل شود، و بدان وسيله حق از باطل جدا گردد،[2]

وعده مباهله فردا

4.مسيحيان چنين از مشورت باهم نتيجه گرفتندكه: اگر محمد با فرزندان و خاندان خودآمد از مباهله با او بپرهيزيد، و اگر با اصحاب و يارانش آمد با او مباهله كنيد (و نترسيد) كه بر چيزى نيست (و دين حق را دارا نيست)

5.چون فردا شد ،ديدن مردي با چهار همراه نوراني با حالت سكون وآرامش به مباهله ميآيد،پرسيدند اينها كيستند؟:اينها محبوبترينهاي پيامبرند، اوجان پيغمبروپسر عمويش على بن ابى طالب است، و هم او داماد و پدر فرزندان و محبوبترين مردمان بنزد اوست،آن دو كودك، گلهايي خوشبويي از باغ دخترش فاطمه ودامادش علي هستند،كه محبوبترينهاي پيغمبرند . و آن زن دخترش فاطمه است كه گراميترين مردمان پيش اوست ، و پيش پيغمبر از ديگران نزديكتر است (يعنى علاقه قلبى آن حضرت باو بيش از ديگران است)

6.مسيحيان لرزيدند وچنين به هم گفتند:اوبا اطمينان به اينكه حق است آمده ، نگاه كنيد و ببينيد كه او با نزديك‏ترين و گرامى‏ترين فرزندان و خاندان خود آمده تا بوسيله آنان مباهله كند،مباهله نكنيد

7.با اعتراف به شكست خود چنين گفتند: اى ابو القاسم ما با تو مباهله نمى‏كنيم، ولى مصالحه ميكنيم، پس با ما صلح كن بدان چه ما بدان گردن نهيم (و هر چه خواهى براى شرط صلح معين كن تا بپردازيم)وصلح نامه مبني بر پرداخت سالانه حدود هشتاد هزار درهم از طرف مسيحيان نوشته شد[3]


[1] إِنَّ مَثَلَ عِيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ‏ آل عمران 3: 59- 61.

[2] دَعَاهُمْ إِلَى الْمُبَاهَلَةِ وَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ اسْمُهُ أَخْبَرَنِي أَنَّ الْعَذَابَ يَنْزِلُ عَلَى الْمُبْطِلِ عَقِيبَ الْمُبَاهَلَةِ وَ يُبَيِّنُ الْحَقَّ مِنَ الْبَاطِلِ بِذَلِكَ

[3] الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‏1، ص: 166

با تو مي مانم

چه صداي زيبايي وچه آهنگ دلنشيني وچه بوي معطري از سوي مكه به غدير خم ميرسد،كارواني مملو از عشق وولايت ومحبت ودلسپردگي و...روزش را روز ولايت ناميدند،چون كسي كه دل را از همه چيز تهي كرده بود،خود را به ولايت سپرده بود،وبا اين دل سپردگي اولي شده وولايت بر ديگران پيدا كرده بود،[1]اينك ميگويد دل سپرده تراز همه شما به يار ازلي ورسول مدني علي است،اول از همه ميپرسد آيا خود را به ولايت سپرده بوديد؟[2]وقتي جواب ميشنود،ميگويد مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ هَذَا مَوْلَاه‏ هركس خود را به من سپرده ميداند كه چه لذتي دارد كه در ادامه مسير هم همراه ولايت باشد،

هركس ذره اي هواي نفس دارد بيرون از اين قافله است،راه خود گيرد از وادي ولايت بيرون رود،چون گوينده وولي هواي نفس ندارد،[3]بايد به ولي دل نه بلكه جان سپرد  وهمراه او شد،خدايا ما به كدامين نعمتت ميتوانيم شاكر باشيم؟به هر نعمتي دست مينهيم ميبينم بوي ولايت دارد،وتازه به اين ميرسيم كه همه هستي ما از ولايت است،اين ولايت را در حد توان وبضاعت كم خود شكر گذاريم

غدير يعني بارور شدن دين،غدير يعني اكمال دين[4]،غدير يعني تبليغ [5]تمام رسالت،غدير قافله اي ماندگار تا قيامت،

 غدير يعني معرفي وليي كه نه شما را براي خود ونه خودتان بخواهد بلكه همه را براي خدا ميخواهد وَ لَيْسَ أَمْرِي وَ أَمْرُكُمْ وَاحِداً إِنِّي أُرِيدُكُمْ لِلَّهِ وَ أَنْتُمْ تُرِيدُونَنِي لِأَنْفُسِكُم‏[6]

از اين قافله روز غدير چقدر با صاحب غدير به مقصد رسيدند؟

به نظرت زيربنايي غدير چيست؟وچگونه ميتوان همراه غدير ماند؟


ادامه نوشته

ديگر امامان صادق نيستند؟

امامان ما يه اسم داشتند،والقاب متفاوت وزيادي داشته اند،اين القاب به معني اين نيست كه امام ديگر آن لقب را ندارد،بلكه امامان عليهم السلام جامع الفضائل هستند،ولي هر لقبي يه علتي دارد،ويكي از آن امامان «امام صادق عليه السلام» است،كه لقب «صادق »را به خود اختصاص داده است ،نه اينكه خداي ناكرده ديگر امامان صادق نيستند،اين لقب را امام سجاد عليه السلام براي امام صادق بيان ميكند،وعلتش را راوي ميپرسد،اشاره به جعفر كذّاب ميكند،وميگويد

چون از نسل او كسى است كه اسمش جعفر است و به دروغ ادعاى امامت مى‏ كند و او نزد خدا «جعفر كذّاب» مى‏ باشد.

متن كامل روايت

ادامه نوشته

شب قدر شب معرفي امام زمان عليه السلام

يه روايت در مورد شب قدر وسوره قدر ذهنمو بهش مشغول كرده وبرام جالب بود،:وَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ: يَا مَعْشَرَ الشِّيعَةِ خَاصِمُوا بِسُورَةِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ تَفْلُجُوا فَوَ اللَّهِ إِنَّهَا لَحُجَّةُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص‏لي الله عليه وآله وَ إِنَّهَا لَسَيِّدَةُ دِينِكُمْ‏ وَ إِنَّهَا لَغَايَةُ عِلْمِنَا

امام محمد تقى عليه السلام فرمود: اى گروه شيعه: با سوره «انا انزلناه» (با اهل سنت) مخاصمه و مباحثه كنيد تا پيروز شويد، بخدا كه آن سوره پس از پيغمبر حجت خداى- تبارك و تعالى- است بر مردم و آن سوره سرور دين شماست (بزرگترين دليل مذهب شماست) و نهايت دانش ماست (زيرا كاشف از شب قدر است و در آن شب مكنونات علمى براى ما هويدا مى‏گردد)
يكي از بزرگان مي گفت كليد اين بحث در نزول ملائكه وكلمه تنزل است، تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ(القدر/4)

فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان براي (تقدير) هر کاري نازل مي‌شوند.

تَنَزَّلُ فعل مضارع است،يعني اين نزول در هر سال است، قَالَ: سَمِعْتُ رَجُلًا يَسْأَلُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام- عَنْ لَيْلَةِ الْقَدْرِفَقَالَ أَخْبِرْنِي عَنْ لَيْلَةِ الْقَدْرِ كَانَتْ أَوْ تَكُونُ فِي كُلِّ عَامٍ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام لَوْ رُفِعَتْ‏ لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَرُفِعَ الْقُرْآن‏

اگر شب قدر را بردارند، قرآن را نيز بر مي دارند



اين ملائكه بر چه كسي نازل مي شوند؟چه كسي ميتواند زمين وآسمان را به هم متصل كند؟

أَيْنَ السَّبَبُ‏ الْمُتَّصِلُ‏ بَيْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاء

عاشق دلباخته

من حالت يكي از عاشقان پاك امام علي عليه اسلام را خيلي دوست دارم ،اسمش ميثم تمّار است ،ميثم‏ تمّار مردى است خرما فروش چند سبد خرما دارد و در دكّه اى نزديك مسجد كوفه مى ‏گذارد و مى‏ فروشد، در اثر تسليم و اطاعت آن قدر مقام و منزلت يافت كه امام خود را به نورانيّت و به ولايت شناخت و امير المؤمنين عليه السّلام ساعاتى چند در دكّان او مى‏ رفتند و مى ‏نشستند و مانند دو برادر مهربان مأنوس بودند و آن قدر از اسرار غيبى و معارف الهى به او آموختند كه هر بيننده را متحيّر مى‏ ساخت.[1]

 واقعا ما هم به اين حد  لياقت داريم كه امام زمان عليه السلام بياييد وبا ما هم همنشين بشود؟واز اسرار عالم بگويد؟اصلا محل كسب كار ويا مغازه وخانه ما اينقدر پاك است كه لايق باشد امام زمان عليه اسلام را در خود جا بدهد؟اگر يه روز امام زمان عليه اسلام بياد پيش ما حاضريم گوشي موبايل ووسايل خونه و...را در اختيارش قرار بدهيم وهيچ اضطرابي نداشته باشيم؟مگر اعمال ما به امام زمان عرضه نميشود؟

وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيبِ وَالشَّهَادَةِ فَينَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ(التوبة/105)

بگو: «عمل کنيد! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را مي‌بينند! و بزودي، بسوي داناي نهان و آشکار، بازگردانده مي‌شويد؛ و شما را به آنچه عمل مي‌کرديد، خبر مي‌دهد!»

إنَّ أعْمالَ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ (صلي الله عليه وآله) تُعْرَضُ عَلي رَسُولِ اللّهِ کُلَّ خَميسٍ فَلْيَسْتَحْي أحَدُکُمْ مِنْ رَسُولِ اللّهِ أنْ يَعْرِضَ عَلَيْهِ الْقَبيحَ؛.

کردار امت محمد (صلي الله عليه و آله) هر پنجشنبه بر او عرضه مي‏گردد، پس هر يک از شما بايد از پيامبر خدا (صلي الله عليه وآله) حيا کند که مبادا کارهاي زشت خويش را به او عرضه ‏بدارد.[2]

اول بايد خانه را جارو كرد وآنگاه مهمان طلبيد


[1] امام شناسى    ج‏3    38

[2]  بحارالانوار، ج 17، ص 150، ح 5.

ادامه نوشته

دعايم براي آمدن توست

عجب ماه زيبا و پر بركتي هست، بهار دعاست، اگر به شما بگويند يک دعاي مستجاب داري در اين ماه چه چيز مي خواهي از خدا؟ نمي دانم در اين شبهاي ماه مبارك رمضان دل از فيلم و سريال و سفره افطار كنده و به سوي دعاي افتتاح رفته اي يا نه؟

همه ما دوست داريم امام زمانمان را ياري كنيم، از جمله چيزهاي كه ياري كردن امام زمان علیه السلام است ،دعا براي ایشان هست، بيايد امسال يه چيز با خدا معامله بكنيم: خدايا من هر دعايي داشته باشم كه براي من در نظر گرفتي كه مستجاب بشود، براي امام زمانم قرار بده...

اما مولایمان را چگونه دعا بكنيم؟ اصلا اقا جان خودت خودتان را چگونه دعا مي كنيد؟سري بزنيم به دعاهاي ماه مبارك رمضان. دعاي افتتاح، دعاي صادره از امام زمان عليه السلام است، در اين دعا امام زمان وقتي به خودش مي رسد چنين دعا مي كند:


اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى وَلِيِّ أَمْرِكَ الْقَائِمِ الْمُؤَمَّلِ وَ الْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ وَ حُفَّهُ [وَ احْفُفْهُ‏] بِمَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَيِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ

خدايا درود فرست بر ولى امرت،آن قائم آرزو شده،و دادگستر مورد انتظار، واو را در حمايت فرشتگان مقرّبت قرار ده،و به روح القدس تأييدش كن

اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ الدَّاعِيَ إِلَى كِتَابِكَ وَ الْقَائِمَ بِدِينِكَ اسْتَخْلِفْهُ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفْتَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِ مَكِّنْ لَهُ دِينَهُ الَّذِي ارْتَضَيْتَهُ لَهُ أَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ أَمْنا يَعْبُدُكَ لا يُشْرِكُ بِكَ شَيْئا

اى پروردگار جهانيان.خدايا او را دعوت‏كننده به كتابت،و قيام‏كننده به آئينت قرار ده،او را جانشين خود روى زمين گردان،چنان‏كه پاكان پيش از او را جانشين خويش‏ قرار دادى،دينى را كه برايش پسنديده‏اى به دست او پابرجا بدار،و ترسش را به امنيت بازگردان،تا با اخلاص كامل‏ تو را بپرستد

اللَّهُمَّ أَعِزَّهُ وَ أَعْزِزْ بِهِ وَ انْصُرْهُ وَ انْتَصِرْ بِهِ وَ انْصُرْهُ نَصْرا عَزِيزا وَ افْتَحْ لَهُ فَتْحا يَسِيرا وَ اجْعَلْ لَهُ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانا نَصِيرا

خدايا عزيزش بدار،و به ديگران توسط او عزّت بده و يارى‏اش كن.و به ديگران از سوى او يارى ده يارى‏اش ده‏ يارى پيروزمندانه و بر پيروزيش با پيروزى آسان،و از پيش خود براى او سلطنتى پيروزى آفرين قرار ده

اللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَكَ وَ سُنَّةَ نَبِيِّكَ حَتَّى لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْحَقِّ مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ

خدايا به وسيله او دينت و روش‏ پيامبرت را آشكار كن،تا چيزى از حق،از ترس احدى از مردم پنهان نماند.

اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ وَ الْقَادَةِ إِلَى سَبِيلِكَ وَ تَرْزُقُنَا بِهَا كَرَامَةَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ ......

خدايا به سوى تو مشتاقيم‏ براى يافتن دولت كريمه‏اى كه اسلام و اهلش را به آن عزيز گردانى،و نفاق و اهلش را به وسيله آن خوار سازى، و ما را در آن دولت از دعوت‏كنندگان به سوى طاعتت،و رهبران به سوى راهت قرار دهى،و كرامت دنيا و آخرت را از بركت آن‏ روزيمان فرمايى

بعد ميرسي به اينجا كه شكايتت را بسوي خدا ببري و بگويي:

اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنَا [إِمَامِنَا] وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا وَ شِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَيْنَا

خدايا از نبود پيامبران‏ كه درودهاى تو بر او و خاندانش و از ناپيدايى مولايمان،و بسيارى دشمنانمان و كمى‏ نفراتمان،‬ ‫و سختى فتنه‏ها به سويمان،و از جريان زمان بر زيانمان به درگاه تو شكوه مى ‏آوريم

فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ [آلِ مُحَمَّدٍ] وَ أَعِنَّا عَلَى ذَلِكَ بِفَتْحٍ مِنْكَ تُعَجِّلُهُ وَ بِضُرٍّ تَكْشِفُهُ وَ نَصْرٍ تُعِزُّهُ وَ سُلْطَانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ وَ رَحْمَةٍ مِنْكَ تُجَلِّلُنَاهَا وَ عَافِيَةٍ مِنْكَ تُلْبِسُنَاهَا بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ

بر محمّد و خاندانش درود فرست‏ و ما را در برابر اين همه يارى فرما به گشايشى از جانب خويش كه زود برسانى،و بدحالى كه برطرف كنى،و پيروزى با عزّت برايمان قرار دهى،و سلطنت حقى كه‏ آشكارش فرمايى،و به رحمتى كه از سويت ما را فرا گيرد،و به سلامتى كاملى كه از جانبت ما را بپوشاند،اى مهربان‏ترين مهربانان.‬


مفاتيح‏ الجنان ص :  182

مسير عشق(بسوي ظهور)

ايام نيمه شعبان است ،وولادت امام زمان عليه السلام،اين روز را بر همه منتظران تبريك عرض ميكنم،

در وبلاگ مسير عشق يه مطالعه اي كردم ببينم ،تا به حال چه مطالبي نسبت به اين امام بزرگوار تا حالا نوشتم،لذا ديدم مطالب زيبايي وجود دارد،لينك مطالب را مي گذارم

اوخواهد آمد(ولادت حضرت مهدی علیه السلام ازلسان دوازده امام)

مهدی در کلام معصومین (علیهم السلام)

تمام عمر خادمت هستيم؟؟

مسافر راه هستی؟

خودت را میخواهم

شمس الشموس

 او(معلم كلاس)

بسويش بايد رفت 

خدایا بشناسان

سلام بر خورشید

همسفر كيستي؟

جانشين خدا؟

سکوی پرواز

واسطه فیض

...پشت ابر...

تمام نور

واسطه

پروانه

قلب

نیاز



واسطه

در عالم بين خيلي چيزها واسطه است،چون واسطه نباشد به هم نميتوانند وصل بشوند،ظلمت ونور چگونه ميتوانند به هم وصل بشوند؟شما از برق فشار قوي ميخواهي استفاده بكني براي لوازم خانگي ميتواني مستقيم استفاده كني بدون هيچ واسطه اي؟پس اين در عالم هست كه بايد واسطه باشد مثال بين روز وشب واسطه است،وقتي ظلمت به نور يا شب به روز مي خواهد برسد ،سحر وفجر واسطه است.

بين رسيدن روز به شب شفق واسطه است،بين گوشت واستخوان غضروف واسطه است،بين پدر وفرزند مادر واسطه است،بين خدا ومخلوق هم حضرات معصومين عليهم السلام واسطه هستند،وبين معصومين وخلق، نيكان واسطه هستند،بين بركات اسمان وزمين هم امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف واسطه است وبه همين خاطر در دعاي ندبه ميگوييم  أَيْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الْأَرْض‏َ والسَّمَاء

واين چنين است كه درد هم از خداست ودرمان هم از اوست،وطبيب وداروهاي طبابت همه واسطه هستند،اگر او خواهد سبب ساز باشد وگرنه دارو وطبيب كجا تواند شفا دهد؟ودر حاجت خواستن هم ما اهل بيت عليهم السلام وكساني كه آبرو دار درگاه الهي هستند را واسطه قرار مي دهيم ،تا حاجت ما بر آورده بشود،وما خودمان هم بايد واسطه در خير باشيم،وشايد از اين جهت هست كه امر به معروف ونهي از منكر واجب است.

واسطه ها در زندگي ما وشما چگونه است؟شما خودت در چه موقعيتي واسطه هستيد؟

اينگونه براي ورود اجازه مي گيرند!!!!!!!!!!

اگر يك نفر يك ادعايي كرد،ويك چيزي را بيان نمود،اگر با خودش دليل معتبر نداشته باشد تا حقانيت حرفش را بيان نمايد،بايد دو نفر شاهد بياورد ،تا حقش پذيرفته شود،چون احتمال دارد دروغ گفته باشد.ولي از معصوم ومعصومه هم شاهد ميخواهند؟چرا از فاطمه زهرا سلام الله عليها شاهد خواستند؟
طبق آيه قران به هرخانه اي نمي شود وارد شد بايد از صاحب خانه اجازه گرفت وبعد از وارد شدن هم سلام كرد.
  يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيوتًا غَيرَ بُيوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ(النور/27)
اي کساني که ايمان آورده‌ايد! در خانه‌هايي غير از خانه خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام کنيد؛ اين براي شما بهتر است؛ شايد متذکر شويد!
من ماندم چرا از خانه وحي اجازه نگرفتند؟ونميدانم از چه وقت تازيانه نوعي سلام حساب ميشود؟چون با زدن تازيانه ادب خود را نشان دادند ووارد شدند.
واگرانسان در را كوبيد واجازه ندادند بايد از در خانه برگشت.
فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يؤْذَنَ لَكُمْ وَإِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ(النور/28)
و اگر کسي را در آن نيافتيد، وارد نشويد تا به شما اجازه داده شود؛ و اگر گفته شد: «بازگرديد!» بازگرديد؛ اين براي شما پاکيزه‌تر است؛ و خداوند به آنچه انجام مي‌دهيد آگاه است!
نميدانم كجايي آيه گفته است اگر اجازه ندادن تهديد بكنيد كه هيزم مي اوريم خانه را آتش بزنيم!!!!شايد هم من اشتباه ميكنم زمان فاطمه زهرا سلام الله عليها آداب در زدن اين بود كه در را آتش بزنن تا صاحبخانه بداندكه نامرداني پشت در هستند!!!!!
يه آيه قران است ،كه دلم را هر وقت ميخوانم مي سوزاند،اونهاي كه دنبال روضه هستند همين آيه بس است،  بِأَي ذَنْبٍ قُتِلَتْ(التکوير/9)
به کدامين گناه کشته شدند؟!
فردا از محسن زهرا عليها سلام نمي پرسندكه به كدامين گناه كشته شدي؟
چرا قرآن در مورد ابو لهب چنين بياني دارد كه: تَبَّتْ يدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ(المسد/1)
بريده باد هر دو دست ابولهب (و مرگ بر او باد)!فاطمه زهرا سلام الله عليها مگر جان پيغمبر نيست؟نبايد گفت بريده باد دستاني كه بر مادر عالم ......
ميدوني چرا اين اتفاقها براي زهرا سلام الله عليه اتفاق افتاد؟جرم ساكنان خانه علي عليه السلام واقعا چه چيز بود؟

فطمت من النار

محمد بن مسلم از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه حضرت فرمود: در روز قيامت فاطمه عليها السلام در جلوى جهنم مى ‏ايستد. وقتى كه قيامت مى ‏شود در ميان پيشانى هر شخص، مؤمن و يا كافر بودن آنها نوشته مى شود. پس به كسى كه خانواده عترت را دوست مى‏ داشته و گناهش زياد بود، امر مى ‏شود به سوى جهنم برود. پس فاطمه در پيشانى او نگاه كرده مى ‏بيند دوستدار اهل بيت است. لذا مى‏ فرمايد: خداوندا، اى مولاى من، تو مرا فاطمه ناميدى و به من وعده داده‏اى كه هر كس مرا و فرزندانم را دوست بدارد و از ما پيروى كند، از آتش جهنم او را دور نگه مى‏ دارى. وعده تو حق است، و تو هرگز خلف وعده نمى‏ كنى.

خطاب مى‏ آيد: اى فاطمه، راست گفتى من تو را فاطمه ناميدم و وعده من حق است. من به اين بنده‏ام امر كردم به طرف آتش برود تا تو شفاعت او را بكنى. پس من شفاعت تو را در باره آنها قبول مى‏ كنم تا مقام و منزلت تو براى ملائكه و پيامبرانم و اهل محشر معلوم شود. پس هر كس را ديدى كه در پيشانى‏ اش نوشته شده مؤمن، دست او را بگير و داخل بهشت كن

ْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ‏ لِفَاطِمَةَ وَقْفَةٌ عَلَى‏ بَابِ‏ جَهَنَّمَ‏ فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ كُتِبَ بَيْنَ عَيْنَيْ كُلِّ رَجُلٍ مُؤْمِنٍ أَوْ كَافِرٍ فَيُؤْمَرُ بِمُحِبٍّ قَدْ كَثُرَتْ ذُنُوبُهُ إِلَى النَّارِ فَتَقْرَأُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ مُحِبّاً [1] فَتَقُولُ إِلَهِي وَ سَيِّدِي سَمَّيْتَنِي فَاطِمَةَ وَ فَطَمْتَ بِي مَنْ تَوَلَّانِي وَ تَوَلَّى ذُرِّيَّتِي مِنَ النَّارِ [2]وَ وَعْدُكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ فَيَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ صَدَقْتِ يَا فَاطِمَةُ إِنِّي سَمَّيْتُكِ فَاطِمَةَ وَ فَطَمْتُ بِكِ مَنْ أَحَبَّكِ وَ تَوَلَّاكِ وَ أَحَبَّ ذُرِّيَّتَكِ وَ تَوَلَّاهُمْ مِنَ النَّارِ وَ وَعْدِيَ الْحَقُّ وَ أَنَا لَا أُخْلِفُ الْمِيعَادَ وَ إِنَّمَا أَمَرْتُ بِعَبْدِي هَذَا إِلَى النَّارِ لِتَشْفَعِي فِيهِ فَأُشَفِّعَكِ لِيَتَبَيَّنَ لِمَلَائِكَتِي وَ أَنْبِيَائِي وَ رُسُلِي وَ أَهْلِ الْمَوْقِفِ مَوْقِفُكِ مِنِّي وَ مَكَانَتُكِ عِنْدِي فَمَنْ قَرَأْتِ بَيْنَ عَيْنَيْهِ مُؤْمِناً فَجَذَبْتِ بِيَدِهِ وَ أَدْخَلْتِهِ الْجَنَّةَ[3].[4][5]

پ.ن:ديروز نشد مطلب به روز بشه ببخشيد قضاء شد امروز قضاشو به جا اوردم
 

[1] في المصدر: محبنا. م.

[2] فطمه من النار أي قطعه عنها.

[3] في المصدر: فخذى بيده و أدخليه الجنة. م.

[4] بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏8 ؛ ص51

[5] الجواهر السنية في الأحاديث القدسية (كليات حديث قدسى) ؛ ؛ ص488

مادرم

يكي از دوستان خيلي غصه ميخورد مي گفت:خوش به حال سادات كه مادرشون فاطمه زهرا سلام الله عليها است،نمي دونم چرا احساس مي كرد فاطمه زهرا سلام الله عليها نمي تواند مادرش باشد.

واقعا كساني كه سيد نيستند ،ميتوانند فاطمه زهرا سلام الله عليها را مادر صدا كنند؟

كساني هستند كه ميتوانند پدر ومادر معنوي انسان باشند،قرآن زنان پيامبر سلام الله عليه را به عنوان مادر مومنان معرفي ميكند،  النَّبِي أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ ....[1]
پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ و همسران او مادران آنها [= مؤمنان‌] محسوب مي‌شوند؛ ....

آقا رسول الله صلي الله وعليه آله خود وعلي عليه السلام را بعنوان پدر امت معرفي مي كند.

قَالَ: يَا أَبَا الْحَسَنِ، أَلَا وَ إِنِّي وَ أَنْتَ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ، فَمَنْ عَقَّنَا فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ.[2]

در زيارت نامه حضرت زهرا سلام الله عليها اين بانوي بزرگ اسلام را بعنوان مادر مومنان بيان ميكند.السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا زَوْجَةَ وَلِیِّ اللَّهِ وَ خَیْرِ خَلْقِهِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْمُؤْمِنِینَ...[3]

پس فاطمه زهرا سلام الله عليها مي تواند مادر غير سادات هم باشد ،بشرطي كه مؤمن باشيم

به نظرت فاطمه زهرا سلام الله عليها مادر شما ومن هم هست؟
ادامه نوشته

به او گفتم وعده دیدار کجا؟

ای مولای من و ای سید و سرور و سالار ما، تمام عالم منتظر توست. همه عالم اعتقاد به مصلح دارند اما نمی دانند که این مصلح امام دوازدهم ما شیعه هاست و از اول خلقت تا امروز در این اعتقاد نقض و ابرامی صورت نگرفته و به فراموشی سپرده نشده و تغییر و تحولی در آن صورت نگرفته است.

آقاجان؛ همه انبیاء برای اصلاح بشریت به پا خواستند و منتظر مصلح جهانی و منجی عالم بشریت بودند و هستند. این خواسته فطری همه انسانهاست که ظلم و ستم را دوست ندارند، و از فساد و پلیدی دوری می کنند و حق گرا و حق جو هستند

و امروز ما به سوگ امام یازدهمین نشستیم و بر این مصیبت گریه کردیم، گفتند دوازدهمین امام، امامت خویش را آغاز نمود، چقدر شعف و شادی دارد، و چقدر دلها را منور کرد، این که شما ماندگارترین هستید، ولی آنروز بعد از نماز، غیبتت آغاز شد و ما هر روز به امید دیدن رویت چشم می گشاییم و به کوچه ها نگاه میدوزیم ، میگوییم صبور باش آن مرد می آید....

ای مولای ما، بارانهای آسمان هم دیگر ته کشیده بود، اما گویا امشب آسمان نیز چون ما، به بغض آغاز امامت تو و نیامدنت، اشکهایش را جاری نمود، ما با باران هم ناله شدیم ولی واقعیت این است که دیگر از چشمانمان هم خجالت می کشیم، به پدران ما گفتند می آید، منتظر شدند، نیامدی،  آنان به ما گفتند می آیی و ما را گذاشتند و رفتند اما تو هنوز نیامده ای، و حال ما به بچه هایمان بگوییم او می آید؟ اگر از ما بپرسند که چرا نیامد؟ چه بگوییم؟ ای آقای من ، ای رحمت عالم گیر، ای خورشید پشت ابر، ای ناطق قرآن و معلم کلاس، و ای باغبان باغ هستی، پرده غیبتت را کنار بزن تا به بچه های خود نگوییم او می آید، بگوییم او آمد، به خدا دیگر زبان نمی چرخد بگوییم او خواهد آمد، ما مدعی مقام خوبان عالم نیستیم، اما به خاطر خوبان، رخ به روی ما بگشا، به خدا دردهامان را، دوا از کسی نمی خواهیم، برای مشکلات و نداریهامان، دعا نمی کنیم، برای آسایش مان بسوی تو رهسپار نیستیم، بلکه دل ما دیگر طاقت دوری تو را ندارد، اینها همه بهانه است، تو بیایی، ما هیچ نمی خواهیم ، به خدا هیچ نمی خواهیم.

آقاجان! اوصافت را از وصف کنندگان معدن وحی، شنیده ایم، اینقدر از زیبایی تو گفته اند که دل ما عاشق دیدار تو شد. چه تصویر زیبایی از تو در ذهن داریم. بیا سیمای زیبایت را باز ببینیم، می گویند کسانی چشمشان بر جمال منور تو افتاد و مرید راه شدند و با تو همسفر، ما شنیدیم و اشک ریختیم، آخر کیست که بر خاک نشینان هم نظری بکند، گدای در هستیم اما نه به امید گرفتن توشه آمده ایم  و نه می خواهیم خواسته هامان را اجابت کنید، اما میخواهیم رخت را ببینیم ومحو تماشای تو شویم.

ای یاور ما؛ بخدا بی یاور ماندیم. ای صاحب ما به همه گفتیم ما صاحب داریم اما تا میگویند او کجاست، به کدامین سو اشاره کنیم؟ تا کی باید دهه های فجر را بشماریم؟ تا کی آمدن جمعه ها را بشماریم، می گویند می آیی و از سمت کعبه می آیی ، تا به نماز می ایستیم و رو به قبله می کنیم دلمان می گیرد. تا کی بی تو رو به سوی قبله کنیم، تو را قسم میدهم به خوبان درگاه خدا ، خودت هم برای فرجت دعا کن، مولای ما، دعاهای ما گناه کاران به اجابت نمیرسد، دل ما دیگر طاقت دوری تو را ندارد، ای یگانه عالم به کدامین سو رو کنم و تو را بیابم؟؟؟؟

مسافر راه هستی؟

سرچشمه همه هستی ووجود ،خداست ،وخدا همه عالم را برای انسان خلق کرده ،ولی خود انسان را برای خودش خلق کرده،همه انسانها میخواهند بسوی خدا هدایت شوند،راه را باید بشناسند،راه خدا را خود خدا باید معرفی بکند ،والا کسی راه را نمیشناسد،خدا به انبیاءاین راه را معرفی کرده وانبیاءرا بعنوان راهنمایی این راه قرار داد،که هم برای ما کتاب راهنما آوردند ،وهم برای ما راهنما شده وتا رسیدن به مقصد حقیقی راهنمایی میکنند،انبیاءیکی بعد از دیگری آمدند ورفتند،تا رسول خاتم صلی الله علیه وآله  هم امد ورفت ،در اینجاست که باید دنبال راهنمایی گشت که بتواند راه را نشان دهد،این راهنما را خود نبی خاتم  صلی الله علیه وآله معرفی کرده ،واو دوازده امام معرفی نمود،که یازده تن از این سلاله پاک شهید شدند ،وحال دوازدهمین در پرده غیبت است ،حال که او غایب از نظر است چه باید کرد؟در زیر نظر او وعنایت ویژه ای که خدا توسط او به ما میرساند،سکان دار این کشیدی علماء هستند،که ما از اینها بعنوان ولی فقیه یاد میکنیم،پس راه مشخص وراهنما هست وما گر سفر آغاز نکنیم ضرر کردیم،

محرم وصفر گذشت وربیع آغاز شد،بوی بهار میایید وما منتظریم که آغاز امامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را جشن بگیریم،به نظرتان جشنی که شادی که قلب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را شاد کند کدام شادی وجشن است؟

...پشت ابر...

نميدانم تا به حال به خورشيد نظر كردي؟

چه حرفهاي ميتوان در مورد خورشيد گفت ؟خورشيد پشت ابر چگونه خورشيدي است؟با خورشيد بيرون ابر فرق دارد؟

خورشيد چقدر پر نور است ،چقدر زيباست ،نور تمام عالم به وجود نور خورشيد است،ونور خورشيد به نور خداي متعال است،(وجود تمام عالم به وجود پر نور امام زمان است)

وقتي خورشيد پشت ابر است خيلي ها منتظرند تا خورشيد ازپشت ابر بيرون بياييد،ولي براي خيلي هاي ديگر ،همين خورشيد ،پشت ابر باشد خوب است ،چون توان تحمل  را ندارند،(وما منتظر ظهور ياريم)

آيا ميشود خورشيد را انكار كرد گفت نيست؟چرا بعضي ها خورشيد را انكار ميكنند؟ميشود نور خورشيد را با فوت كردن خاموش كرد؟چرا بعضي ها با بي عقلي ميخواهند خاموش كنند؟(وجود امام زمان قابل انكار نيست،نورش تمام عالم را گرفته)

هر كس نميتواند به خورشيد بطور مستقيم نگاه كند ،چگونه به خورشيد نگاه ميكنيد؟عينك به چشم ميزنيد؟چشمان خود را تنظيم ميكنيد تا خورشيد را ببينيد؟جلوي چشم خود ساياباني با دست درست ميكنيد؟(براي ديدن امام زمان هم همينطور است ،نميشود مستقيم ديد،بلكه عينك حيا به چشم بزن و...)

گاهي اصلا بعضي ها متوجه نيستند كه خورشيد پشت ابر است ،چون ابنقدر سرشون پايين است ومشغول دنيا هستند خورشيد را نمي بينند ،ولي بعضي ها اينقدر حواسشون جمع است تا خورشيد از پشت ابري در مي اييد به پشت ابر ديگر برود فورا متوجه شده وبا شعف وشوق خاصي خورشيد را ميبيند ،واز نورش استفاده ميكند ،ودر شعاع نورش عجايب را ميبيند،(مواظب باش يار از پشت پرده رخ نمايد وتوغافل باشي)

ما انسانها به اندازه پنجره اي ويا روزنه اي كه براي منزل خود قرار داديم از نور خورشيد استفاده ميكنيم،هركس به اندازه ظرفيتش(ظرفيت ودريافت نور  من وشما چقدر است؟ميتوانيم بگوييم همه زندگيمان را براي امام زماني شدن ساختيم؟)

ادامه نوشته

بسويش بايد رفت

دوتا مطلب قبلا نوشتيم با عنوان پروانه وديگري هم با عنوان معرفت ،اين دو مطلب را در كنار هم بگذاريد واين پست را بخوانيد

روايت اين بود كه : مثل امام مثل كعبه است [1] حالا نكته ديگري ميخواهيم از اين روايت برداشت بكنيم ،و آن اينكه امام عليه السلام چون توسط پيغمبر از طرف خدا نصب ميشود، و علتش هم اين است كه ،عصمت را غير از خدا، كسي آگاه نيست،و بايد امام معصوم باشد، به همين خاطر امام عليه السلام براي اثبات امامتش نياز به معجزه ندارد، هر چند كه چنين قدرتي دارد، بر خلاف نبي كه براي اثبات نبوتش بايد معجزه نشان بدهد، حال اگر كسي به سوي امام عليه السلام رفت ، و معجزه خواست و مصلحت اقتضا داشت ،امام عليه السلام معجزه نشان ميدهد،به همين خاطر بايد گشت وپيدا كرد ومعرفت يافت،

شايد به همين خاطر است كه در بعضي روايات حتي زيارت امام عليه السلام باهفتاد حج و يا هفتاد هزار حج برابري ميكند،[2]و به همين خاطر است كه تماميت حج به ملاقات امام عليه السلام است[3].تا انسان متابعت و ياري كردن خودش را اعلام نمايد[4]،و امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در تمام موسم حج در مكه حضور دارد،[5]راستي چگونه ميشود الان كه امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در پرده غيبت است ،بسويش رفت؟ اصلا اين روايت كه ميگويد مثل امام، مثل كعبه است ،بسويش بايد رفت، رفتن چگونه است؟

ادامه نوشته

ولادت يا شهادت؟

روزهفتم صفر هم روز شهادت امام حسن المجتبي  عليه السلام است،وهم ولادت امام موسي بن جعفر عليه السلام حال بايد جشن بگيريم؟يا نه عزاداري بكنيم؟
عزاداري بايد كرد به چند دليل :
1.در عرف هميشه شهادت واقامه عزا مقدم بر مراسم ولادت است.
2.روز شهادت امام حسن عليه السلام روز آغاز امامت امام حسين عليه السلام هم هست ،ومردم با ايشان بيعت كردندولي كليه اهل بيت در اين روز ماتم زده بودند وعزا داري نمودند،كسي شادي ننمود،
3.شهادت امام حسن المجتبي عليه السلام بالفعل است ،ولي ولادت امام موسي الكاظم عليه السلام  قبل از جانشيني وفعليت امامت  است
4.شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام در روز هفتم صفر شهرت بيشتري دارد.
5.استفتائاتي كه از مراجع شده است.بر روي عزاداري تاكيد دارد.
با توجه به همه اينها تقويم ما بايد بنويسد شهادت امام حسن المجتبي عليه السلام

اقوالي كه در مورد تاريخ شهادت امام حسن المجتبي  عليه السلام هست ،به دو قول عمده تقسيم ميشود،

رديف	كتاب	نويسنده/وفات	شهادت	سن امام 			روز          ماه            سال	 1	اصول كافي	شيخ كليني/329	آخر	صفر	49	47 2	مسار الشيعه	شيخ مفيد/413	28	صفر	50	- 3	ارشاد	شيخ مفيد/413	-	صفر	50	48 4	تهذيب الاحكام	شيخ طوسي/460	-	صفر	49	47 5	تاج المواليد واعلام الوري 	شيخ طبرسي/548	-	صفر	50	- 6	مناقب آل ابي طالب 	ابن شهر آشوب/588	28	صفر	50قيل 48و49	47و48 اشهر  رديف	كتاب	نويسنده/وفات	شهادت	سن امام 			روز          ماه            سال	 1	تثبيت الامامة	قاسم بن ابراهيم/246	7	صفر	50	- 2	دروس	شهيد اول/786	7الخميس	صفر	49يا50	- 3	مصباح	كفعمي/905	7الخميس	صفر	49يا50	- 4	وصول الاخبار الي اصول الاخبار	والدشيخ بهائي /984	7الخميس	صفر	49يا48 قيل 50	- 5و6	المقاصدوجامع عباسي	شيخ بهائي /1031	7الخميس	صفر	49قيل 50	47ت 7	بحار الانوار	مجلسي /1111	7الخميس	صفر	49يا50	- 8	عوالم العلوم	بحراني /1130	7الخميس	صفر	49يا50	- 9	جواهر الكلام	محمد حسن نجفي/1266	7الخميس	صفر	49يا50	47يا48 10	كشف الغطاء	كاشف الغطاء/1228	7الخميس	صفر	49يا50قيل50	47 11	طرائف المقال	علي اصغر بروجردي/1313	7الخميس	صفر	50	48 12	انوار البهيّه	شيخ عباس قمي/1359	7الخميس	صفر	49	47  روزهفتم صفر هم روز شهادت امام حسن المجتبي  عليه السلام است،وهم ولادت امام موسي بن جعفر عليه السلام حال بايد جشن بگيريم؟يا نه عزاداري بكنيم؟ عزاداري بايد كرد به چند دليل : 1.در عرف هميشه شهادت واقامه عزا مقدم بر مراسم ولادت است. 2.روز شهادت امام حسن عليه السلام روز آغاز امامت امام حسين عليه السلام هم هست ،ومردم با ايشان بيعت كردندولي كليه اهل بيت در اين روز ماتم زده بودند وعزا داري نمودند،كسي شادي ننمود، 3.شهادت امام حسن المجتبي عليه السلام بالفعل است ،ولي ولادت امام موسي الكاظم عليه السلام  قبل از جانشيني وفعليت امامت  است 4.شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام در روز هفتم صفر شهرت بيشتري دارد. 5.استفتائاتي كه از مراجع شده است. با توجه به همه اينها تقويم ما بايد بنويسد شهادت امام حسن المجتبي عليه السلام


تمام عمر خادمت هستيم؟؟

چه شبيه است زمان ما با زمان امام حسين عليه السلام،چقدر بوي انتظار دركوفه پيچيده بود،طوري كه حتي عبيد الله بن زياد ملعون هم ميخواهد وارد كوفه بشود با ظاهري شبيه حسين عليه السلام خود را به مردم نشان ميدهد،كوفه يك چيز را با خود زمزمه ميكرد :حسين كجائي

همه ما هم يك چيز زمزمه ميكنيم يابن الحسن كجائي؟

از حسين عليه السلام ميپرسيم شما بوديد چكار ميكرديد؟جواب زيبايي ميدهد كه چنان عميق است كه بايد براي فهميدن اين جمله كوتاه كتابها نوشت ،ميفرمايد:من اگر او را درك كنم در تمام ايام زندگيم خدمتش را ميكردم وخادمش ميشدم[1]

راستي چگونه ميشود به امام زمان عجل الله تعالي فرجه شريف خدمت كرد؟

مولي وامام ما اي سالار شهيدان  اينكه ميگوييد اگر دركش كنم تمام عمرم خادمش ميشدم.اصلا ظهور ميكند؟مي آييد؟جوابي كه ميدهد اين است

ادامه نوشته

معرفت

در ايامي به سر ميبريم كه عزايي سيد الشهداء است ان ريحانه [1]رسول خدا صلي الله عليه وآله،اين ايام را تسليت عرض ميكنم.
مبناترين چيزي كه در بين اصحاب امام حسين عليه السلام خود نمائي ميكند معرفت است .واشك هم با معرفت باشد با ارزش [2]است.ومعرفت است كه محبت مي اورد [3]،چه كسي امام حسين عليه السلام را بهتر ميشناسد؟امام سجاد عليه السلام .
چون بهتر از همه معرفت دارد  بيشتر از همه بر حسين اين علي گريه كرده است ،چهل سال[4]

چه كسي در زمان ما بهتر از همه حسين عليه السلام را ميشناسد ومعرفت دارد؟امام زمان عجل الله تعالي فرجه
بيشتر از همه بر حسين عليه السلام گريه ميكند.صبح وشام براي سيد الشهدا ندبه ميكند.[5]

وقتي به حسين معرفت داشتند[6] با تمام وجود جان خود را فداي سيد الشهدا كردند،چون حسين را خوب ميشناختند ومعرفت داشتند وميدانستند حق هستند، برير در ان روز عاشورا دعوت به مباهله نمود .[7]
ارتباط حسين عليه السلام با امام زمان وگريه ما بر اهل بيت عليه السلام بخاطر اين است كه معرفت پيدا بكنيم .وامام زمان خود را بشناسيم ومعرفت داشته باشيم ،وچون كوفيان لب عطشان وتنها امام زمان خود را نگذاريم.
ادامه نوشته

پروانه

ايام عزاي سيدالشهداء عليه السلام  ورسيدن ماه محرم را بر خدمت شما بزرگواران تسليت عرض ميكنم ،حسيني كه قيام كرد وبراي بقاء دين همه چيزش را فدا نمود ،چرا علي عليه السلام خانه نشين شد وقيام نكرد؟وامام حسن عليه السلام صلح كرد وقيام نكرد ؟ولي حسين بن علي عليه السلام نه سكوت را اختيار كرد ونه صلح ،بلكه قيام كرد ؟

هركس از بُعدي به اين مسئله جواب داده ولي جوابي كه به ذهنم بعد از خوندن روايات امد، اين بود ،كه مثل امام مثل كعبه است [1]،تا دورش پروانه وار حلقه بزنند وبراي رسيدن بخدا طواف كنند ،كعبه نميرود كسي را ندا دهد وبگويد كه بياييد وبه دور من طواف كنيد ،بلكه كعبه هست، وانهاي كه راه را ميشناسند به دور كعبه طواف ميكنند ،
در زمان علي عليه السلام ياراني انچنان نبودند كه به دورش پروانه وار بچرخند،ودر زمان امام حسن عليه السلام حتي همراهان امام عليه السلام ميخواستند وي را دست بسته تحويل بدهند!!!!!!

ولي در كربلا حسين عليه السلام ياراني داشت كه عاشقانه دورش طواف ميكردند ،امام ومِثل كعبه بودن را خوب فهميده بودند ،اگر صد بار هم كشته شويم باز اماده فدا شدن هستيم،حبيب بن مظاهر با تمام غير بني هاشم شب عاشورا جلوي خيمه زينب امد ،كه بداند حسين عليه السلام را تنها نميگذارند،اري حسين عليه السلام 72تن پروانه داشت ،دور وجودش ميچرخيدند ،تا پروانه ها رفتند ،شمع وجود حسين عليه السلام خاموش شد ،بهتر بگويم تا پروانه ها رفتند خورشيد غروب كرد .

حال در اين ايام عزا من وتو هم پروانه براي حسين عليه السلام هستيم؟راستي در اين زمان چگونه ميتوان پروانه شد ودور حسين چرخيد ؟

ادامه نوشته

غدیر، سند شیعه

با عرض تبريك به مناسبت عيد غدير .

راستي در مورد غدير خم چقدر مطالعه داريد و داريم؟ چه شبهاتي در اين مورد دشمنان مطرح ميكنند؟
استاد سيزواري در كتاب پرتو شريعت .بحث زيبا ومفيد ودقيقي در اين مورد مطرح نموده اند ،كه خيلي قابل استفاده بود خواستم دوستان هم بخوانند واستفاده كنند .

در اين بحث اول اتحاد مسلمانان را مطرح ميكند ،بعد علت اختلاف را مطرح ميكند .ودر ادامه امامت از منظر شيعه وسني را بيان ميكند.واستدلال به حديث غدير را مطرح ميكند .وحدود 5 شبه اي كه در مورد اين بحث مطرح كردند را بيان ميكند وجواب همه شبهات را مي دهد.

كه شبهه اول مربوط به صدور اين حديث است ،وجوابي كه ميدهد :اين است كه اين حديث قطعا از پيغمبر صادر شده است .واز كتب اهل سنت هم دليل مي اورد .وراويان حديث غدير را از ديد اهل سنت بررسي ميكند .كه همه ثقه هستند .
شبهه دومي كه مطرح ميشود: حال كه ثبوتش را قبول كرديم دلالت بر ولايت وامامت علي عليه السلام دارد يا نه؟ جوابي كه استاد ميدهد اين است .كه اين حديث با معنايي كه در مورد مولي صورت ميگيرد قطعا دلالت دارد بر اينكه: كلمه «مولي» به طور قطع در «اولي به تصرّف» و «سرپرستي» استعمال شده است.
شبهه سومي كه مطرح ميشود.تواتر حديث غدير است .كه اين هم به خوبي جواب داده وبيان نموده كه متواتر هست .
شبهه چهارمي كه مطرح ميشود.اجتماع دو ولايت را مطرح ميكنند كه هم زمان هم ولايت رسول الله صلي الله وعليه واله باشد وهم ولايت علي عليه السلام . كه به اين شبه هم اينگونه جواب ميدهند كه: ولايت علي عليه السلام  در طول ولايتِ پيامبر صلي الله عليه وآله  است، همانطور كه ولايت او در طول ولايتِ خداوند متعال است. و اجتماع چند ولايت در طول يكديگر قابل تصوّر و ممكن است.
شبهه پنجمي كه مطرح ميشود بيعت با ابوبكر توسط كساني كه در غدير بودند.
كه استاد به اين هم پاسخ عالمانه ميدهد.وان اينكه :همه اصحاب با ابوبكر بيعت نكردند.ودر ثاني اين دليل نمي تواند باشد .چون در نبود موسي ان پيغمبر الهي، مردم بيعت با سامري كردند و گوساله پرستيدند واز هاروم اطاعت نكردند.و...


پی نوشت 1: لينك هر شبه را براي دوستان در روي خود شبه گذاشتم .كليك بكنيد به كتاب مربوطه وصل ميشويد.
پی نوشت2 : با توجه به اینکه بلاگفا، در روز دوشنبه در حال بروزرسانی سرورهای خود بود ، دسترسی برای، به روز کردن سر موعد نبود،  به خاطر این تاخیر، از شما عذر خواهی می کنم.

همسفر كيستي؟

ديروز پيامك ها براي تبريك عيد به صدا در امد  و هر كس به نحوي براي ديگري اين عيد را تبريك گفت ، ولي يك پيامكي از ديروز منو به فكر برده است . شايد براي شما هم رسيده باشد . پيامكي كه ميگفت : اين روزها چه روزهاي با عظمتي است ، موسي به طور[1] ميرود، فاطمه سلام الله عليها به خانه علي عليه السلام،ابراهيم با اسماعيل به قربانگاه [2]،محمد صلي الله عليه وآله با علي عليه السلام به غدير[3]، پنج تن آل عبا با هيبت خاص به مباهله[4]،ومردم چون موج بسوي بيعت با علي عليه السلام،وحاجيان رو بسوي خانه خدا،وحسين عليه السلام با هستيش به سوي كربلا....

چيزي كه مرا بيشتر به فكر فرو برد اين بود ،همه رونده هستند وميروند وما هم در حال رفتنيم اما به كدامين سو ميرويم؟به كجا ميرسيم؟
ايا همراه موسي به سوي طور در حركتيم ؟تا با يار خود به مناجات نشينيم واز درد زمان وزمانه بناليم ودعا بر مومنين كنيم ونفرين برفرعونيان؟

آيا همراه فاطمه سلام الله عليها به خانه علي عليه السلام ميرويم،تا خدايي زندگي كردن را ياد بگيريم ؟ومانند زهرا سلام الله عليها مدافع ولايت باشيم؟ويا چون علي عليه السلام مطيع رهبر؟ايا با زهرا سلام عليها ميرويم تا بگوئيم ما را هم آداب زندگي اموزيد تا از قافله عشق عقب نمانيم؟

يا با ابراهيم  به قربانگاه ميرويم تا هواي نفس وهرچيزي كه باعث فرشي شدن ماست را ذبح كنيم؟وپا برروي هواي نفس بگذاريم؟

يابا محمد صلي الله عليه واله وعلي عليه السلام به غدير ميرويم تا يادمان باشد كه امام شناسي است كه نعمت را تمام ميكند، وخدا رابر اين دين راضي ميكند؟

يا با پنج تن ال عبا به مباهله ميرويم وبا قدمهاي استوار با عالم بگوئيم :ما شك وترديدي در حقانيت دينمان نداريم وچون سرو قامتان با عزيزانمان براي مباهله مي اييم تا بدانيد ما  به خداي محمد صلي الله عليه واله ايمان داريم؟

با كدامين همسفر وبه كدامين سو ميرويم نميدانم.........ولي خوب ميدانم اين چند قافله كه شمرديم  همه بسوي خدا ميروند .

و اين را ميدانم كه همه شماومن هم اگر لايق همسفرتان باشم  با حسين عليه السلام مي رويم تا همه بدانند امام ما غريب وتنها نيست وهنوز لبيك گوياني با اشك وعشق با قافله كربلا بسوي كربلا ميروند .تا بدانند ما عاشقان ،خانه اي جز كربلا نداريم .تا همه بدانند ما منتظر آن امامي هستيم كه بااو براي حسين اشك ميريزيم تا به ان مقصد عالي كه همه اوليا واوصيا وانبيا رفتند برسيم.

در يك كلام ما همسفر راست قامتان كوي عشق هستيم.

ادامه نوشته

قرباني

ایام، ايام عشق بازي وعاشقي وبه مراد دل رسيدن است. روزي كه در پيش رو داريم عرفه است وعرفات است ونام ابراهيم. وعده الهي و مناجات خليل وخواندن جليل وهمراهي ابراهیم و اسماعيل. به كدامين وادي ميروند وبسوي چه چيزي قدم بر ميدارند؟ ايا ميتوان عشق را، محبت را، غرق در خدا شدن را، غير از اينجا ديد؟
 راهزني در راه است و منتظر، تا غارت گري كند پدرعاشق و پسر مطيع و همراه  پدر، دست بر سنگ برده،  رمي جمرات ميكند.  چون عرفه را گذرانده وبه اين رسيدند كه : عاشق، آن است كه از جان بگذرد وقتي او را به حق شناختي، حالا بايد بي سر، به ديدار دوست رفت و حال بايد نغمه هاي ماندگاري را خواند و حال بايد بهترين ها را بسوي او برد؛ نه بهترينها، بلکه هرچيزي كه تو را به او نزديك ميكند، قرباني و به قربانگاه بايد برد. اسمان ابرهايش را كنار زده تا بهتر بتواند لحظه به لحظه ثبت كند و ملائكه به صف نشستند تا ببينند كه اين معامله عاشقي به كجا مي انجامد. زمين هم ديگر نفس نميكشد تا مبادا عالميان صداي قدمهاي عاشق را نشنوند. دو عاشق با دو پا بسوي يك معشوق با استوار در حركتند. وعده ديدار، قربانگاه است. سند عشق، قرباني است. چاقو هم در عشق، مبهوت مانده بود؛ تا در گلوي اسماعيل نشست،

ادامه نوشته

امام جواد عليه السلام

يك روز به پيغمبر صلي الله عليه واله وسلم گفتند ابتر است،خدا كوثر به اوداد،وجواب همه را كوبنده در سوره كوثر بيان كرد،تا اينكه الان ما مي بينيم كه نسل پيغمبر صلي الله عليه واله وسلم چقدر با نام و نشان هستند ودر مقابل دشمنان حضرت ....[1]

يك روز هم به امام رضا عليه السلام چنين حرفهاي زدند ،همه منتظر بودند كه چه خواهد شد،واقفيه ميگفتند ديديد ما راست گفتيم ،امام رضا عليه السلام امام نيست كه،[2]

چون پيغمبر فرموده امامان دوازده نفرند ونه نفر انها از نسل حسين عليه السلام است ،كه نسل به نسل مي ايند .

وقتي كه امام رضا عليه السلام به سن 47سالگي رسيد وهنوز فرزندي نداشت ،هم امامت امام رضا عليه السلام وهم امامان بعد زير سوال ميرفت،تا اينكه امام جواد عليه السلام به دنيا امد وامام رضا وي را مولود پربركت نام نهاد ،[3]

چون با ولادتش جواب همه را داد.

مسير عشق -تسليت به مناسبت شهادت امام جواد عليه السلام

در سن هشت سالگي بعد از شهادت پدرش امام رضا عليه السلام به امامت رسيد،[4]

وباز سوالات وحرفهاي مطرح شد كه مگر نوجوان 8ساله ميتواند امام باشد؟اما نميدانستند كه قدرت خدا چيست ؟وامام كيست؟نميدانستند قبل از اين حجتهاي الهي بودند حتي در گهواره حرف زدند ،مثل حضرت عيسي عليه السلام،[5]

وكساني كه در كودكي حجت الهي شدند مثل يحيي ......[6]امام را به مناظره بردند ،تا ثابت شود اين امام كيست؟وهمه را چنان جواب داد كه دشمنان در مكر خود زمين گير شدند [7]ودوستان قوت قلب گرفته وشادمان شدند.

باز چون در مناظرات وجاهاي ديگر ديدند تيرشان به سنگ خورد خليفه وقت را اماده كردند تا او را به شهادت برساند ،ووي را در سن 25 سالگي به شهادت رساندند.

باز چراغ ديگري خاموش شد ونهمين چراغ پر نور هم رفت.نور دهم ويازدهم وحالا ما منتظر خورشيد دوازدهم هستيم كه كي طلوع خواهد كرد.

بيشتر بازندگاني امام جواد عليه السلام آشنا بشويم

يه سوال

امامت به سن است؟چرا؟
ادامه نوشته

زيبايي

بعضي سخنان است، كه انسان هرچه درباره اش فكر ميكند ،باز نميتونه عمق مطلب را بفهمد.

متن دو روايت هست( براي شما هم مينويسم )هميشه اينها را تكرار ميكنم، ولي هر دفعه معارفي به ذهنم مياد، حالا از شما دوستان ميخوام نكاتي كه در اين موردبه  ذهنتان مياد رابرام بنويسيد،.تا با كمك شما دوستان ،كه هميشه در پستها همراهي ميكنيد ،يك نتيجه جامع ،وخوبي بدست بياريم تا در نقل حرفهاي بزرگان دين  كمكمان كند .

يكيش اين سخن است :كه امام رضا عليه اسلام ميفرمايد:... فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا.... زيرا مردم اگر سخنان نيكوى ما را (بى‏آنكه چيزى از آن كاسته و يا بر آن بيافزايند) بدانند هر آينه از ما پيروى (و طبق آن عمل) مى ‏كنند[1]

يكي هم در حقيقت مكمل اين سخن است

سخني از امام صادق عليه السلام كه ميفرمايد:... وَ اللَّهِ لَوْ يَرْوُونَ مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَكَانُوا بِهِ أَعَزَّ ...

بخدا سوگند اگر همان زيباييهايى سخنان ما را براى آنها نقل مى‏كردند، بهتر بود[2]

منتظر نكته هاي شما هستم .مشتاقانه مينشينم تا گوهرهاي از زبان شما دريافت كنم.بسم الله

پاورقي

ادامه نوشته

شمس الشموس

بعضی چیزها در عالم وجود دارد، که ما خیلی به آنها دقت نمی کنیم، وبه آسانی از کنارشان می گذریم، ولی همین ها با خود حرفهایی برای گفتن دارند ،.یکی از این چیزها خورشید است که هرروز با نور او دنیای ما روشن می شود، وروز ما آغاز می گردد .

و با نور اوست که صبح را درک می کنیم، وعاشقانه قدم های خود را به سوی هدفمان بر می داریم ، واز شعاع نورش و گرمای وجودش و از امنیتش استفاده می کنیم ، وهیچ وقت هم نمی توانیم مستقیم به او نگاه کنیم، چون چشم ما توان دیدن خورشید را به صورت مستقیم ندارد .

در ضرب المثل های ما هم این خورشید جایگاهی خاص برای خودش درست کرده وموقعیتی خوب دارد ، که این ضرب المثل ها اظهر من الشمس (روشن تر از خورشید) است .

این خورشید به ما نور می دهد و گرما می دهد و در مسخر ماست [1] و خودش هم تسبیح گو است[2]....نه یارانه می خواهد، و نه پول قبض می خواهد ، و نه تبعیض بلد است ، به همه یکسان می تابد، اگر کسی نمی تواند از تابشش استفاده کند، مشکل از خود اوست نه خورشید.

این آیه الهی جایگاهش به حدی هست که در قرآن یک سوره را به نام خودش اختصاص داده است .وخداوند به این خورشید، قسم می خورد . [3]

در روایات اهل بیت علیهم السلام، وجود انبیاء وامامان (کسانی که راهنمای راه اند ) به خورشید تشبیه [4] شده است ، چرا که   بخاطر شعاع نور این بزرگواران است که انسان می تواند از ظلمت، خود را برهاند و بسوی نور حرکت کند .
حتی وجود نازنین و مقدس حجت بن الحسن العسگری علیه السلام در دوران غیبت به خورشید پشت ابر[5] تشبیه شده است .
در دعای ندبه، ندبه ای که در جمعه ها واعیاد از فراق یار سر می دهیم ، آنجا هم، یکی از ندبه ها، أَيْنَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَةُ [6] است .کجایند ان خورشیدهای نور افشان .
وقتی خوب انسان دقت می کند می بیند، شموس حضرات معصومین علیهم السلام هستند .

امروز هم سالروز ولادت با سعادت شمس الشموس علی بن موسی الرضا المرتضی سلام الله علیه است .(راستی تا یادم نرفته این روز را به همه شما بزرگواران تبریک عرض می کنم)

این امام بزرگوار القاب زیادی دارد، که یکی از این لقبها شمس الشموس است ،یعنی خورشید خورشیدها .
پس حضرات معصومین علیهم السلام، شموس هستند
 و علی بن موسی رضا علیه السلام شمس این شموس است
،خورشید خورشیدها.

می دانی چرا؟ چون در زمان امام رضا علیه السلام به قدری جریانهای انحرافی زیاد بود که امام با مناظره وافعال وگفتار خود در مقابل همه این انحرافات نور افشانی کرد ، که برای همه راه را نشان داد، ونگذاشت شیعیان در ظلمات گرفتار بشوند . موقعیت زمانی امام رضا علیه السلام طوری بود  که مردم بیشتر از همه امامان، شعاع نورش را درک کردند و مشاهده نمودند ،ودر این شعاع راه خود را یافتند ، به همین خاطر لقب شمس الشموس به خود گرفت.

انشاء الله هیچ وقت در ظلمات گرفتار نشوید. هم خورشید را بشناسید و هم در این مسیر الهی از نورش بهره مند بشوید .

 دوست دارم حرفهای شما بزرگواران را هم،  در مورد شمس الشموس بشنوم.

ادامه نوشته

سکوی پرواز

 زمین از نعمت هایی است که خداوند آن را در اختیار ما قرار داده تا بتوانیم در ان سکنی گزیده [1] و زندگی کنیم [2]. این زمین نیز مرگی دارد و حیاتی [3] و این زمین روزی به غیر این هم تبدیل خواهد شد [4] و بطور کل زیر و رو خواهد شد . و روزی همین زمین به نفع ما و یا علیه ما شهادت خواهد داد [5] روزی که از این دنیا رخت بر بندیم و بر قبر نشینیم، باز برای ما گفته ها و حرفها دارد که: تو بودی در روی من زندگی می کردی و فلان کارها را انجام می دادی، چقدر مشتاق دیدارت بودم.  و در این هنگام، اگر خدای نا کرده، اعمال انسان بد باشد، ندای زمین هم فرق خواهد کرد .

 گویا همین زمین سکوی پرواز ماست تا به اوج انسانیت برسیم [6]

و چقدر این زمین صبور است و ساکت . اما در اخر الزمان، قدم برداشتن برروی این زمین سخت خواهد شد . حتی نتوان به راحتی راه رفت .و این زمین است که همواره ابرو داری می کند و ابروی ما را نمی برد .وجنازه بی جان ما را با صبوری در خود فرو می برد .پس این زمین تجارت خانه ما انسانهاست

زمین سکوی پرواز ماست. اما در کدام مسیر؟ در این اندیشه بودم که بدون راهنما و راهبر ، نمی توان به سوی او از این زمین حرکت کرد. براستی آیا میتواند زمینی باشد و امامی در ان نباشد؟ محال است چون اگر چنین باشد زمین بدون امام فرو می رود  و نظمش به هم می ریزد. به همین خاطر در دعای ندبه می گوییم اَيْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الاَْرْضِ وَ السَّماءِ [7]. انگار که بر زمین هم سخت است که بدون امام، ما انسان ها را تحمل کند و او نیز، به خاطر امام است که دوام می آورد. و قران دارد که   وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ [8] هر چیزی که از اسمان می ایئد توسط ملکی از ملائکه الهی به زمین می رسد و زمین مرده را زنده می کند و ملائکه [9]نازل نمی شوند الا بر انسان کامل  و انسان کامل در روی زمین، امام هست و اگر امام نباشد، نظم زمین و زمان به هم خواهد خورد...

می بینیم که ما هرچه داریم، از وجود نازنین این خورشید عالمتاب است و او در بین ما هست و حاضر است و این مائیم که در پرده غیبت هستیم و منتظر ظهورش

    کاش او را به خوبی بشناسیم و منتظر واقعی اش باشیم
ادامه نوشته

خدایا بشناسان

در طول روز، گاها، برخی حرفها و سوالها برای انسان پیش می آید که با خودش فکر می کند و می گوید، کاش امامم بود و از او می پرسیدم و یاد می گرفتم و عمل می کردم. ولی در کلماتی که از معصومین علیهم السلام نقل شده است، انسان خوب دقت می کند، می بیند اکثر آن سوال ها، در زمان ائمه اطهار علیهم السلام نیز پرسیده شده و حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین جواب داده اند .
امروز جمعه است  و جمعه ها، انسان عدم ظهور امام زمانش را بیشتر حس می کند. سختی ندیدنش را، سختی نشنیدن کلامش را. [1]دل انسان می گیرد و با خود می گوید: خدایا در زمانی هستم که امامم در پرده ی غیبت است، چه باید بکنم؟
براستی چه باید کرد؟

همین سوال را زراره از محضر امام صادق علیه السلام پرسید که: فدایت شوم اگر من آن زمان (زمان غیبت) را درک کنم چه کاری انجام دهم؟ امام علیه السلام فرمودند : اگر آن زمان را درک کردی، این دعا را بخوان

اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ

خدایا خودت را به من بشناسان اگر خودت را به من نشناسانی، پیامبرت را نیز نخواهم شناخت

اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ‏ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ

خدایا پیامبر و فرستاده ات را برایم بشناسان، اگر پیامبرت را به من نشناسانی، حجتت را نیز نخواهم شناخت

اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي

خدایا حجتت را بر من بشناسان، زیرا اگر حجتت را به من نشناسانی از دینم دور و گمراه خواهم شد.[2]

از سوز حسرت سينه ام آتشفشان است                 

چشمم به پيچ كوچه هاي آسمان است.

از پشت بغض ابرها، اي ابرمرد                               

روزي قدم بر چشم ما بگذار و برگرد

اي چلچراغ اين شب خاموش، برگرد                       

تا كي سَرِما باشد و زانوي حسرت؟

تا كي بگرديم از پي ات غربت به غربت؟                  

تا كي جهان آكنده از نيرنگ باشد؟                        

كار برادر با برادر جنگ باشد

اي قلب عالم را به خود مشتاق كرده                     

اي طاقت آيينه ها را طاق كرده

كُشتي عروس عشق را از رنج دوري                  

خون شد دل آيينه ها تا كي صبوري؟

فرهاد را از جان شيرين سير كردي                      

اي يوسف زهرا بـميـرم دير كردي


ادامه نوشته

شهادت علی علیه السلام

زمين را از عدالت پاك كردند                         گريبان فلك را چاك كردند
زچشمان ملائك اشك می ريخت               بميرم مرتضی را خاك كردند

نوزده رمضان در وقت سحر ضربتی بر پیکر مردی نشست ،که این ضربت نه بر فرق این مرد، بلکه برفرق عدالت وعبادت وانسانیت نشست .این ضربت عالمی را یتیم ،ودر سوگ کرد. نه زمین ،بلکه آسمانیان را هم در ماتم برد .

مردی که در وقت طلوع فجر به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید: لحظه ای به خواب رفتم، و رسول خداصلی الله عليه وآله را در خواب ديدم. عرض كردم: بعد از شما از دست امّت خون دلها خوردم، حضرت رسول صلی الله عليه وآله فرمود: عليه آنها نفرين كن، پس اين گونه نفرين كردم: خدايا مرا از آنها بگير و يك فرد نالايق بر آنها مسلّط ساز.[1]

مردی که در وقت حرکتش بسوی مسجد مرغابیان هم سحر خیز شدند ،تا راهش را ببندند .تا مباد به مسجد برود  .آمد مسجد ونماز خواند ورفت اذان بگوید وخطاب به فجر زیبا فرمود: «ای فجر! از روزی كه علی به دنيا چشم گشوده، آيا شده كه تو بدمی و چشمان علی در خواب باشد؟[2]
فجر تا سينه آفاق شكافت                 چشم بيدار علی خفته نيافت
بعد اذان مشغول نافله فجر بود که ضربتی بر جای ضربت عمر بن عبدود نشست .که با این ضربت دو ندا یکی از زمین ویکی از سماء برخواست وخفته گان را بیدار کرد .

ادامه نوشته

تمام نور

در اين روزها به هر جا نگاه ميکني ،جشن وشادي است .وبيشتر از نور استفاده کرده اند .واين نور زيبايي خاصي به جشنها داده است ،از هر جا ميگذشتم نا خود آگاه از ذهنم اين تکه از آيه ميگذشت. وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ نور خود را كامل خواهد گردانيد.

 

(اين نور کجا وآن نور کجا )خيلي برايم لذت بخش بود .مراجعه کردم به رواياتي که ايات را تطبيق کرده اند به امام زمان (عج)ديدم چه تطبيقات عميق وزيبايي در روايات صورت گرفته، که خواندنش ونوشتنش يه لذت خاصي به انسان ميدهد. اين لذت زماني به اوج خود ميرسد، که امام ظهور کند وبا تموم وجود اين تطبيق را درک کنيم .

يکي از ان آيات همين ايه بود يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ[1] ترجمه .مى ‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا- گر چه كافران را ناخوش افتد- نور خود را كامل خواهد گردانيد.

درکتاب اکمال الدين وبحار الانوارديدم عمار از امام صادق عليه السلام نقل ميکند که زمين از ابتدا از حجت خالي نمي ماند .حجت عالم ودانائي که احيايي دستوراتي که مردم به دست فراموشي سپرده اند واز بين رفته بنمايد وبعد اين ايه را خواند يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا....[2]


ديدم درکتاب اصول کافي اين ايه را خيلي زيبا بيان کرده که سوال وجواب فضيل وابوالحسن موسي بن جعفر عليهما السلام است

که راوي از اين ايه ميپرسد امام عليه السلام در جواب ميفرمايد : يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا ...ميخواهند ولايت على بن ابى طالب را با تبليغات خود از بين ببرند گفتم: وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ؟ فرمود خدا امامت را تكميل ميكند بدليل اين آيه فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا[3] كه نور همان امام است گفتم: لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ[4] فرمود هنگام ظهور حضرت قائم دين حق را بر تمام اديان چيره نمايد بدليل اين آيه وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ كه خدا بولايت قائم امامت را تكميل ميكند وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ اگر چه خوش آيند كافران بولايت على نباشد ....[5]

يکي ديگر از آيات اين بود

وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى‏ [6]   قسم بشب هنگامى كه پوشيده دارد.

 محمد بن مسلم از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت نموده كه فرمود: مقصود امير المؤمنين عليه السّلام است كه در دولت باطل مستور گشت و ناگزير بصبر گرديد.

 وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى  يعنى: قسم بروز هنگامى كه بدرخشد.

 فرمود: اين روز روشن قائم ما اهل بيت است كه چون قيام كند بر دولت باطل پيروز گردد....[7]

ايات زيادي در اين مورد هست . پست مطلب وبلاگ بيشر از اين گنجايش نداشت .

ادامه نوشته

درمان همه دردهای

مولا جان:باز شعبانی دگر آغاز شد وعطر وبوی آمدنت در کوچه ها وپس کوچه های دلمان خود را نشان داد .باز فضامعطر شد از نام تو، نامی که از اول خلقت بود وهست وخواهد بود. کوچه های شهرمان چراغانی شده است ،ولی قلبهایمان تا حدودی در تاریکی !!

هر عیدی که می شود وتولدی با تمام وجود ندبه خوان میشویم.چشمان ما پر از اشک میشود ،وتو را میخواند .به ایات قرآن نظاره میکنیم می بینیم آمدن تو را مژده میدهد[1]، به بعثت نظر می افکنیم می بینیم جدایی از ظهور نیست .به کربلا نظاره میکنیم می بینیم هنوز هم حسین بن علی علیه السلام تو را میخواند .تا حال کسی نتوانسته انتقام خون حسین علیه السلام را بگیرد .گفتند مختار قیام کرد وانتقام گرفت ،اما مختار کجا وانتقام خون حسین علیه السلام کجا؟مختار کوچکتر از آن است که بتواند انتقام حسین علیه السلام را بگیرد .ولی دم حسین تو هستی .ای منتقم خون حسین کجایی؟امامان به انتظار امدنت بودند .تا تو بیایی ومنتقم خون حسین علیه السلام باشی .

ب.ن:ویژنامه نیمه شعبان را هم ببینید

ادامه نوشته

در ولادتش باید گریه کرد

امروز ولادت ابا عبد الله الحسین  علیه السلام بود .همه جا دیدم شادی وشعف دارند، وهمه میخندند وشادی میکنن ،دیدم بعضی جاها دست میزنن وچراغانی میکنن وغیره...


در این فکر بودم که در طول تاریخ تنها مولودی که قبل از تولدش وموقع تولدش همه گریه میکردند ،حسین بن علی علیه السلام بود.گریه قبل از لادت تا بعد از شهادت با نام حسین علیه السلام همراه بود. راوي ميگويد: هيچ روزي نبود که نزد امام صادق «ع» از حسين «ع» يادي شود و امام صادق «ع» در آن روز متبسم ديده شود و امام صادق (ع) ميفرمود: حسين «ع» اشک هر با ايماني است[1]

 

در تمام مراحل زندگی حضرت کسی نمیخندید .مادرش راضی نبود به دنیا بیاورد .طوری بود که همه با دیدن او میگریستند .خودش هم می گوید:انا قتيل العبرات لا يذکرني مومن الا استعبر. [2].من کشته اشک چشمم هر جا نامم اورده بشود اشکها میریزد .با ان همه گرفتاری ومصیبت جای خود

ولی ایا واقعا ما با این بهانه که ولادتش هست این همه شادی کردیم، به راه حسین بن علی هم رفتیم!؟ایا مردان ما مردانه به حسین اقتدا کردند ؟مگر حسین بن علی علیه السلام نبود در کربلا  که امر به معروف ونهی از منکر میکرد ؟مگر دختران وخواهران حسین بن علی نبودند که از حجاب خود دفاع میکردند؟

چه شده ما را که فاصله میگیریم از ارزشها وخود را به خواب غفلت میزنیم ؟

میدانی اوج مصیبت حسین بن علی علیهما السلام کجاست ؟اینهمه کشته ووشهید،از کودک تا علمدار همه مصیبت است .ولی مصیبت عظمای که قلب انسان را می سوزاند ، این است که حسین علیه السلام غریبی بود بین مردمی که نشناختند .عالمی بود بین جاهلها .در مقابلش شمشیر کسانی کشیدند که نمیفهمیدند انسانیت یعنی چه ؟حسین علیه السلام مظلوم فقط زمان خودش بود ؟

جوانانی که در سر عشق حسین بن علی علیه السلام را دارید،از سیره حسین چه چیز به همراه دارید؟از امامت حسین علیه السلام چقدر میدانیم؟غافل نشویم از زمانی که حسین بن علی علیه السلام خواست خطبه ایراد کندسر وصدا کردند، کسی صدای این مرد الهی را نشنود. چرا؟چون بسوی نور حرکت میکند

الان سر وصداها همه یک جور دیگر جلوه میکند ،از نت گرفته ماهواره وگوشی واهنگهای .....که حتی در ولادت امام هم با بی حیایی با اهنگ شاد به نام حسین بن علی شادی میکنند!!! وهزاران درد دیگر .حسین از جهالت مردم می نالید .ودنبال هدایت مردم بود .اگر گوش کنیم هنوز صدایش می اید .میگویند روایت هست در شادی ما شاد باشید ودر غم ما غمگین.ایا در ولادت حسین شاد بودند؟ایا معنی شادی وغم را درست فهمیدیم ؟


[1] بحار 249 - 247 :44 - مثير الاحزان ص 10 - 9 - لهوف ص 9 - 7. کامل الزيارة ص 108.

[2]  امالي، مجلس 2روز ولادت ابا عبد الله الحسین علیه السلام بود،همه جا دیدم شادی وشعف دارند، وهمه میخندند ،وشادی میکنن ،دیدم بعضی جاها دست میزنن وچراغانی میکنن وغیره...


در این فکر بودم که در طول تاریخ تنها مولودی که قبل از تولدش وموقع تولدش همه گریه میکردند ،حسین بن علی علیه السلام بود.[0]گریه قبل از ولادت تا بعد از شهادت با نام حسین علیه السلام همراه بود. راوي ميگويد: هيچ روزي نبود که نزد امام صادق «عليه السلام» از حسين «عليه السلام» يادي شود و امام صادق «عليه السلام» در آن روز متبسم ديده شود و امام صادق (عليه السلام) ميفرمود: حسين «عليه السلام» اشک هر با ايماني است[1]



در تمام مراحل زندگی حضرت کسی نمیخندید .مادرش راضی نبود به دنیا بیاورد .طوری بود که همه با دیدن او میگریستند .خودش هم می گوید:انا قتيل العبرات لا يذکرني مومن الا استعبر. [2].من کشته اشک چشمم هر جا نامم اورده بشود اشکها میریزد .با ان همه گرفتاری ومصیبت جای خود

ولی ایا واقعا ما با این بهانه که ولادتش هست این همه شادی کردیم، به راه حسین بن علی عليه السلام هم رفتیم!؟ایا مردان ما مردانه به حسین اقتدا کردند ؟مگر حسین بن علی علیه السلام نبود در کربلا که امر به معروف ونهی از منکر میکرد ؟مگر دختران وخواهران حسین بن علی نبودند که از حجاب خود دفاع میکردند؟

چه شده ما را که فاصله میگیریم از ارزشها وخود را به خواب غفلت میزنیم ؟

میدانی اوج مصیبت حسین بن علی علیهما السلام کجاست ؟اینهمه کشته ووشهید،از کودک تا علمدار ،همه مصیبت است .ولی مصیبت عظمای که قلب انسان را می سوزاند ، این است که حسین علیه السلام غریبی بود بین مردمی که نشناختند .عالمی بود بین جاهلها .در مقابلش شمشیر کسانی کشیدند که نمیفهمیدند انسانیت یعنی چه ؟حسین علیه السلام مظلوم فقط زمان خودش بود ؟

جوانانی که در سر عشق حسین بن علی علیه السلام را دارید،از سیره حسین چه چیز به همراه دارید؟از امامت حسین علیه السلام چقدر میدانیم؟غافل نشویم از زمانی که حسین بن علی علیه السلام خواست خطبه ایراد کندسر وصدا کردند، کسی صدای این مرد الهی را نشنود. چرا؟چون بسوی نور حرکت میکند.

الان سر وصداها همه یک جور دیگر جلوه میکند ،از نت گرفته ماهواره وگوشی واهنگهای .....که حتی در ولادت امام هم با بی حیایی با اهنگ شاد به نام حسین بن علی عليه السلام شادی میکنند!!! وهزاران درد دیگر .حسین از جهالت مردم می نالید .ودنبال هدایت مردم بود .اگر گوش کنیم هنوز صدایش می اید .میگویند روایت هست در شادی ما شادند ودر غم ما غمگین.[3]ایا در ولادت حسین شاد بودند؟ایا معنی شادی وغم را درست فهمیدیم ؟

[0]کامل الزيارات: 62،




[1] عَنْ أَبِي عُمَارَةَ الْمُنْشِدِ قَالَ مَا ذُكِرَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فِي يَوْمٍ قَطُّ- فَرُئِيَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مُتَبَسِّماً فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ إِلَى اللَّيْلِ- وَ كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ الْحُسَيْنُ عَبْرَةُ كُلِّ مُؤْمِن
بحار الأنوار ج‏44 280
عَنِ ابْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كُنَّا عِنْدَهُ فَذَكَرْنَا الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ- وَ عَلَى قَاتِلِهِ لَعْنَةُ اللَّهِ فَبَكَى أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ بَكَيْنَا- قَالَ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ فَقَالَ قَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع- أَنَا قَتِيلُ الْعَبْرَةِ لَا يَذْكُرُنِي مُؤْمِنٌ إِلَّا بَكَى وَ ذَكَرَ الْحَدِيث
بحار الأنوار ج‏44 279 باب 34

[2] امالي، مجلس 28، حديث 7، ص 137.

[3]عَنِ الْفَحَّامِ عَنْ عَمِّهِ عُمَرَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْكَنْجِيِّ عَنْ أَبِي عَاصِمٍ عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ شِيعَتُنَا جُزْءٌ مِنَّا خُلِقُوا مِنْ فَضْلِ طِينَتِنَا يَسُوؤُهُمْ مَا يَسُوؤُنَا وَ يَسُرُّهُمْ مَا يَسُرُّنَا فَإِذَا أَرَادَنَا أَحَدٌ فَلْيَقْصِدْهُمْ فَإِنَّهُمُ الَّذِي يُوصِلُ مِنْهُ إِلَيْنَا
گويد حضرت صادق عليه السّلام فرمود: شيعيان ما جزئى از ما هستند، از زيادى سرشت ما آفريده شده‏اند، آنچه ما را بد آيد آنها را نيز بد آيد و آنچه ما را خشنود سازد آنان را خشنود مينمايد، پس هر گاه كسى آهنگ ما كند آنها را دريابد زيرا آنان هستند كه او را بما ميرسانند
بحار الأنوار ج‏65 24

چون معصوم است الگوی ماست

سوالاتی که در باب عصمت می پرسند برخی اش بر می گرده به موضوع الگو گیری ما از اهل بیت عصمت و طهارت ومیگویند که انسانهای عادی چون مثل معصوم نمیشوند نا امید میشوند ویا اگر مفهوم عصمت خوب جا افتاد میگویند انها الگوی ما نیستند چون انها معصوم بودند .(گاهی اوقات شما هم شنیدید که میگویی علی علیه السلام الگوی من وشماست جواب میشنوی که او معصوم بود او کجا وما کجا در حالی که اشتباه است این فکر)خواستم به این جواب بدهم تا مغالطه صورت نگیرد به همین خاطر چند نکته را متذکر میشوم

1.       اگر اینطور بود خدا انها را برای ما الگو معرفی نمی کرد در حالی که در چند ایه بعنوان الگو برای ما معرفی کرده[1]

2.       انبیاء هم بشری هستند مثل ما که قران زیاد روی این تا کید دارد .هم جنبه زمینی دارند وهم جنبه اسمانی وملکوتی [2]

3.       دست یابی پیامبران وامامان به عصمت فقط موهبت خدا نیست بلکه در شایستگی اکتسابی انها ریشه دارد

وبه همین خاطر خدا در قرآن حکایاتی مانند  داستان یوسف[3] وغیره را مطرح میکند تا ما اینها را الگوی خود قرار بدهیم

 

4.      شیطان از معصوم هم دست بر نمیدارد بلکه همیشه سنگ اندازی میکند ولی باز پیروز این میدان پیامبران وامامان هستند[4]

5.       باید یادمان باشد که ما نمیتوانیم عین معصوم باشیم وبه ان حد برسیم ولی این هم بدان معنی نیست که ما نا امید بشویم واز خدا وائمه فاصله بگیریم وخود را نرسانیم [5]

بلکه ما هم وظیفه داریم خود را به انها برسانیم وهر قدمی که بر میداریم به انها نزدیک میشویم

 دوستان میتوانند برای یافتن جواب سوالهای خود به پرسمان عصمت هم مراجعه  بکنند

پستهای که قبلا نوشتم ومیتواند برا بحث کمک بکند
  مختار ومعصوم
                     
معصوم واستغفار
                                              واسطه فیض
                                                                   پرسمان عصمت

                                                                                          عصمت

                                                                                                     عصمت 2

ادامه نوشته

عصمت 2

عصمت منحصر در انبياء وامامان  نيست بلكه ديگران هم مي توانند به برخي از مراتب عصمت برسند .بودند درطول تاريخ عالمان، بزرگواران تقوي پيشه اي كه نه تنها مرتكب گناه وحرام نميشدند بلكه مكروه ومباح را هم مرتكب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نمي شدند حتي به تمام زندگي خود زندگي عادي خود رنگ خدايي مي دادند. اینان پله های ایمان رابالاتر می رفتند و بالتبع درجات پرهیز از خطا و گناهشان هم بالاتر می رفت. از اسلام به ایمان می رفتند. ایمانخود را به تقوی می رساندند. و با تقوای الاهی و مراقبت و محاسبه، خود را به مرحله یقین می رساندند و گناه نمی کردند.

وقتي انسان علم واگاهي قاطع ازعواقب يك عمل را دانست، هيچ وقت گناه نميكند. مثل پزشک خردمندي كه به هيچ وجه آبي كه در آن لباس جذامي شسته شده را نميخورد چون يقيين دارد كه بيماري شديد و مرگ به همراه خود دارد. 

http://koraim.persiangig.com/image/es.JPG

غير از انسانها، ملائكه و فرشتگان هم معصوم هستند . اما عصمت انبیاء و امامان در دو بعد مطرح هست:

1. بعد عملي كه به نام عصمت از گناه معروف است

2.بعد علمي كه:يعني معصوم در حوزه علم و معرفت دچار خطا نميشود كه این بعد داراي اقسامی است:

- عصمت در تلقی و دریافت وحی

- عصمت در تبلیغ و رساندن وحي

- عصمت در حفظ وحی و کلام الهی

- عصمت در پیاده کردن وحی در زندگی فردی و اجتماعی

موارد عصمت امامان معصوم نیز در ابعاد زیر خلاصه می شود:

 - عصمت در شناخت احكام الهي

 - عصمت در شناخت موضوعات احكام شرعي

 - عصمت در تشخيص مصالح و مفاسد امور مربوط به رهبري جامعه اسلامي

 - عصمت در امور مربوط به زندگي عادي اعم از مسايل فردي واجتماعي

ان شاالله ادامه مباحث مربوط به عصمت را در پست های بعدی پی خواهیم گرفت.

پستهای که قبلا نوشتم ومیتواند برا بحث کمک بکند
  مختار ومعصوم
                     
معصوم واستغفار
                                              واسطه فیض

                                                                  پرسمان عصمت

                                                                                           عصمت

عصمت

در مورد بعضي چيزها سوالاتي ذهن انسان را به خود مشغول ميكند .كه سوال في نفسه خوب است ولي به شرطي كه دنبال جواب باشيم وبه جواب قانع كننده برسيم .
از جمله  چيزهاي كه مورد سوال واقع ميشود عصمت ومعصوم بودن نسبت به پيامبران وائمه است .وشبهاتي چند در اين مورد كه گاهي چون جواب پخته دريافت نميشود عدل هم زير سوال مي رود وسلب اختيار مطرح ميشود .
اميدوارم بتوانيم با عنايت خدا وهمراهي دوستاني چون شما چند پستي در اين مورد بنويسيم كه قبلا هم چند پست نوشته شده اميدوارم مفيد واقع بشود.
بحث اول :معني ومفهوم عصمت
عصمت يعني مصونيت از گناه و انحراف .كه وابسته به عنايت خدا است.
وابسته به عنايت خدا يعني همان حركت انسان و كشش خدا .همان كه در برابر يكي 10 برابر يا هفتصد برابر يا بيشتر داده ميشود .همون كه تا كشش معشوق نباشد كوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد.يعني معصوم با اختيار خود را از فساد باز ميدارد و گناه نميكند و خدا عنايتش را شامل ميكند .
به زبان ديگر بگوييم : مقصود از مصونيت دونوع مصونيت است
 1. مصونيت از گناه كه اين جنبه اختياري دارد يعني تكرار در عمل و اجتناب از محرمات =تقوي ومراقبت=با يقيين=علم به حقايق هستي .وقتي درك و فهم با اراده نيرومند همراه گرديد مصونيت مي آورد
از بزرگي پرسيدند گناه ميكني؟جواب داد شما نجاست انسان را مي خوريد؟پرسيدند فكر گناه ميكني؟جواب داد فكر خوردن نجاست انسان را ميكنيد؟چون علم به واقعيت گناه دارد وميفهمد گناه چيست چنين جواب ميدهد
2. مصونيت از خطا واشتباه .كه اين موهبتي الهي است .چون آنجا تقوي و مصونيت از گناه بود، خدا اين وخيلي چيزهاي ديگر را موهبت مي نمايد
نكته:
1. اعطاي خدا دقيق است 2. در فاعليت اعطاء خدا شكي نيست فياض مطلق است .باراش باران به بيابان است وباغ اما يكي خس رويد وديگري گل 3. انسان بايد قابليت پيدا كند بايد ظرفي باشد تا توان دريافت خيلي از فيض ها را داشته باشد . اين ظرف در اختيار ماست  كه بايد ظرفمان را بزرگ بداريم هرچه بزرگتر باشد دريافت بيشتر است
منتظر نظرات و نكات وت مثيل و دليل و سوال و کلام دوستان هستم تا بقيه بحث را پيش ببريم .
پستهای که قبلا نوشتم ومیتواند برا بحث کمک بکند
  مختار ومعصوم
                     
معصوم واستغفار
                                              واسطه فیض
                                                                   پرسمان عصمت
                                                                                        
عصمت 2

جانشين خدا؟

از جمله عنايت الهي به انسان آن است كه او را خليفه خود قرار داده است [1]

داشتم به اين فكر مي كردم  خليفه در جايي است كه خلف باشد ولي در خدا كه زمان ومكان معني ندارد .يعني خلف ندارد كه خليفه باشد.خلافت انسان نه اينكه خدا نيست وانسان است بلكه ائينه تمام نماي ايزدي يعني خداوند محيط بالاصاله است وانسان محيط بالعرض[2]

محدوده خلافت انسان كجاست؟زمين وآسمان شروع صعود از زمين است

مي تواند خالق باشد؟ميتواند رازق باشد؟ در تعليم علوم الهي انسان خليفه خداست .نه در خالقيت ورازقيت....

خليفه يعني انسان با وجود خود وجود خدا وبا صفات وكمالات خود صفات وكمالات خدا وبا فعل وكار خود افعال خدا را ترسيم ميكند.

آياهر انساني مي تواند خليفه باشد؟انساني خليفه است كه علم به اسماء داشته باشد[3]

اسماءچيست؟اسماءيعني حقايق عالم هستي.

چه كسي ميتواندبه حقايق عالم هستي علم پيدا كند؟كسي كه بتواند با تربيت وتزكيه خود را به مقام قرب الهي برساند.

مصداق اتم آن انسان كامل  است

مصداق انسان كامل انبياءوائمه هستند.[4]

بخاطر همين است كه آني زمين از حجت خالي نمي ماند.[5]

والان خليفة الله امام زمان (عج)است.[۶]



ادامه نوشته

پاره اسلام

فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي[1]


باید در نظر داشت که پیغمبر اسلام معصوم است وارز روی هوی وهوس حرف نمیزند[2].پس بنابر این از این حدیث چند نکته میتوان برداشت نمود.

1.چرا فرمود "بضعه"[3]وعنوانهای دیگر را بکار نبرد چون در "بضعه"خصوصیت خاصی است ."بضعه"بمعنی پاره ای از جسم است وجسم وروح پیامبر (صلی الله علیه وآله)همه اسلام است وجز اسلام چیزی ندارد .پاره تن او هم جز اسلام چیزی ندارد.

2.وچون پیامبر اکرم (صلی الله وعلیه وآله )از دنیا رفت ،پاره تن دیگر می ماند وبا بودن این پاره تن اسلام می ماند .وامامان که همه از ذریه زهرا (سلام الله علیها )هستند پاره تن رسول خدا حساب میشوند .اینجاست که معنی خیلی از احادیث از جمله حدیث ثقلین روشن میشود.

3.این حدیث پیامبر (صلی الله وعلیه وآله )دلیل بر عصمت زهرا سلام الله علیها هم هست .[4]

4.طبق این حدیث هرکس زهرا سلام الله علیها را اذیت کند پیامبر را اذیت کرده وهر کس پیامبر را اذیت کند خدا بر او لعن می فرستد[5] .پس طبق آیه 57   سوره الأحزاب ما هم میتوانیم به انهای که زهرا را اذیت کردند لعن بفرستیم.چون زهرا را به غضب آوردند واذیت نمودند.[6][7]

5.در جریان فدک نباید از زهرا سلام الله علیها بینه میخواستند .چون سخن معصوم علم به صحت سخن را میرساند ولی سخن بینه علم به صحت سخن را نمیرساند .

و............... ایا عداوت با فاطمه عداوت با خدا نیست؟ [سوره البقرة (2): آيه 98]

مَنْ كانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِيلَ وَ مِيكالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكافِرِينَ (هر كس دشمن خدا و فرشتگان او و فرستادگان او و جبرئيل و ميكائيل باشد پس محققا خداوند دشمن كافران است)

ادامه نوشته

چراغ

عصر جمعه

11طفل 11سنگ و11چراغ پرنور[1]

طفلان سنگها را برچراغها زدند وعالمی تاریک شد

وحال دنیاست ودوازدهمین چراغ

تا طفلی هست وسنگی وجود دارد چراغ در پس پرده است

پس یا باید بچه ها بزرگ بشوند .ویا سنگها از بچه ها گرفته شود.ویا بچه ها بفهمند که اشتباه کرده اند[2] تاپرده کنار رود وخورشید عالم را نور ببخشد

.تا یکی از این سه نباشد خبری از ظهور خورشید نیست .

بچه ها داره غروب میشه[3] تاریکی ترسناکه ..............
ادامه نوشته

محبت او

خدایاطبق ایاتت فهمیدم که همه موجودات[1] وانسان[2] بسوی تو در حرکت هستند وبه تو میرسند[3]

وباز از آیاتت فهمیدم که راه یکی نیست [4]وصفات راهها فرق میکند ودر مقابل صراط مستقیم راههای دیگر هم هست

وباز فهمیدم که یک عده بسوی بالا میروند[5] ویک عده بسوی پایین[6] ویک عده هم راه را گم کرده اند[7] ونمیدانند به کجا میروند

من هر روز در نمازم از تو میخواهم که مرا درا راه بسوی بالا که همان صراط مستقیم است کمک کنی ودر این صراط مستقیم بمانم [8]

واز راه پستی وپائینی (غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ  )وراه کسانی که راه را گم کرده اند (الضَّالِّينَ ) دورم کنی [9]

باز فهمیدم که صراط مستقیم علی علیه السلام وائمه اطهار هستند [10]وشاید به همین خاطر است که به لسان رسولت در مقابل رسالت رسول تنها اجری که خواستی الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ است[11] واین اجر را هم بخاطر من از من خواستی[12]

چون اگر اینها نباشند من صراط مستقیم ندارم وگم میکنم

خدایا هرچه در بحث ایات وروایات و...تحقیق میکنم بیشتر می فهمم که چقدر مرا دوست داری وچه قدر من غافلم

خدایا چگونه جواب محبتهای تو را بدهم؟

بنظر شما چگونه میشود این محبتهای خدا را جواب داد؟

راستی سوالی پرسیده شده بود در مورد فرق سبیل وصراط که در پست بعدی جواب خواهم داد ان شا الله به نظر شما این دو چه فرقی باهم دارند ؟

ادامه نوشته

توحید در زیارت

سلام

دوستان اگر دیر جوابتان را دادم بخاطر این است که مهمان علی بن موسی الرضا علیه السلام هستم

واین عید را از این مکان مقدس به همه شما تبریک عرض میکنم

داشتم از طرف همه شما زیارت امام رضا علیه السلام را می خواندم بعد از اتمام زیارت دوباره زیارتنامه را مرور کردم .دیدم چه زیارتنامه زیبایی است

تمام زیارت کلمه به کلمه اش بوی توحید میدهد

اول که شروع میکنی با گواهی دادن به یگانگی خداست  أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ

بعد شهادت به بندگی پیغمبر برای خدا وهمچنین رسول خدا بودنَ أَشْهَدُ أَنْ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ رَسُولُه‏
ِ

وبعد یکی یکی ائمه را نام میبری

امام رضا هم مردم را بسوی خدا میخواند َ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى عَبْدِكَ وَ وَلِيِّ دِينِكَ الْقَائِمِ بِعَدْلِكَ وَ الدَّاعِي إِلَى دِينِكَ وَ دِينِ آبَائِهِ الصَّادِقِينَ صَلاةً لا يَقْوَى عَلَى إِحْصَائِهَا غَيْرُكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَبْدِكَ وَ وَلِيِّكَ الْقَائِمِ بِأَمْرِكَ وَ الدَّاعِي إِلَى سَبِيلِك‏

ودر اخرش هدف از زیارت ومحبت اهل بیت را بیان میکند که این تمام حرف یه موحد است

بواسطه اینها واین محبتها به خدا نزدیک میشویم اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِحُبِّهِم‏

کاش انهایی که میگویند شیعه به غیر خدا متوسل میشود بیایند وتوحید را در مکتب شیعه یاد بگیرند

ولایت ،پناه در فتنه ها

به ناچار بايد آسيابى باشد كه گمراهى را خرد كند، و آنگاه كه آن را خرد كرد بر روى قطب و مركزش قرار مى‏گيرد. بدانيد كه خرد كردن آن خالص‏شدنى خواهد داشت و خالص شدن آن انتهاى آن است، و شكستن آن با خداست.

بدانيد كه من و نيكان فرزندانم و پاكان اصل و نسبم در كودكى بردبارترين مردم و در بزرگى داناترين آنان هستيم. پرچم حق و هدايت با ما است. هر كس از آن پيش رود با گمراهى و بدعت از دين خارج مى‏شود ، و هر كس آن را خوار كند نابود مى‏شود، و هر كس همراه آن باشد به مقصد مى‏رسد.

ما اهل بيتى هستيم كه علم ما از علم خداست، و گفته ما از حكم راست خداوند است و گفتار راستگو را شنيده‏ايم‏.

اگر تابع ما شويد با روشنگريهاى ما هدايت مى‏شويد، و اگر از ما رو بگردانيد خداوند شما را به دست ما و يا آنچنان كه بخواهد عذاب مى‏كند. ما افق اسلام هستيم كه كندرو خود را به ما مى‏رساند و توبه‏كننده‏  به سوى ما باز مى‏گردد.[1]

 



[1] أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّهُ لَا بُدَّ مِنْ رَحًى تَطْحَنُ ضَلَالَةً فَإِذَا طَحَنَتْ قَامَتْ عَلَى قُطْبِهَا أَلَا وَ إِنَّ لِطَحْنِهَا رَوْقاً وَ إِنَّ رَوْقَهَا حَدُّهَا وَ عَلَى اللَّهِ فَلُّهَا أَلَا وَ إِنِّي وَ أَبْرَارُ عِتْرَتِي وَ أَطَائِبُ أُرُومَتِي أَحْلَمُ النَّاسِ صِغَاراً وَ أَعْلَمُهُمْ كِبَاراً مَعَنَا رَايَةُ الْحَقِّ وَ الْهُدَى مَنْ سَبَقَهَا مَرَقَ وَ مَنْ خَذَلَهَا مُحِقَ وَ مَنْ لَزِمَهَا لَحِقَ إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ مِنْ عِلْمِ اللَّهِ عِلْمُنَا [وَ مِنْ حُكْمِ اللَّهِ الصَّادِقِ‏] قِيلُنَا وَ مِنْ قَوْلِ الصَّادِقِ سَمْعُنَا فَإِنْ تَتَّبِعُونَا تَهْتَدُوا بِبَصَائِرِنَا وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا عَنَّا يُعَذِّبْكُمُ اللَّهُ بِأَيْدِينَا أَوْ بِمَا شَاءَ نَحْنُ أُفُقُ الْإِسْلَامِ بِنَا يَلْحَقُ الْمُبْطِئُ وَ إِلَيْنَا يَرْجِعُ التَّائِبُ وَ اللَّهِ لَوْ لَا أَنْ تَسْتَعْجِلُوا وَ يَتَأَخَّرَ الْحَقُّ لَنَبَّأْتُكُمْ بِمَا يَكُونُ فِي شَبَابِ الْعَرَبِ وَ الْمَوَالِي فَلَا تَسْأَلُوا أَهْلَ بَيْتِ مُحَمَّدٍ الْعِلْمَ قَبْلَ إِبَّانِهِ وَ لَا تَسْأَلُوهُمُ الْمَالَ عَلَى الْعُسْرِ فَتُبَخِّلُوهُمْ فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنْهُمُ الْبُخْلُ وَ كُونُوا أَحْلَاسَ الْبُيُوتِ وَ لَا تَكُونُوا عُجُلًا بُذُراً كُونُوا مِنْ أَهْلِ الْحَقِّ تُعْرَفُوا بِهِ وَ تَتَعَارَفُوا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْخَلْقَ بِقُدْرَتِهِ وَ جَعَلَ بَيْنَهُمُ الْفَضَائِلَ بِعِلْمِهِ وَ جَعَلَ مِنْهُمْ عِبَاداً اخْتَارَهُمْ لِنَفْسِهِ لِيَحْتَجَّ بِهِمْ عَلَى خَلْقِهِ فَجَعَلَ عَلَامَةَ مَنْ أَكْرَمَ مِنْهُمْ طَاعَتَهُ وَ عَلَامَةَ مَنْ أَهَانَ مِنْهُمْ مَعْصِيَتَهُ وَ جَعَلَ ثَوَابَ أَهْلِ طَاعَتِهِ النَّضْرَةَ فِي وَجْهِهِ فِي دَارِ الْأَمْنِ وَ الْخُلْدِ الَّذِي لَا يَوْرُعُ أَهْلُهُ وَ جَعَلَ [عُقُوبَةَ] أَهْلِ مَعْصِيَتِهِ نَاراً تَأَجَّجُ لِغَضَبِهِ- وَ ما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَ لكِنْ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ‏يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ بِنَا مَيَّزَ اللَّهُ الْكَذِبَ وَ بِنَا يُفَرِّجُ اللَّهُ الزَّمَانَ الْكَلِبَ وَ بِنَا يَنْزِعُ اللَّهُ رِبْقَ الذُّلِّ مِنْ أَعْنَاقِكُمْ وَ بِنَا يَفْتَحُ اللَّهُ وَ بِنَا يَخْتِمُ اللَّهُ فَاعْتَبِرُوا بِنَا وَ بِعَدُوِّنَا وَ بِهُدَانَا وَ بِهُدَاهُمْ وَ بِسِيرَتِنَا وَ سِيرَتِهِمْ وَ مِيتَتِنَا وَ مِيتَتِهِمْ يَمُوتُونَ بالدال [بِالدَّاءِ وَ الْقُرْحِ وَ الدُّبَيْلَةِ وَ نَمُوتُ بِالْبَطَنِ وَ الْقَتْلِ وَ الشَّهَادَةِ ثُمَّ الْتَفَتَ ع إِلَى بَنِيهِ فَقَالَ يَا بَنِيَّ لِيَبَرَّ صِغَارُكُمْ كِبَارَكُمْ وَ لِيَرْحَمْ كِبَارُكُمْ صِغَارَكُمْ وَ لَا تَكُونُوا أَمْثَالَ السُّفَهَاءِ [الْجُفَاةِ] الْجُهَّالِ الَّذِينَ لَا يُعْطَوْنَ فِي اللَّهِ الْيَقِينَ كَبَيْضٍ بِيضَ فِي دَاحٍ أَلَا وَيْحَ لِلْفِرَاخِ فِرَاخِ آلِ مُحَمَّدٍ مِنْ خَلِيفَةٍ يُسْتَخْلَفُ [جَبَّارٍ] عِتْرِيفٍ مُتْرَفٍ يَقْتُلُ خَلَفِي وَ خَلَفَ الْخَلَفِ بَعْدِي أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ عُلِّمْتُ تَبْلِيغَ الرِّسَالاتِ وَ تَنْجِيزَ الْعِدَاتِ وَ تَمَامَ الْكَلِمَاتِ وَ فُتِّحَتْ لِيَ الْأَسْبَابُ [وَ عُلِّمْتُ الْأَنْسَابَ‏] وَ أُجْرِيَ لِيَ السَّحَابُ وَ نَظَرْتُ فِي الْمَلَكُوتِ فَلَمْ يَعْزُبْ عَنِّي شَيْ‏ءٌ فَاتَ وَ لَمْ يَفُتْنِي مَا سَبَقَنِي وَ لَمْ يَشْرَكْنِي أَحَدٌ فِيمَا أَشْهَدَنِي رَبِّي‏ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهادُ وَ بِي يُتِمُّ اللَّهُ مَوْعِدَهُ وَ يُكْمِلُ كَلِمَاتِهِ وَ أَنَا النِّعْمَةُ الَّتِي أَنْعَمَهَا اللَّهُ عَلَى خَلْقِهِ وَ أَنَا الْإِسْلَامُ الَّذِي ارْتَضَاهُ لِنَفْسِهِ كُلُّ ذَلِكَ مَنٌّ مَنَّ اللَّهُ بِهِ عَلَيَّ وَ أَذَلَّ بِهِ مَنْكِبِي وَ لَيْسَ إِمَامٌ إِلَّا وَ هُوَ عَارِفٌ بِأَهْلِ وَلَايَتِهِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ ثُمَّ نَزَلَ [صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ الْأَخْيَارِ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً] كتاب سليم بن قيس الحديث السابع عشر[1] ..... ص : 712

 

 

 

خورشید

آیا میدانید 91 حدیث داریم که امامان دوازده نفرند که اول انها علی علیه السلام وآخرشان مهدی علیه السلام است؟واینکه 389حدیث داریم که او از خاندان پیغمبر اسلام است ؟و214 حدیث که او از دودمان علی علیه السلام است و192 حدیث که از فرزندان زهرا سلام الله علیها است و148  حدیث که او نهمین فرزند حسین علیه السلام است و185  حدیث که او فرزند اما م زین العابدین علیه السلام است و146 حدیث که او پسر امام حسن عسگری علیه السلام است و136  حدیث  که او امام دوازدهم وآخرین امام است؟و214 حدیث در مورد ولادتش و318 حدیث در مورد عمر طولانیش و91 حدیث در مورد داشتن غیبت طولانیش و657حدیث در مورد بشارت ظهورش  و123حدیث که میگوید شخص مهدی جهان را پر از عدل وداد میکند و47 حدیث هم داریم که دین اسلام بوسیله او جهانگیر میشود(1)


(1)منبع آمار كتاب: مهدى موعود- ترجمه جلد سيزدهم بحار
نويسنده: على دوانى‏
موضوع: تاريخ‏
تاريخ وفات مؤلف: 1385 ش‏
زبان: فارسى‏
تعداد جلد: 1
ناشر: دار الكتب الاسلاميه ص5

اربعین

آیا عدد در منابع اسلامی وماخذ دینی قداست دارد یانه؟مثلا چهل (اربعین)
عدد هیچ گونه قداستی ندارد انچه مورد قداست است خود عمل وتکرار عمل است ودر روایات هم همین است در جاهای که عدد چهل را بیان کرده اند مربوط به اون عمل است که نصوص بیان میکنداینطور نیست که ما بگیم عدد چهل مقدس است وبرای همه چیز چله بگیریم مثل چهلمین روز درگذشت وغیره
اما روز اربعین حسینی چرا اربعین شد ؟مگر اهل بیت برای شهدای کربلا اربعین گرفتند؟ نه
 به سه جهت روز اربعین ارزش پیدا کردوالان هم پیش شعییان عزاداری وسوگواری برپا میشه
 1.زیارت جابر بن عبدالله انصاری
2.آمدن اسرای کربلا وزینب کبری بعد از آزادی ازاسارت ودفاعی که از دین کردند واین اولین وآخرین زیارت زینب کبری سلام الله علیها بود ودیگر کربلا را ندید.
 3 . روایتی که از امام حسن عسگری سلام الله علیه وارد شده که أَنَّهُ قَالَ عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ َ خَمْسٌ صَلَاةُ الْإِحْدَى الْخَمْسِينَ وَ زِيَارَةُ الْأَرْبَعِينَ وَ التَّخَتُّمُ فِي الْيَمِينِ وَ تَعْفِيرُ الْجَبِينِ وَ الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
تهذيب‏الأحكام ج : 6 ص : 52 پنج چيز از نشانه‏هاى مؤمن است. گزاردن پنجاه و يك ركعت نماز واجب و نافله و زيارت اربعين و انگشتر در دست راست كردن و پيشانى بر خاك ساييدن و بلند گفتن‏بسم الله الرحمن الرحيم.

انتظار

همه در انتظار روزی هفته را میشمردند که آنروز ولادت عزیزی است که عرشیان بر فرشیان خبر دادند...و آنروز(جمعه) بدنیا آمد واکنون ما در انتظار روزی هستیم که باز عرشیان گفتند که او ظهور خواهد کرد .واز ما قبلتر هم به انتظار نشستند وما هم به انتظار مینشینیم

اما دلمان میگیرد چون چندین جمعه را شمردیم وخبر از آمدنت نشد .باز به انتظار مینشینیم .ولی شاید مشکل در همین نشستن ماست [1]

کاش یاد میگرفتیم که به انتظارت باید قیام کرد وایستاد[2] منتظر نشسته زمین گیر است ویار عزیزی چون شما نتواند شود.اقا جان پس ما به انتظارت می ایستیم

شاید همین ایستادن ماهم کار را مشکل کرده چون آب اگر در یکجا ایستاد  میگندد وبو میدهد وتعفن دارد باید جاری شود وبوستانی را آبیاری کند وجان وروح بر همه هستی دهد با آب همه چیز زنده است .پس مولا جان ما به انتظارت تمام قد قیام میکنیم وبا استقامت تمام  حرکت میکنیم [3]ومیسازیم تا مژده آمدنت را بشنویم .اول از خود شروع میکنیم .خانه شما دل ماست خانه را اب وجارو میکنیم تا لایق مهمانی چون شما باشد .اگه خانه دلمان خانه خدا شد شما هم مهمان دل ما میشوی

درست است این معنی انتظار است[4]

اما مولاجان شاید  ایستادن وحرکت کردن در این دنیا با این همه ظلم وفساد کار آسانی نباشد ما گاهی پایمان چون آن کودک تازه به راه افتاده توان ندارد وبر زمین میخوریم کمکمان کن تا بلند شویم واز قافله انتظار عقب نمانیم

ادامه نوشته

همسفر

یه آدرسی دستم بود یه جایی میخواستم برم شروع کردم از مردم پرسیدن همه جواب میدادند ولی چون نمیدانستند مرا نه تنها به مقصد نزدیک نمیکرد بلکه دور هم میکرد خسته شدم .

در این خستگی از یکی پرسیدم آدرس را دید خیلی خسته ام از بس دنبال ادرس گشتم. سوار ماشین شد گفت: برو نشونت میدهم .

خدا خیرش بدهد .تا مرا رساند دم در منزلی که قبلا بودم ولی بخاطر عللی گم کرده بودم پیاده شد وخداحافظی کرد ومن هم با شرمندگی ازش تشکر کردم ودعاش نمودم ورفت همین طور که دنبالش نگاه میکردم یه دفعه توی فک فرو رفتم

خدایا من قبلا یه جای دیگه هم بودم !کجا بود؟ آدرسش را کجا گذاشتم؟ گشتم ادرسش را دیدم درون فطرتم هست[۱]. به فک فرو رفتم خدایا کمکم کن تا بتونم تصور کنم آنجا را

آنچیزهای که در ذهنم بود را مرور کردم .اول خدا بود وهیچ کس نبود[2].همه نیست بودند .بعد خدا همه را از نیست ونبود هست کرد[3] .یکی یکیمان [4]را فرستادبه این دنیا وآدرسی دستمان داد[5]

 

 .آنقدر ظلمات وتاریکی زیاد شد[6] که راه را گم کردیم از هرکه آدرس پرسیدیم از راه دورمان کرد[7] خسته شدیم. خدایا چه کسی میتواند آدرسی که درون فطرتم است را بخواند ؟وما را تا درب منزل مقصود[8] برساند؟ ودیدم چقدر راه اخرت ظاهر است و رفتنش اسان

آسان بخاطر اینکه قبلا اونجا بودم با چشم دیده بودم وبا گوش شنیده بودم [9]

پس چرا من فراموش کردم؟چون چشمم را بستم وگوشم را کر کردم .تا خدا هم مهر زد تا نشنوم[10] .وایییییییییی برمن چرا دیده ها را مرور نکردم؟ چرا فکر نکردم ؟چرا به یاد نیا وردم؟[11]

اخر چه شد راه برگشت را گم کردم ؟چه شد اعراض کردم از وطنم ؟چه شد مرور نکردم؟طبیعت، شهوت ،حب جاه ومال [12]ووسوسه شیطان[13] ونفس اماره[14] وتبعیت از انسانها وتقلید کور کورانه [15]و..... واییییییییییی بر من  یعنی اینقدر دور افتادم!!؟دنیای به این بزرگی برایم قفس شد وتنگ .چون او را فراموش کردم[16].چا ره ام چیست ؟چه کنم چه کنم میگفتم

تا اینکه به این نتیجه رسیدم که به خودش باید پناه ببرم .باید به ریسمان محکمی[17] چنگ بزنم تا از این ظلمات وتاریکی بیرون بیاییم

تا از این چاه ظلمت بیرون بیاییم

واو دستم را  میگیرد

در همین لحظه دیدم یکی را راهنمایم  کرد(البته راهنمایم بود[18] اما من کور بودم ونمیدیدمش) گفت همراهم بیا[19] تا درب منزل حقیقی ووطنت تو را میرسانم با سلامت. فقط باید حرفم را گوش کنی شاد شدم پرسیدم اسمت؟

گفت برو راه بلدم راهنمایم در زمانی پیغمبر ودر زمانی امام [20]

الان هم امام زمانتم تو از کسانی آدرس پرسیدی که نمیدانستند خود راه را گم کرده بودند حال که روزنه نور را یافتی با ما همسفر شدی وحشتی نداشته باش من کمکت میکنم تا به خدا برسی.

حال با او همسفرم

خدایا کمکم کن تا چیزی نگویم یا انجام ندهم که از من رنجیده خاطر بشود ومن با ز از همسفرم جدا بشوم وبدون راهنما بمونم

دوستان به نظرتان به خانه اول ووطن اصلیمان سالم میرسیم؟به نظرتان رفتن به راهی که ازآن امدیم سخت است؟به نظرتان ما از همسفر  خود جدا میشویم وجا میمانیم یا او ما را تنها میگذارد؟دوستان تو را خدا آدرسی که درون فطرتتان هست را مواظبت کنید مبدا زنگار وغبار ببندد ونتوانید دیگر بخوانید.وراه را گم کنید وسرگردان و...........موعظه شنیدن این غبار وزنگار را میبرد پای موعظه ها بنشینیم تا شاید کلید را بیابیم

ادامه نوشته

درد ودل

یش نوشت :یکی از خوانندگان وبلاگم یه درد ودلی کرده با اجازه ای که از خودش گرفتم اینجا گذاشتم تا ....

دلم می خواد همین طور بنویسم و تایپ کنم و گریه کنم[1]. اونقدر اشک بریزم و ناله کنم تا دیگه نای نفس کشیدن نداشته باشم.اونقدر هق هق کنم تا نفهمم که کی صدام تغییر کرد.دلم می خواد فقط بنویسم و این صفحه ها رو سیاه کنم. دلم م یخواد فقط دست هایم برو د و بلغز د و سیاه کندتا ...

دلم می خواد نباشم و نفس نکشم و نبینم . همیشه فکر می کردم بودن سخت است اما این بار می بینم نبودن سخت تر است.دلم می خواست بیابانی می یافتم و در ان بیابان چاهی و اون جا فریادی می زدم[2]فریادی که صدایش به ان چاه ی که علی (علیه السلام)در ان ناله زد برسد.دلم می خواست رهبرم رو می دیدم و ازش حلالیت می طلبیدم.دلم می خواست این لحظات رو لحظات پایان عمرم می دیدم و مولایم رو صدا می زدم که اقای من به خاطر همه ی بدی هایم مرا ببخش[3]به خاطر همه ی گرفتاری هایی که من برایت درست کردم[4]به خاطر همه لحظاتی که من ظهورت رو عقب انداختم.باید تک تک انسان ها را بیابم و حلالیت بطلبم.اقای من  همیشه دلم می خواست جزو یاران خاص تو باشم[5] اما مرا لیاقت اینگونه شاگردی کردن درکاه تو نیست.مرا یارای همقدم شدن با  تو نیست.مرا یارای  حس کردن وگرمای نفس تو نیست.

ادامه نوشته

حلقه گمشده

پای حرفها ودرد ودلهای خیلی ها نشستم شاید خود چیزی ندارم اما گوش شنیدن درد ودلهای مردم را دارم

از جمع حرفهای مردم که اعتماد کردند ودرد ودل نمودند چه در دنیایی مجازی وحقیق که هر دو برایم حقیقی است چند چیز بدستم اومد دیدم که مشکل اکثریت اینهاست

به نبت 14 معصوم علیهم السلام چهارده موردش را مینویسم

یکی میگفت :نمی دانم در این دنیا چرا ارامش ندارم یاد سوره فتح ایه 4[1] افتادم که میگه خدا آرامش را بر قلبها میگذارد وعالم همه لشگر خدا هستند .

دومی میگفت:افسردگی دارم نا امیدم می خواهم از این نا امیدی دربیام دیدم درمانش سوره یوسف ایه 87[2]است که ان پیرکنعان در ان مدت طولانی از پیدا کردن یوسف نا امید نشد افسرده  نشد دنبالش بودم که چرا نا امید نشد؟ دیدم خودش میگه میگه نباید از خدا نا امید شد

سومی میگفت :میخواهم خواسته هایم مستجاب بشه یاد ایه 26 سوره شوری[3] افتادم که میگفت خدا خواسته ا ها را اجابت میکند اما شرطی هم داره مومن باشی وعملی بکنی

چهارمی میگفت:میخواهم استقامت داشته باشم با هر بادی نلرزم اگه لغزشی داشتم دستانم را بگیرند تا بیدار بشوم سوره فصلت 30[4]دیدم چه زیبا جوابی برای این دارد اونهای که میگن خدا ودر درگاه خدا میمانند خدا هم ملائکه اش را میفرستد که نه غم داشته باش ونه بترس

ادامه نوشته

بیا درمان اینجاست

در عظمت حسين و قبول تقرب و اخلاص او در پيشگاه خدا همين بس که خداي در خاک حسين عليه‏السلام شفا قرار داده در اين زمينه اسناد بسياري وجود دارد که در دسترس‏ترين آنها زيارت منسوب به امام زمان عليه‏السلام. السلام علي من جعل الله الشفاء في تربته. [1]سلام بر (حسين) کسيکه خداوند در تربت او شفاء قرار داده است.

براساس روايات و اخبار فراوان و متواتر تربت حسين (ع) جز مرض موت‌، براي هر دردي دواست‌. تمام کراماتي که تاکنون رخ داده گواهي صادق بر اين مطلب است‌. در طول تاريخ افراد کثيري که لاعلاج بودند از تربت حسين شفا گرفته‌اند. در اخبار اهل بيت (ع) آمده است که براي بيماري‌ها و دردهايتان از تربت حسين (ع) استشفاکنيد. فقها و محدثان ما نيز بر اين مطلب اتفاق نظر دارند و تاکنون از کسي خلافي شنيده نشده است‌.

در روايتي از حضرت امام رضا (ع) آمده است‌: «.....طِينَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع فَإِنَّهُ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاء[2]؛ خاک و تربت قبر حسين (ع) از هر دردي شفا است‌». در روايت ديگر از امام صادق، آمده است که فرمود: «في طين قبر الحسين (ع) الشفاء من کل داء و هو الدواء الاکبر؛ درخاک قبر حسين (ع) شفاي هر دردي است و آن دواي بزرگ است‌».

نيز از حضرت صادق مروي است که فرمود: «طين قبر الحسين فيه شفاء و ان اخذعلي رأس ميل‌؛ خاک قبر حسين در آن شفا است‌؛ اگر چه از سر يک ميل برداشته شود».

در حديث ديگري از آن حضرت آمده «من اصابته علة فبدء بطين قبر الحسين (ع) شفاه الله من تلک العله الا ان تکون علة السام‌؛ کسي را مرضي لاحق شود پس علاجش را به تربت حسين آغاز کند، خداوند مرض او را شفا مي‌دهد، مگر آن که مرض موت باشد».

از امام باقر عليه‏السلام نقل شده ست که فرمود:إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى عَوَّضَ الْحُسَيْنَ ع مِنْ قَتْلِهِ أَنْ جَعَلَ الْإِمَامَةَ فِي ذُرِّيَّتِهِ وَ الشِّفَاءَ فِي تُرْبَتِهِ وَ إِجَابَةَ الدُّعَاءِ عِنْدَ قَبْرِهِ وَ لَا تُعَدُّ أَيَّامُ زَائِرِهِ جَائِياً وَ رَاجِعاً مِنْ عُمُرِهِ‏ قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ فَقُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ هَذِهِ الْخِلَالُ تُنَالُ بِالْحُسَيْنِ قَالَ نَعَمْ فِي نَفْسِهِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَلْحَقَهُ بِالنَّبِيِّ فَكَانَ مَعَهُ فِي دَرَجَتِهِ وَ مَنْزِلَتِهِ ثُمَّ تَلَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُم‏

‏خداوند تبارک و تعالي در پاداش قتل حسين اين عوض را معين فرمود:

که امامت را در ذريه او قرار داد.

و در تربت او شفا قرار داد.

در کنار قبرش وعده اجابت به درخواستها داد.

- ولا تعد ايام زائريه جائيا و راجعا من عمره [3] .

و ايام آمد و شد زايران قبرش را بحساب عمر آنها منظور نخواهد کرد.

همچنين نوشته‏اند فردي به نزد امام صادق عليه‏السلام آمد و معروض داشت، فردي هستم که بيماري‏هاي بسيار دارم و از مرضهاي زيادي رنج مي‏برم. هيچ دوائي نمانده که از آن بهره نگرفته باشم ولي از آن داروها نفعي برايم حاصل نشد. امام عليه‏السلام فرمود چه شد که از خاک قبر حسين بن علي بهره نگرفتي؟ در آن خاک براي هر دردي شفا و درمان معين شده و بسبب امنيت از هر ترس و خوفي است... فان فيه (طين قبر الحسين) شفاء من کل داء و امنا من کل خوف [4]

تربت میتواند به جای دارو باشد؟

[1] زيارت ناحيه مقدسه.

[2] بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏57    151    باب 33 تحريم أكل الطين و ما يحل أكله منه .....  ص : 150

[3] إعلام الورى بأعلام الهدى         221    الفصل الثالث في ذكر بعض خصائصه و مناقبه و فضائله ص .....  ص : 217 امالي- طوسي جزء 11.

 

[4] امالي- طوسي جزء 11.

امامت

امامت(راسخون)

امام شناسی(بلاغ)

امام شناسی 2

پیامبر واهل بیت علیهم السلام (حوزه)

امامت در وبلاگ مسیر عشق

مهدویت

مرگ او زندگی است

علامه طباطبائي [1] . در گفتاري چنين مي‏فرمايد:

امام به موجب اخبار کثيره، مقامي از قرب دارد که هر چه را بخواهد به اذن خدا مي‏تواند بداند، و از آن جمله علم به تفصيل مرگ و شهادت خود، با جميع جزئيات آن، اين مسأله هيچگونه محذوري از راه عقل ندارد، و از راه شرع نيز رواياتي است که هر يک از ائمه، لوحي از جانب خدا دارند که وظائف خاصه وي در آن ثبت است و در عين حال به حفظ ظواهر حال و راه و رسم زندگي مأموريت دارند و از اينجا پاسخ شبهه‏اي که گاهي وارد مي‏کنند، روشن مي‏شود و آن اينکه:

«اقدام نمودن به خطر قطعي، عقلايي نيست، انسان به کاري که خطر قطعي و خاصه خطر جاني قطعي براي وي دارد به حکم عقل خود هرگز اقدام نمي‏کند، پس چگونه متصور است امام عليه‏السلام که اعقل عقلاء است به کاري که مي‏داند در آن مرگ و شهادت است اقدام کند؟ اصولا انسان به کاري که خطر قطعي آن را مي‏داند، به اختيار خود اقدام نمي‏کند، علاوه بر اين، امام عليه‏السلام چگونه مي‏تواند راضي شود که خود را با اختيار خود به دهان مرگ و نابودي اندازد و عالم انسانيت را از برکات وجودش محروم نمايد؟!»

پاسخ:

عقلايي نبودن اقدام اختياري به خطر قطعي براي آن است که غالبا انسان کار را براي بهره‏برداري خود انجام مي‏دهد و در نتيجه کاري را که مستلزم نابودي خود او است انجام نمي‏دهد، ولي اگر انجام گرفتن کار را مهمتر از بقاي خود تشخيص دهد، حتما اقدام کرده و از نابودي خود باکي ندارد و براي اين مطلب از نهضتها و انقلابات، صدها مثل مي‏توان پيدا کرد، شاهد زنده حادثه‏ي کربلا و نهضت حسيني است، حالا فرض کنيد اقدام سيدالشهداء عليه‏السلام شهادت اختياري نبود، ولي اقدام هر يک از شهداي کربلا به مرگ قطعي که هيچ ترديدي در تحقق آن نداشتند، اختياري و از روي ميل بود و هيچ ترديد نسبت که آنان چند ساعت زنده ماندن امام عليه‏السلام را بر زنده ماندن خود ترجيح مي‏دادند و لذا يکي پس از ديگري خود را به دهان مرگ انداخته و کشته شدند و از اينجا روشن مي‏شود که آنچه در شبهه گفته شد که: «انسان اصولا خود را به کاري که خطر قطعي دارد به اختيار خود،نمي‏افکند» سخني بي‏پايه است، خداوند در کلام خود (قرآن) در وصف فرعون و فرعونيان مي‏گويد:

و جحدوا بها و استيقنتها انفسهم؛ آنها معجزات و دعوت موسي را انکار کردند، در حالي که يقين به صحت و حقانيت آن داشتند.» [2] .

آنان به تصريح قرآن، به هلاکت خود در صورت کفر و انکار، يقين داشتند و اقدام کردند.

و هم از اينجا روشن مي‏شود که آنچه در شبهه گفته شده که: «امام حسين عليه‏السلام چگونه راضي مي‏شود که خود را با اختيار خود تسليم مرگ کند و عالم انسانيت را از برکات وجود خود محروم سازد؟» گفتاري است بي سر و ته، زيرا چنان که اشاره شد، امام عليه‏السلام اهميت شهادت خود را نسبت به ادامه‏ي زندگي خود مي‏دانست و ترجيح مي‏داد.

يک نفر شيعه، بلکه يک نفر مسلمان، بلکه يک نفر انسان باشعور و باهوش، نبايد از آثار حيرت‏انگيز شهادت حسيني در عالم اسلام و به خصوص در جهان تشيع در اين مدت تقريبا چهارده قرن غفلت ورزد.

در سر تا سر فقه پهناور اسلامي که به موجب حديث متواتر (بسيار)«ثقلين» [3]  معلم مسائل، خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله مي‏باشند، از امام حسين عليه‏السلام حديثي نقل نشده است. [4] .

آري از بعضي از دانشمندان نقل کرده‏اند که يک حديث پيدا کرده‏اند، اين است که محصول ده سال امامت حضرت سيدالشهدا عليه‏السلام و از اينجا معلوم مي‏شود که بر اثر وضعي که حکومت بيست ساله‏ي معاويه به وجود آورده بود، خاندان پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله در چه وضع ناگواري قرار داشتند، و دوري عموم مردم از آن حضرت در چه حد بود؟ و چه روزگار تاريکي مي‏گذرانيده‏اند، حالا بهره‏ي اين زندگي چند ساله‏ي امام عليه‏السلام را با آثار حيرت‏انگيز و زنده‏ي تقريبا بيش از هزار و سيصد و چهل سال شهادت امام حسين عليه‏السلام که در جهان اسلام بروز نموده با مسأله‏ي «چرا امام با استقبال شهادت خود، عالم اسلام را از برکت وجود خود محروم ساخت» مقايسه کنيد، آيا باز مي‏توان اين شبهه را نمود؟! [5] .

 پاورقی


ادامه نوشته

خون خدا

"السلام عليك يا ثارالله"

‌ ثاره به معني خون خواهي است.سلام بر تو، اي كسي كه خون خواه تو خداونداست. چون حضرت سيدالشهدا با كمال اخلاص جان و همه چيز خود را در راه اعلاي كلمه توحيد و مخالفت با كفر و فسق فدا كرد، خون او را نسبت به خدا مي دهند و مي گويند:‌اي ثارخدا، يعني اي كسي كه وليّ دم و خون خواهد خدا است.

اگر خون خدا گفته شود براي تقدس و شرافت بخشيدن به خون مقدس امام حسين(ع) است و به اصطلاح( اضافه تشريفي) است، نه اضافه حقيقي، زيرا همة شيعيان و پيروان اباعبدالله(ع) مي دانند كه خدا جسم نيست تا خون داشته باشد. اضافه تشريفي در عرف شرع و قرآن رايج است كه براي بيان شرافت و عظمت چيزي آن را به خدا نسبت مي دهند مثل خانة خدا و ماه خدا در حالي كه روشن است خداوند نه جسم است و نه نيازي به خانه دارد. پس چنان چه براي بيان شرافت كعبه معظمه بيت الله الحرام گفته مي شود، براي بيان عظمت و قداست و شرافت خون پاك امام حسين(ع) خون خدا گفته مي شود و احدي از پيروان ايشان يافت نمي شود كه از اين عبارت معني حقيقي خون خدارا بفهمد،‌ چون هر مسلماني از ابتداي تكليف دانسته و يقين كرده يكي از صفاتي كه خدا ندارد، جسم بودن او است.

نه مركّب بود و و جسم، نه مريي و نه محل              بي شريك است و معاني،‌تو غني دان خالق[1]

پس در موقع گفتن يا شنيدن "ثارالله" يقين دارد بر سبيل حقيقت نيست بلكه از باب تشريف و تعظيم است.


[1] عبدالحسين دستغيب، ص 82، پرسش 87.

حسین (علیه السلام)

 

سلام بر عاشقان حسینی

امروز پستی رو در مورد معاد آماده کرده بودم اما ... 

اين صداي تپش قلبم نيست                   در نهان خانه  دل سينه زني است

دلم گرفت. ذهنم رفت به چیزهایی که امروز و چند روز پیش دیدم.

اینکه ویترین مغازه ها پر شده از پیراهن های مشکی، اینکه حسینیه ها سیاه پوش شدند و مساجد پارچه های عزا را برافراشته می کنند .

علمهای که نام عباس و حسین و سیدالشهدا... روی خود نوشته اند جلوه نمایی میکنند. به هر سو نگاه کردم دیدم همه منتظر آمدن روزی هستند که در ان روز نبودند.

خواهم ز خدا كه بي ولايم نكند                               غرق گنهم ولي رهايم نكند

يك خواسته دارم از خداي تو حسين                    در هر دو جهان از تو جدايم نكند

 جوان ها با همدیگه هماهنگ میکنند که  امسال ، خدمت کدام مسجد و حسینه شهر را بکنند.

به وضوح می بینی جوانی که در مسجد و مراکز مذهبی نمی یافتی، حالا با چه همت و دقتی، برای دهه محرم  برنامه ریزی می کنه.

خدایا فرشته ها هم در انتظارند ...

بُوَد اسمش دواي دردمندان                             بُوَد ذكرش شفابخش دل وجان

... اما دیدم از همه ما منتظرتر، آن آقایی است که روز و شب را در عزای جدش گریه میکند...

منبری، مداح، واعظ، همه وهمه دست به دست هم دادند تا از این کاروان جا نمانند؛ پروردگارا! باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟؟...

مگر حسین بن علی علیه السلام چه کرد که این همه عاشق حسینی، به عزاداری میپردازند؟؟

دردناکترین خنده

نصب علی علیه السلام به ولایت وامامت، با چه تاکیداتی همراه بود؟

ابتدا پیامبر به همه طوائف اعلام می کنه برای حرکت کردن و همراه شدنشان با کاروان حج.

در مکه آیه تبلیغ با تاکید نازل میشه و پیغمبر هم در آن گرما که حدود 60 درجه بود همه را از حرکت باز میداره

بین نماز ظهر وعصر خطبه غدیریه را میخواند

امر، امر الهی است؛ بیعت نمیخواهد اما برای تاکید، سه روز در آن بیابان می مانند و با علی علیه السلام بیعت میکنند. صحرای "جحفه" که محل غدیر خم است یکپارچه علی علی علی میگوید چون همه با عنوان بخ بخ لک ...، با علی علیه السلام بیعت میکنند. خانمها هم با تشت آب که از وسط پرده کشیده شده وعلی علیه السلام دستش را در طرف دیگر قرار داده بیعت میکنند.

آن گاه ایه "اکمال دین، اتمام نعمت ورضایت" ... نازل میشود.

مردی درخواست عذاب میکند که اگر این نصب و امامت علی علیه السلام از طرف خداست، صاعقه ای مرا بسوزاند و همان جا گرفتار عذاب الهی میشود.

حال که رسول خدا سه روز مردم را در این گرما نگه داشته؛ طوری که یک طرف لباسشان را از گرما به زیر خود ویک طرف دیگر را به سر خود کشیده اند، پیامبر صلی الله علیه و آله چه چیز مهمی را می خواهد بگوید؟

ای مسلمانان غیر شیعه

به پیامبر اعظم - که برترین درود و تهیت خداوند بر او و خاندان پاکش باد- جسارت نکنید. مردم را به بی عقلی پیغمبر نخندانید. آیا با این همه تاکیدات وبا آن رحمتی که از رسول اکرم سراغ دارید وبا آگاهی از این همه فضایل که خاتم انبیاء و افضل انبیاء است، انسان کامل وعاقل ترین عاقلها است وتنها شخصی است که به قاب قوسین رسیده؛ آیا این پیغمبر همه را انجا نگه داشته تا بگوید هر کس مرا دوست دارد علی را دوست داشته باشد .!!!!!!!!!!!  کدامین عقل این را قبول میکند؟ ایا سفیهان هم به این کار نمی خندند! بگذریم از آیات که چون شمس، نور می دهند و بگذریم از تاریخ نویسان که چه نوشته اند از سیره حضرتش و بگذریم از شعرا که چه سروده اند در مدح و منقبتش و.... اگر ازهمه بگذریم و تنها به عقلمان رجوع کنیم این عقل سلیم، می گویید: این واقعه جز برای نصب امامت نبوده.

 

 

علی (علیه السلام)

کسی که خدایش را شناخت دنبال این میگردد که خدایم از چه چیزی خوشش میادواز چه چیز بدش میاد ؟از کجا میشه فهمید؟ باید خود خدا بگه که  بصورت وحی و رسول گفته

حال که رسول از دنیا رفت از کجا باید فهمید ؟ قرآن معجزه جاودانی است .از روی قرآن میشه فهمید

به این فکر رفتم که از قرآن هم موافق وهم مخالف برای غلبه به خصم استفاده میکنه دانستم که این قرآن نیاز به قیّم وقائم به امر قرآن د ارد

منصور بن حازم می گوید پرسیدم قیّم وقائم به امر قران کیست؟

گفتند ابن مسعود وحزیفه وعمر عالم به قرانن

گفنتم همه قرآن را میدانند ؟گفتند نه

گشتم با خودم گفتم خدایا کیست که به همه قران عالم است ؟کیست که اگر همه بگویند نمی دانیم او بگوید من می دانم ؟.دیدم کسی جز علی علیه السلام نیست جایی ندیدم که بگوید نمی دانم بلکه میگفت بپرسید

دانستم که قیّم وقائم به امر قرآن علی علیه السلام است واطاعت از او واجب است وآنچه در مورد قرآن می گوید حق است [1]

حال فهمیدم من کنت مولاه فهذا علی مولاه وغدیر یعنی چه؟

حال فهمیدم که چرا غدیر روز اکمال دین واتمام نعمت وراضی شدن خدا به این دین است

چون معلمان وقائمان به امر این کتاب معجزه جاودانی معرفی شدند

واینجا بود که علی به امر رسول سکوت کرد تا این کتاب ودین حفظ شود وزهرا بنا به وظیفه خود فریاد کرد تا معلم قرآن بی یاور نماند

ای معلم پشت پرده غیبت ما منتظریم تا غدیر کاملا معنی شود ای معلم کتاب ما کجایی ؟که باز غدیر امد وما منتظریم

غدیر سند شیعه است

ادامه مطلب

ادامه نوشته

نور ولایت

 لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ   وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ (البلد۱و۲)گاهی انسان چیزهای را مشاهده میکنه معنی بعضی از آیات را تازه میتونه تصور کنه

وجود یه انسانی که نوراز خدا گرفته چقدر یک شهر را نورانی میکنه شاید باور نکنید شهر ما خیلی منور است میشه بوی معنویات را احساس کرد .چون نور ولایت می تابد .دیروز که ملاقاتی با علما وفضلا وطلاب داشت زودتر رفتم اما باور نمیکردم که صف به این طولانی را مشاهده کنم نمیشد ته صف را دید

وقتی صحن امام خمینی وارد شدند مکان جا نداشت چه موج وفشاری بود همه دوست داشتند برن جلو

یه اقای پیشم بود گفتم چه فرقی داره از اینجا هم دیده میشه وشنیده میشه چرا باید رفت جلو دیگران را هم اذیت کرد؟

در زیارت امام رضا(سلام الله علیه) هم همینطوره

نکته زیبایی گفت تذکر خوبی بود میگفت نور جذب میکنه نور ولایت میکشه دست خود ادم نیست زیارت امام رضا که میری از دور زیارت میکنی میدونی زیارت کردی ولی تا به ضریح دستت نرسه اروم نمیشی

این نور ولایت است که مثل اهن ربا مرکز مغناطیسی به خودش میکشه.

در مورد خدا هم اگه یک قدم بیایی خدا ده قدم میاد همین معنیه یعنی خدا تو را بسوی خودش میکشه.

همه چیز مال خداست دست خداست

.

یه سوال در ذهنم بود که خدایا این مرد در این عصر کیست که این همه عاشق داره؟دیدم این محبت قلبی است مال دل است دلها هم دست ماها وخودمان نیست دلها دست مولف القلوب(فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ )[۱] است .کتابی را تالیف میکنن .خدا هم قلبها را تالیف میکنه .تا در درگاه او خود را شکستی فدا کردی تواضع نمودی تمام وجودت خدایی شد خدا هم همه عالم را عاشقت میکنه .

شنیدی ستون حنانه از فراق پیامبر(صلی الله علیه و|آله) ناله کرد؟پس ما هم بگوییم عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

یا رب از دلهای ما نور محبت را مگیر                       این تجمع این توسل این ارادت رامگیر 

هستی ما بستگی دارد به عشق اهل بیت          هرچه میخواهی بگیر از ما ولایت را مگیر

جمعه است.اقا جان با تمام وجود در استقبال از رهبر اشکم جاری بود با خود میگفتم که این عاشقی از عاشقان درگاه شماست چنین مردم به استقبال امدهاند ..مولای ما اگر شما از پشت پرده غیبت نور خود را جلوه گر کنی ......اقا جان چه میشود روزی بگویند بیایید به استقبال مولا صاحب الزمان (عج)برویم .امام زمان ما. ما منتظران دیگران قطرات اشک چشمانمان هم خشک شد .گاهی چشمها پلک نمیزند شاید لحظه ای گذر کنی ونبیند.

اللهم عجل لولیک الفرج

ما منتظریم؟


[۱]آل‏عمران : 103   وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ

میلاد ستاره هشتم


میخواستم در مورد ان امام رئوف بگویم اما دیدم دوستان کهکشان هشتم را طراحی کردند

من هم بعنوان هدیه لینگش را اینجا گذاشتم

نرم افزار کهکشان هشتم ویژه میلاد امام رضا (ع) با امکانات زیر طراحی و تولید شده است.

طراحی و تولید : سایت شیعه ها

امکانات نرم افزار :

ز یارت آنلاین حرم مطهر

مقالات پیرامون امام هشتم

بخش ویژه موبایل

و …

با لینک مستقیم از سایت شیعه ها دریافت نمایید.

حجم فایل : ۱٫۶۶ مگابایت

لینک دانلود : مستقیم


مذهب جعفری

پس از اینکه علی  «عليه السلام» به دست«ابن ملجم» شهيد شد،

امام حسن «عليه السلام» مطابق وظيفه خود براي حفظ اسلام با شرايطي با معاويه صلح كرد؛ ولي معاويه به آن شرايط عمل نكرد. پس از آن

 امام حسین «عليه السلام» در اثر زير بار نرفتن بيعت با يزيد شهيد شد. امام زين العابدین و امام محمّد باقر «عليهم السلام» هم كه در دوران حكومت بني‏اميّه قرار گرفته بودند، در اثر اختناق شديد فرصت نيافتند كه حقايق و معارف اسلام را به طور كامل براي مردم بيان كنند.

 در حدود 131.ق  حكومت بني‏امّيه به دست «ابوالعباس سَفاح» از بين رفت و دوران خلافت عباسيان شروع شد. اين زمان، مصادف با امامت امام جعفر صادق «عليه السلام» بود، درست در هنگامي كه بني‏اميّه و بني عباس مشغول جنگ و نزاع بودند و براي برانداختن يكديگر مي‏كوشيدند، امام صادق«عليه السلام» از فرصت استفاده كرد و به نشر معارف اسلامي و تربيت شاگردان فراواني پرداخت؛ از همين رو بخشي گسترده از حقايق قرآن و احكام الهي در منابع شيعه، از امام صادق«عليه السلام» اخذ شده است.

 البته از امامان ديگر به خصوص امام باقر«عليه السلام»، نيز تا حدودي روايت و اخبار هست، ولي به اندازه روايتي كه از امام صادق«عليه السلام» به دست ما رسيده نيست؛ به همين خاطر مذهب شيعه به نام «مذهب جعفري» نيز مشهور است و به فقه شيعه «فقه جعفري» نيز گفته مي‏شود

موسسه راه حق

واسطه فیض

در پستهای قبلی برای رفقا سوالهای مطرح شده بود .که برای جواب چند نکته باید ذکر شود

1. براي بلند كردن بار سنگيني از زمين، از ديگران كمك مي‏گيريد و يا براي درمان و شفا يافتن بيمار خود، از پزشك و دارو استمدادي می كنيد انسان براى رسيدن به مراد خويش، بايد به اسباب و واسطه‏هاى فيض، متوسل شود. [1]ايجاد مزرعه‏اى آباد، جز از طريق شخم زدن زمين و كاشتن نهال و دادن آب و كود به مقدار مشخص و زمان معيّن و ... امكان‏پذير نيست. بر اين اساس، توسّل - به معناى استفاده از اسباب - لازمه زندگى انسان در جهانى است كه قانون اسباب و مسببات بر آن حاكم است.
مقصود از توسّل در اصطلاح كلامى مسلمانان، «تمسّك جستن به اولياى الهى در درگاه خداوند، به منظور برآمدن نيازها» است.

 2.گاهی قابلیت در انسان نیست تا بتواند فیوضات را کاملا درک کند[2]

مثل برق فشار قوی که تولید میشود وچقدر وسایلی که از این برق استفاده میکنند اما آیا همه این وسایل میتوانند بدون واسطه از این برق استفاده کنن ؟آیا همه سیم ها ولامپها و...توانایی تحمل این برق را دارند؟آیا اصلا اگر این برق وصل بشود این وسایل با ز کار میکنند؟طبیعتا نه

پس واسطه میخواهد تا فشار را کم کند ونور بدهد این واسطه در عالم هستی حضرات معصومین(علیهم السلام) هستند

3.آبرو مندان انسان عذر خواه را به درگاه ابروداران میبرند

باید انها ما را دعا کنن همانگونه كه فرزندان يعقوب افتادند دست به دامن پدر زدند و" گفتند پدرجان از خدا بخواه كه گناهان و خطاهاى ما را ببخشد"

قَالُواْ يَأَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِِينَ(یوسف آیه 97)

4. قران در مورد انبیا تاکید دارد که بشری مثل شما هستند [3].پس این بشر میتواند از خاک به افلاک رسد که دیگران رسیدن

.برفرض که این انسان خودش مقرب درگاه الهی بشود ولیاقت شناخت را پیدا کند خودش در این عالم میشود وسیله پس اگر چنین شد نه تنها احتیاج به وسایل ندارد بلکه بی واسطه اذن دخولش میدهند .اصلا راهبران وواسطه ها میخواهند ما را به قرب الهی برسانند حالا کسی که به قرب الهی رسید پس مراد حاصل شده دست افتادگان را هم باید بگیرد.

5.آیا همه راهها انسان را به خدا میرساند؟آیا میشود بدون علامت ونصب راه را شناخت؟کدام صراط مستقیم است؟چه کسی باید اینها را به انسا ن نشان بدهدتا  انسان در مسیر حرکت خویش سقوط نکند

مگه به دنیا نمیگویند ظلمات ؟چه کسی نور این ظلمات است؟مگر حسین  علیه السلام چراغ هدایت نیست؟دنیا را میگویند دریایی عمیق  چه کسی میتواند انسان را از این دریا نجات دهد؟کشتی نجاتی باید باشد؟مگر حسین واهل بیت سفینه نجات نیستند؟

پاورقی

ادامه نوشته

نیاز

از کنار ساختمانی چند طبقه رد میشیوی  نگاه میکنی به این ساختمان انسان را به فکر فرو میبره که قوام واستحکام این ساختمان برچیست؟اگر دقت کنی بر روی پایه های محکم این ساختمان قوام دارد که اگر نباشد در دم بر سر ساکنان خراب خواهد شد.امام در این جهان به منزله ستون های جهان است اگر نباشد در دم عالم فرو میریزد.چگونه  این سقف مرفوع اسمان مانده وفرو نمیریزد [۱]

چراغی نور افشانی میکند.منبع این نور کجاست؟نیروگاه

این جریان الکتریسته بوسیله سیم از این نیروگاه کشیده شده به چراغ میرسد.وقتی رسید این چراغ نور میدهد.ان سیم شد واسطه فیض در رسیدن جریان برق اگر نبود این واسطه چراغی نورمیداد؟

امام واسطه فیض است به ما سوی الله [۲] بدون این واسطه آیا نوری هست؟آیا بدون راهنما میشود راه را شناخت وراهبر شد؟  [۳]

اما ایا هر چراغی از این نور وواسطه فیض میتونه استفاده کنه نور بدهد؟آیا همه چراغها نورشان یکسان است؟

قلب منبع زندگی است اما خونهای که به قلب میرود ومی آید تا تمام سلولهای بدن  زنده بماند واسطه این زندگی چیست؟اری واسطه این زندگی  سرخرگ و سياهرگ است هيچ سلولي در بدن بدون وساطت سرخرگ نمي تواند از قلب خون بگيرد و يا بدون وساطت سياهرگ به قلب خون بفرستد. توسّلات به اهل بيت (عليه السلام) همانند دست يافتن به قلب هستی (خدا) مي باشد كه از طريق رگ مربوط، انجام مي گيرد و براي اينكه از خدا فيوضاتي بگيريم بايد از طريقش كه اهل بيت (عليه السلام) مي باشند وارد شد.

به نظرت چکونه میشود از منبع حقیقی نیرو گرفت؟آیا فیض قطع میشود؟پس چرا بعضیها چراغشان یا نور ندارد ویا کم نور است؟    


ادامه نوشته

عید فطر وقیامت

پيامبر (ص) فرموده است، چون روز عيد (فطر) فرا مى‏رسد خداوند به فرشتگانش مى‏گويد مزد مزدور و كارگر، چون كار خويش را انجام دهد چگونه است؟

و آنان مى‏گويند پروردگارا بايد مزدش به طور كامل پرداخت شود و خداوند مى‏فرمايد:

اى فرشتگان! گواه باشيد كه من آنان را بخشيدم[1]

امام صادق (ع) فرموده است، امير المؤمنين على (ع) روز عيد فطر خطبه‏يى ايراد كرد و چنين فرمود:

 «اى مردم! امروز شما روزى است كه در آن به نيكوكاران پاداش داده مى‏شود و بدكاران در آن زيان مى‏كنند. امروز، شبيه‏ترين روزها به قيامت شماست. با بيرون آمدن خود از خانه‏هايتان به مصلاى خود، از بيرون آمدن از گورها و رفتن به پيشگاه خداوند ياد كنيد. و از توقف و ايستادن خود در مصلى، وقوف خود در برابر خدا را ياد كنيد و از بازگشت خود به خانه‏هايتان بازگشت خود را به جهنم و بهشت فرا ياد آريد. و اى بندگان خدا! بدانيد نزديك‏ترين و كمترين چيز كه براى مردان و زنان روزه‏گير فراهم است، اين است كه فرشته‏يى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد كه اى بندگان خدا! بر شما مژده باد كه گناهان گذشته شما آمرزيده شد و بنگريد كه در آينده چگونه خواهيد بود.»[2]

 مردى در روز عيد فطر به امام رضا عليه السّلام عرض كرد: امروز من با خرما و تربت قبر امام حسين عليه السّلام افطار كردم. امام عليه السّلام فرمود: سنّت و بركت را گرد هم آوردى.[3]

باز عید آمد وما منتظر امدنت مینشینیم

ای یوسف زهرا کی یاد کنعان میکنی؟               ای مهدی صاحب زمان کی رخ نمایان میکنی؟

عید فطر بر شما مبارک باد

 



في ذكر العيدين .....  ص : 352

قَالَ النَّبِيُّ ص يَقُولُ اللَّهُ لِمَلَائِكَتِهِ يَوْمَ الْعِيدِ مَا جَزَاءُ الْأَجِيرِ إِذَا عَمِلَ عَمَلَهُ فَيَقُولُونَ يَا رَبَّنَا جَزَاؤُهُ أَنْ يُوَفِّيَ أَجْرَهُ فَيَقُولُ اشْهَدُوا مَلَائِكَتِي أَنِّي غَفَرْتُ لَهُم‏

[2] وَ قَالَ الصَّادِقُ ع خَطَبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ بِالنَّاسِ يَوْمَ الْفِطْرِ فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ يَوْمَكُمْ هَذَا يَوْمٌ يُثَابُ فِيهِ الْمُحْسِنُونَ وَ يَخْسَرُ فِيهِ الْمُسِيئُونَ وَ هُوَ أَشْبَهُ يَوْمٍ بِيَوْمِ قِيَامَتِكُمْ فَاذْكُرُوا بِخُرُوجِكُمْ مِنْ مَنَازِلِكُمْ إِلَى مُصَلَّاكُمْ خُرُوجَكُمْ مِنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّكُمْ وَ اذْكُرُوا بِوُقُوفِكُمْ فِي مُصَلَّاكُمْ وُقُوفَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ رَبِّكُمْ وَ اذْكُرُوا بِرُجُوعِكُمْ إِلَى مَنَازِلِكُمْ رُجُوعَكُمْ إِلَى مَنَازِلِكُمْ فِي الْجَنَّةِ أَوِ النَّارِ وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ أَدْنَى مَا لِلصَّائِمِينَ وَ الصَّائِمَاتِ أَنْ يُنَادِيَهُمْ مَلَكٌ فِي آخِرِ يَوْمٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَبْشِرُوا عِبَادَ اللَّهِ فَقَدْ غُفِرَ لَكُمْ مَا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِكُمْ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَكُونُونَ فِيمَا تَسْتَأْنِفُون روضة الواعظين و بصيرة المتعظين    ج‏2    354    مجلس في ذكر العيدين .....  ص : 352‏

[3] تحف العقول-ترجمه حسن زاده         813    سخنان كوتاه از امام رضا عليه السلام در باره پند و حكمت و غيره .....  ص : 803

علی(علیه السلام)

وقتى حضرت موسى عليه السلام از نزد خضر برگشت و آن حوادث عجيب مثل سوراخ كردن كشتى و تعمير ديوار و كشتن آن نوجوان به وقوع پيوست ،
برادر او هارون از موسى در مورد دانش خضر پرسيد.
حضرت موسى عليه السلام فرمود: اين امر، دانشى است كه نداشتن آن ضرر ندارد ولى حادثه اى عجيب تر روى داد! هارون پرسيد: چه حادثه اى ؟ حضرت موسى عليه السلام گفت :
من و خضر كنار دريا ايستاده بوديم كه پرنده اى شبيه به چلچله ظاهر شد، با منقار خود قطره اى آب برداشت و به طرف مشرق پرتاب كرد! بار دوم قطره اى ديگر برداشت و آن را به طرف مغرب انداخت ، بار سوم آن را به طرف جنوب و بار چهارم به طرف شمال پرتاب كرد! و در دفعه پنجم به طرف آسمان و دفعه ششم به خشكى و دفعه هفتم به دريا انداخت و سپس پركشيد و پرواز كرد.
ما دو نفر حيرت زده مانديم و سر اين كار را نفهميديم تا اينكه خداوند فرشته اى را به صورت آدمى فرستاد و به ما گفت :
چرا شما را متحير مى بينم ؟ گفتيم : در كار اين پرنده متحيريم ، گفت : منظور او را نمى دانيد؟ گفتيم : خدا بهتر مى داند، گفت : اين پرنده با عملش مى گويد: به حق آنكه شرق و غرب زمين را آفريد و آسمان را بر پا داشت و زمين را به حركت آورد و بگستراند، بطور قطع خداوند در آخر الزمان پيامبرى را خواهد فرستاد كه نامش محمد صلى الله عليه وآله است ، او را وصيى است بنام على عليه السلام كه علم شما دو نفر روى هم در مقابل دانش آن دو همانند اين قطره است در مقابل اين دريا

بحار الانوار، ج 40، ص 177)

خودت را میخواهم

سلطان محمود غلام سياهي به نام اياز داشت كه خيلي شيفته و علاقمند به او بود.

سلطان سالي يك بار مهماني خاصّ برگزار مي كرد كه فقط مقامات عالي كشوري و لشگري حضور داشتند و در پايان مهماني هم به هر يك اجازه مي داد چيزي از سلطان بخواهند و همانجا دستور مي داد خواسته اش را به او بدهند.

يك سال كه اين مهماني را برگزار كرد و در پايان هر يك از مقامات چيزي از قبيل پول و طلا و جواهر و باغ و زمين مزروعي و گلّه ي اسب و گاو و گوسفند را از سلطان خواستند و در آخر نوبت به اياز رسيد كه كنار دست سلطان نشسته بود، همه چشم دوخته بودند كه اياز با توجّه به اينكه مي داند سلطان تا چه حدّ به او علاقمند است چه چيز بزرگي از او خواهد خواست. سلطان رو به اياز كرد و گفت: خوب، تو بگو چه مي خواهي. اياز سرش را پايين انداخت و بعد از لحظه اي دستش را روي شانه ي سلطان گذاشت. يعني من خودت را مي خواهم.

همه تو را براي نعمتها و هدايايت مي خواستند ولي من خود تو را مي خواهم.

دوست اهل بيت ,خدا و اوليايش را براي خودشان مي خواهد نه براي نعمتها و عطاهايشان.


شما چی ؟فقط امام زمان ومیخوای بیاد تا مشکلات تو حل بشود ؟یا...

نشانه ظهوری که در ماه رمضان اتفاق می افتد

امام باقر(ع) فرمود: "دو نشانه پيش از قيام مهدي(ع) پديد خواهد آمد كه از زمان هبوط آدم(ع) در زمين بي سابقه است: گرفتن خورشيد نيمه ماه رمضان و گرفتن ماه در آخر ماه".راوی گفت: « ای فرزند رسول خدا ‹ ص ›! خورشید در آخر ماه و ماه در نیمه آن می گیرد. »
امام باقر علیه السلام فرمود: « من به آنچه می گویی آگاهم، ولی این دو نشانه از زمان هبوط آدم ‹ ع › بی سابقه بوده است» از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمود: « دو نشانه پیش از این امر { ظهور } است.
ماه گرفتگی در پنجم ماه و خورشید گرفتگی در پانزدهم ماه، چنین حادثه ای از زمانی که آدم به زمین هبوط کرده است اتفاق نیفتاده است و در این هنگام محاسبات منجمان از درجه اعتبار ساقط می شود.»

ابوبصیراز امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود: « خورشید در پنجم ماه رمضان، قبل از قیام قائم ال محمد می گیرد» [1]
 

در كيفيّت حدوث اين دو واقعه غير عادي چند احتمال است:

  ۱ - تحقق اين دو به نحو اعجاز وخرق قانون طبيعت باشد

۲ - حدوث اين دو به توسط جِرمي باشد كه در فضا به طور ناگهاني پيدا مي‏شود، اجرامي كه امروزه از آنها به اجرام سرگردان در هوا ياد مي‏شود، كه گاه بين ماه وخورشيد فاصله مي‏شود وبا آنها خسوف وكسوف ايجاد مي‏گردد.

 ۳ - تحقّق خسوف وكسوف به توسط جرمي باشد كه از زمين جدا مي‏شود؛ زيرا ممكن است كه بشر با پيشرفت علمي وتكنيكي كه دارد بتواند تكه‏هايي عظيم از كره زمين را جدا ساخته وآن را در هوا معلّق گرداند ودر نتيجه باعث خسوف وكسوف گردد..[2]

 


[1] شيخ عباس قمي، منتهي الآمال، ص 493؛ مجله حوزه، سال 70 - 71، مهر - دي 1374، ص 248 - 270. ( كفاية الموحدين ) 3/403.بحارالانوار، ج52،‌ ص 207، حدیث 41 و 43 ---------- کمال الدین

[2] مركز تخصصي مهدويت

سلام بر خورشید

امروز در ۴جشن شرکت کردم ودو سخنرانی داشتم

اما این سوال در ذهنم بود تصور کنم که امام زمان الان ظهور کرده در دولت مهدی جایگاه من کجاست؟

آیا در دولت مهدی باز منو به عنوان طلبه وتو را دانشجو وتورا خبر نگار وتو را خانه دار وتو را استاندار وتو را گشاورز وکارمند و......قبول میکند یا .....؟

کمی با خود خلوت کنیم ببینیم رابطه ما با امام زمان چطوریه ؟

چقدر معرفت داریم؟فقط شناخت شناسنامه از اقا مون داریم ؟یا معرفت هم داریم

خیلی دلم امروز گرفته بود که ایا در جشنهای ما امام زمان غریب نیست؟

تمام عالم ما را این خورشید نورانی کرده ایا شده هر صبح سلامی به خورشید بکنیم؟

بگوییم السلام علیک یا صاحب الزمان که ظلمت دنیا با وجود تو نور میدهد

اوخواهد آمد(ولادت حضرت مهدی علیه السلام ازلسان دوازده امام)

اصبغ بن نباته مي‏گويد "خدمت اميرالمؤمنين (ع) رسيدم، ديدم كه در فكر فرورفته وبا چوب دستي بر زمين مي‏زند. عرض كردم: اي اميرالمؤمنين! چه شده كه شما را متفكر مي‏بينم وچوب در زمين فرومي‏بريد،آيا در آن رغبتي پيدا كرده‏ايد؟ حضرت فرمود: نه به خدا سوگند، من حتّي يك روز به زمين ودنيا رغبت ننمودم، ولي در مولودي فكر مي‏كردم كه از پشت من است، او يازدهمين فرد از اولاد من است. او مهدي‏اي است كه زمين را پر از عدل خواهد كرد آن گونه كه از جور وظلم پر شده باشد. از براي او حيرت وغيبتي است كه اقوامي در آن گمراه وگروهي نيز در آن هدايت مي‏يابند...".[1]

ادامه نوشته

ولایت

تعبيراتي كه در قرآن و احاديث و فرهنگ اماميه راجع به اهل البيت ذكر شده سه چيز است:

 1. محبت 2.مودَّة 3.ولايت

محبت يعني دوست داشتن، همان كه امام صادق"ع" فرمودند: "لكل شيء اساس و اساس الاسلام حبنا اهل البيت" (1) يعني هر چيزي يك ريشه و پايه اي دارد و اساس و پايه اسلام محبت ما اهل البيت است.

 اما مودة به معناي محبت ثابته است كه قرآن مي فرمايد: "قل لا اسئلكم عليه اجراً الا المودة في القربي" (2)يعني پيغمبرم بگو به مردم من از شما مزد رسالت نمي خواهم مگر مودة درباره ذي القربي را.

در اينجا آن چيزي كه پيغمبر اكرم "ص" به امر ذات اقدس الهي از امت مي خواهد صرف محبت نيست بلكه بالاتر از محبت است كه مي شود مودة يعني محبتي كه ثابت و پايدار باشد و هرگز ذره اي از آن كاسته نشود.

  اما ولايت به معناي اطاعت مع الحب است يعني مطيع بودن و اطاعت نمودني كه از روي محبت باشد.

 كه البته اين اطاعت يكنوع اطاعت خاصي است كه با تمام اطاعتها و پيرويهايي كه در بين بشر در دنيا وجود دارد فرق مي‌كند. مثلاً راهنمايي و رانندگي تابلويي نصب مي كند كه علامت توقف ممنوع است افراد پيروي مي كنند اما اين اطاعت كردن معمولاً از روي ترس است براي اينكه جريمه نشوند توقف نمي كنند و اين ربطي به ولايت ندارد.

 و به تعبير ديگر اطاعت از كساني كه محبت آنها واجب است وقتي اطاعت مع الحب شد معنايش اين است كه چون خدا و پيغمبر را دوست دارم از آنها اطاعت مي كنم چون امام وولي خدا را دوست دارم از او اطاعت مي كنم و اين معناي ولايت داشتن است.

 

 

 منابع و مآخذ:


1. وسائل الشيعه، ج11، ص141

۲ . سوره مباركه شوري/آيه23

  كتاب پرسشها و پاسخها پيرامون مسائل مهم اعتقادي، ص111

 مؤسسه پيوند با امام (ره)

گزارش سفر

همه ي انسانها مأموران خدايند و اين حيات دنيا مأموريتي براي همه ي اهل عالم است كه به دنيا بيايند و مأموريت خودشان را تمام كنند بعد گزارش سفر و كار و مأموريتشان را به خدا كه فرمانده آنهاست ارائه بدهند.

. امام حسين عليه السلام  در حركت عاشورا مي گويد من براي كسب قدرت يا براي دعوا بر سر دنيا و امثال آن قيام و خروج نكردم «ما خَرَجت اَشراً وَ لا بَطراً» من براي اصلاح در دين خدا قيام كردم، منظور من اين نبود كه درخششي پيدا كنم، در عالم بدرخشم و معروف و مشهور بشوم، حتي محبوب مردم بشوم. منظور من اين بود كه اين مأموريت حيات دنيا را كه خدا به من داده و مرا به اين دنيا فرستاده و بعد من براي اداي گزارش به سوي خدا برمي گردم، بتوانم در حضور خدا گزارش قابل قبولي از مسافرت به دنيا ارائه بدهم، چون امام حسين عليه السلام  مسافر و مأمور است. و بايد گزارش خودش را از اين مسافرت مو به مو به فرمانده خودش ارائه كند.

مسلمان خود را در اين حيات دنيا در حين مأموريت احساس مي كند.

احساسش اين است كه من مو به مو آنچه را در اين سفر انجام مي دهم بايد گزارش كنم و اگر من گزارش نكنم آنها به من ارائه مي دهند. من اگر آنچه را كه انجام داده ام پنهان كنم آنها به من نشان مي دهند. يك مأمور وقتي به سفري مي رود و با فردي كه احساس مأموريت نمي كند فرق دارد.

آنكه براي مأموريت آمده در هر جا مي خواهد توقف كند به حكم مأموريت خود نگاه مي كند كه به او گفتند كجا توقف كن، چقدر توقف كن و در حين توقف چه بكن، با كه حرف بزن، با كه تماس بگير، منزل دوم كجاست و بايد كجا توقف كني و بايد آنجا چگونه مأموريت را انجام بدهيد. اين سفر فرد مأمور است.

 حال تو چه گزارشی از سفرت برای فرماندهت داری؟اصلا دیدت به سفرت چیست؟سفر تحقيق است؟سفر تفريح و تفرج است؟سفر تنوع هست؟سفر......یاسفر مامور؟

پ.ن:اعیاد شعبانیه برهمه دوستان مبارک بهانه شد تا در ولادت حسین بن علی علیهما السلام این پست را بزنم

مهدی در کلام معصومین (علیهم السلام)

رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) می فرمایند :

روز قیامت فرا نمى رسد مگر آنکه از بین ما قائم حقیقى قیام نماید. و آن قیام، زمانى خواهد بود که خداى عزّوجلّ او را اجازه فرماید. هرکس پیرو او باشد نجات مى یابد و هرکه از فرمانش تخلّف ورزد، هلاک مى شود. اى بندگان خدا ! خدا را، خدا را; بر شما باد که به نزدش آیید اگرچه بر روى یخ و برف راه روید. زیرا او خلیفه خداى عزّوجلّ و جانشین من است. [1]
**************

امام علی(علیه السلام) به امام حسین (علیه السلام) فرمودند: نهمین فرزند تو اى حسین! قیام کننده به حق و آشکار سازنده دین و گستراننده عدالت است.
امام حسین (علیه السلام) گویند: پرسیدم: یا امیرالمؤمنین! آیا حتماً چنین خواهد شد؟
فرمودند: آرى! قسم به کسى که حضرت محمد (صلى الله علیه وآله وسلم)را به پیامبرى بر انگیخت و او را بر تمام خلایق برگزید، چنین خواهد شد، امّا بعد از غیبت و حیرتى که در آن کسى ثابت قدم بر دین نمى ماند مگر مخلصین و دارندگان روح یقین آنان که خداوند نسبت به ولایت ما از آنان پیمان گرفته و ایمان را بر صفحه دل شان نگاشته و با روحى از جانب خود تأیید فرموده است. [2]

ادامه نوشته

سرچشمه گناهان

تمام گناهان فقط از چهار خصلت حرص وحسد وغضب وشهوت سرچشمه ميگيرد . نشان معصوم اينست كه از اين چهار صفت منزه وپاكست .

 امام  از رذيله حرص پاك است وممكن نيست حريص باشد ، چه دنيا همه زير نگين اوست وهموست كه خازن ونگهبان اموال مسلمانان است ، پس چگونه ممكن است كه دستخوش حرص باشد .

امام از رذيله حسد منزه است ، چه انسان نسبت بما فوق خود حسد ميبرد و كسى در كمالات بالاتر از امام نيست وهمه مردم پست تر از وى ميباشند ، پس چگونه بمادون خود حسد ميبرد .

وغضب نميتواند امام را بمعصيت وادار كند ، چه غضب امام براى خداست زيرا كه خدا بر او اقامه حدود را واجب فرموده وبايد كه ملامت مردم ورأفت نسبت بامور دنيوى او را از اقامه حدود الهى باز ندارد .

اما شهوت ، غير ممكن است كه انگيزه امام نسبت بانتخاب لذائذ دنيا و - تقديم بر لذائذ آخرت ، شهوت باشد ، زيرا كه خداوند چشم او را باز كرده ومعرفتش را كامل نموده وبآخرت با جشمى نگاه ميكند كه ما بدنيا مينگريم ، بدينجهت آخرت محبوب اوست چنانكه دنيا محبوب ماست ، آيا هيچ ديده يى كه كسى از ديدار جمال زيبايى براى نگريستن بصورت زشتى چشم برگيرد ، يا هيچ ديده يى كه براى خوردن غذاى تلخى از خوردن غذاى لذيذ وپاكيزه يى خوددارى كند ، يا هيچ ديده يى كه كسى براى پوشيدن جامه خشن وزبرى جامه نرم ولطيفى را از تن بر كند ، يا براى نعمت زودگذر وزائلى دست از نعمت باقى وجاويد بردارد . ۱

پاورقی


۱. - هشام بن الحكم (فارسي) - سيد أحمد صفائي  ص 42 : ابن ابى عمير " : در تمام مدت مصاحتب ورفاقتم با " هشام بن الحكم " نيكوتر از سخنى كه از وى درباره عصمت شنيدم سخنى نشنيدم . چه روزى از وى سؤال كردم كه آيا امام معصوم است يا نه ؟ گفت آرى . گفتم : صفت ونشان عصمت چيست وعصمت بچه وسيله شناخته ميشود ؟ گفت :(بالا ذکر شد)

امام مبین

در قرآن كريم مى خوانيم : و كل شى ء احصيناه فى امام مبين (يس ، 12.)؛ همه چيز را در پيشواى آشكار جمع آورى كرده ايم .
از امام باقر عليه السلام روايت است كه فرمود: چون اين آيه بر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) نازل شد و ابوبكر و عمر از جا برخاسته گفتند:
اى رسول خدا آيا منظور تورات است ؟
فرمود: خير
گفتند: انجيل است ؟
فرمود: خير
گفتند: قرآن است ؟
فرمود: خير
در اين ميان اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام وارد شد، پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: اين همان است ، اوست آن امام كه خداوند تبارك وتعالى علم هر چيزى را در او جمع كرده است  انه الامام الذى احصى الله تبارك و تعالى فيه علم كل شى ء

ولادت امیرمومنان علی علیه السلام بر عموم شیعیان عالم مبارک باد

 



معانى الاخبار، ص 95- ينابيع المودة ، ص 77 با اندك اختلاف

مسیر اعتقادی دین

به طور كلي مسير اعتقادي دين اسلام از شناخت و معرفت به خدا آغاز مي‏گردد و به انتهاي زندگي انسان ختم مي‏گردد كه معاد باشد. بنابراين، در ابتداي اين راه، اولويت با شناخت خدا و رسيدن به نوعي اعتقاد قلبي و يقين نسبت به او است، زيرا بدون شناخت  پروردگار، اهداف و انگيزه‏هاي او از خلقت موجودات و انسان دانسته نمي‏شود وحقيقت وجود آدمي هرگز بر او آشكار نمي‏گردد. پس از آن نوبت مطالعه و شناخت صفات خداوند است كه عدل يكي از آن‏هاست. پس از شناخت خدا و صفات او، سير اعتقادي ما با پذيرش نبوت، امامت و معاد و عمل در طول زندگي براساس اين اعتقادات ادامه مي‏يابد.

اصول دين ما در حقيقت يك دوره كامل خداشناسي و انسان‏شناسي است، زيرا  از رابطه عميقي كه ميان خالق و مخلوق وجود دارد پرده برمي‏دارد و انسان را به ارزش‏هاي واقعي آشنا مي‏سازد. شايد به همين دليل باشد كه اين اصول تحقيقي است، نه تقليدي؛ يعني هر انساني بايد با سرانگشت دقت و همت اين راه را بپيمايد، تا به سر منزل مقصود برسد.

بدين ترتيب، مطالعه منابع و مآخذ در اين مورد وسيله هايي هستند براي روشن‏تر شدن مسايل براي ذهن، و ابزاري هستند براي بهتر انديشيدن، از اين رو هيچ يك از اين منابع و مآخذ نمي‏توانند راهبر و تكيه گاه باشند، بلكه صرفاً راهنما و مشاور هستن

سایت پاسخگو

باید از او که اولی الامر است اطاعت کرد

از میان هزاران دلیل روشنتراز افتاب از ما بچه شیعه ها بعید است که گاهی یک دلیل هم در دستمان نباشد برای اثبات امامت علی علیه السلام قابل قبول نیست که بگیم چون پدران ما شیعه بودند ما هم شیعه هستیم

پس دليل تو بر امامت أمير المؤمنين على چيست ؟

از هزاران دلیل یکی را بگویم آیه ۵۹ سوره نساء

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ...

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا و صاحبان امر را

اولی الامر چه کسانی هستند؟

از میان تفاسیر سنی

۱.مراد امراى سرايا است از اینها میپرسیم آیا علی از امرای سرایا نیست؟


۲.مراد علما است .آیا علی (علیه السلام)اعلم علما نیست؟


۳.مراد قوام نظام كار زمره انام بأمر معروف ونهى از منكر است .آیا علی(علیه السلام)از قوام نظام كار كافه أنام نیست بأمر معروف ونهى از منكر؟

۴.مرادصحابه پیغمبراست آیا علی برترین وبهترین صحابه پیغمبر نیست؟

پس حرف هر یک از اینها را قبول کنیم، باز علی بن ابیطالب اولی الامر است

اما علماءشیعه اتفاق دارند

مقصود از اولی الامرحضرت أمير المؤمنين على ويازده امام از اولاد كرام اويند (عليهم السلام)

پس به اتفاق همه اهل درایت وروایت وبه استناد به خود اهل تسنن غیر از شاه ولایت علی بن ابیطالب واولادش کسی نمیتواند اولی الامر باشد که اطاعتش واجب است

هرکس برای خود دلیل ومنطقی دارد ساده ترین دلیل شمای دوست عزیز شیعه برای اثبات امامت امیر المومنین علی علیه السلام چیست؟



چون جمع بندی بود از کتب تفسیر به همین خاطر منبع خاص ذکر نکردم البته این جواب به این صورت از فضل بن شاذان هستش ولی اگر در ذیل همین آیه به کتب تفسیر مراجعه بکنید بهتر است

فاطمه می آید

روز آمدن بانویست آسمانی بهشتی زمین نشین

بهانه شد تا از او بگویم. او که ثمره میوه بهشتی است .او که بر دستانش بوسه بهترین لبها یعنی رسول اعظم (صلی الله علیه وآله)خورده .او که آسمان به نورش مینشیند. او که پاک است وپا کیزه .او که اگر نبود کفوی برای علی پیدا نمیشد. آری او زهراست واین روزهاست که زمینی میشود تا ما زمینیان را با خود به اوج اسمان ببرد. او که با خود یازده ستاره اورده .ای بردارن یوسف بیاید سجده گاه اینجاست

کی به دنیا امد ؟روزی که دختران را با چشمانی پر از اشک ونگران وپراز امیدبه خاک نهان میکردند روزی که دختران ارزش واعتبار نداشتندآری دختری که در دنیای امروز خود را گم کردی وهمه چیز را زیر سوال میبری زهرا بود که به تو ارزش داد والا باز زنده به گورت میکردند تما م اعتبار زن به تولد زهراست.

در چه زمانی بزرگ شد؟در زمانی که رسول را دستان مهربانی نبود خاک  از چهر ه اش بربایدآری  دستان کودکی پیغمبر را نوازش کرد مدافع رسول شد نقشه ها را بر ملا کرد تا او زنده بماند وشد مادر پدرش (ام ابیها)

چگونه ازدواج کرد؟ عقدش در آسمانها بسته شده بود چون نه خود ونه یارش زمینی نبودند برای نجات زمینیان آمدند .باحیا وبا وقار وبا تمام کمالات راهی خانه مردی شد که تاریخ نظاره گر مظلومیتش شد آری همه میشناسید آن علی را میگویم که مدافعی جز زهرا نداشت

اینکه این همه مهربان بود برای همه خیر وبرکت بود چه شد که رفت؟کاش تاریخ میتوانست جواب این سوال را بدهد.همه تاریخ را آنها شرمنده کردند .تا فرزند یازدهمش بیایدو عیان کند در د.....بله  تنها یادگار رسول اعظم را با زدن کشتند با ....

چه به امت داد؟یازده گل سرخ که قدرش را مردم ندانستند ویازدهمین برپرده  غیبت شد

زهرا بهانه خلقت است .زهرا حوریه بهشتی است

یک جمله زهرا اتصال نبوت به ولایت است

زهرا اولین شهیده در راه ولایت است

آری زنی که امروز به نام زهرا کادو میگیری زهرا را بهتر بشناس .مادر ی که نام زهرا به این نام (مادر)ارزش داده به فرزندان زهرا بنگر وبه فرزندان خود بنگر  فرزندان زهرا از خانه تجملی وزر وزیور بر نخواستند بلکه از یک خانه گلی به آسمانیان نوردادند .

امروز عطش زمین بیشتر است به شناخت فاطمه امروز همان جاهلیت اولی نکند تکرار بشود

مبارک از برکت است

مادران بیایید این روز را پر برکت کنید ماندگارش کنید برکت این روز به تربیت نسل سالم است وقتی میشود به مادر گفت روزت مبارک که اولاد صالحی تربیت کرده وهمسری چون زهرا در خانه شده

حال ای مادر روسفید در درگاه زهرا وای همسر الگو گرفته از زهرا روزت مبارک

نشانه بهشت را پرسیدم ؟مادرم گفتند :در زیر پای توست آنروز نفهمیدم آسان گذشتم اما امروز میدانم که اگر تو نباشی بهشتی هم نیست

کدام را انتخاب میکنی(ازچاه یا به چاه)

امام حسين (ع) شفيع كسانى است كه از مكتب او هدايت يافته‏اند، او شفيع كسانى نيست كه مكتبش را وسيله گمراهى ساخته‏اند.
از اين نكته نبايد غفلت ورزيد كه همانطورى كه از قرآن كريم گروهى هدايت يافته‏اند و گروهى گمراه شده‏اند، از مكتب امام حسين (عليه السلام) نيز گروهى هدايت شده و گروهى گمراه گشته‏اند و اين مربوط به خود مردم است.
خدا درباره مثلهاى قرآن مى‏فرمايد:
يضلّ به كثيرا و يهدى به كثيرا و ما يضلّ به الّا الفاسقين  «به سبب قرآن، گروهى را گمراه مى‏سازد و گروهى را هدايت مى‏كند، و جز بدكاران را گمراه نمى‏سازد».


ملّاى رومى، تمثيل عالى و زيبايى براى اين مطلب آورده است، مى‏گويد:
         از خدا مى‏خواه تا زين نكته‏ها             در نلغزى و رسى در منتها
             زآنكه از قرآن بسى گمره شدند             زين رسن قومى درون چه شدند
             مر رسن را نيست جرمى اى عنود             چون تو را سوداى سربالا نبود
 رسن يعنى ريسمان، طناب. با طناب، هم مى‏شود از چاه بيرون آمد و هم مى‏شود به درون چاه رفت، تا كدام را انتخاب كنيم.

قرآن و مكتب حسينى ريسمانهايى هستند كه قدرت دارند بشر را از چاه‏نگونبختى به اوج سعادت بالا برند؛ يكى حبل من اللّه و دومى حبل من النّاس است ولى اگر كسى از اين دو حبل الهى سوء استفاده نمود، جرم از ريسمان نيست، علت اين است كه او در سر سوداى بالا رفتن نداشته است و البته چنين مردمى به وسيله قرآن و مكتب حسينى به قعر دوزخ برده مى‏شوند و اين حقيقت در جهان ديگر چنين مجسم مى‏گردد كه به فرمان قرآن و امامان به دوزخ افكنده مى‏شوند؛ و اين است معنى قسيم الجنّة و النّار بودن.

در روايت از رسول اكرم آمده است:
انّ القرآن شافع مشفّع، و ماحل مصدّق
 «قرآن شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است و سعايت كننده‏اى است كه سعايتش پذيرفته مى‏شود».
حقيقتا تعبير عجيبى است. مى‏فرمايد:
قرآن كريم، هم شفيع مؤمنان و نيكوكاران است به بهشت سعادت، و هم خصم كافران و مجرمان است به سوى دوزخ؛ واسطه‏اى است كه آنان را به بهشت برين و اينان را به دوزخ مى‏كشاند.[۱]


[۱]مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى    ج‏۱    ۲۵۴  

این پست وپست قبلیم دوستان فرق پارتی بازی (درجامعه امروز)با شفاعت چیه؟

صراط

برای ماها واجب است هر روز ده بار بگیم (اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ) خدایا مارا به صراط مستقیم هدایت فرما

صراط مستقیم چیه؟یه پل صراطی هم داریم که باید از روش رد بشیم  معنی پل صراط چیه ؟رابطه این دوچیست؟

میدونید ما الان داریم از پل صراط میگذریم؟میدونید که هرکس در این جا خودشو نگه داره گناه نکنه در قیامت از پل صراط راحت میگذره وهرکس پایش بلغزد اونجا هم پایش میلغزد ؟ و در كتاب معانى از امام صادق ع روايت آورده، كه فرمود: صراط مستقيم، طريق بسوى معرفت خدا است، و اين دو صراط است، يكى صراط در دنيا، و يكى در آخرت، اما صراط در دنيا عبارتست از امامى كه اطاعتش بر خلق واجب شده، و اما صراط در آخرت، پلى است كه بر روى جهنم زده شده، هر كس در دنيا از صراط دنيا بدرستى رد شود، يعنى امام خود را بشناسد، و او را اطاعت كند، در آخرت نيز از پل آخرت باسانى مى‏گذرد، و كسى كه در دنيا امام خود را نشناسد، در آخرت هم قدمش بر پل آخرت مى‏لغزد، و بدرون جهنم سقوط مى‏كند. «[۱]»

پس صراط مستقیم به قول امام صادق که در كتاب فقيه و در تفسير عياشى روايت آورده‏اند امير المؤمنين علی ابن ابیطالب حیدر کرار علیه السلام است[۲]

و نيز در كتاب معانى از امام سجاد ع روايت آورده كه فرمود: بين خدا، و بين حجت خدا حجابى نيست، و نه خدا از حجت خود در پرده و حجاب است، مائيم ابواب خدا، و مائيم صراط مستقيم، و مائيم مخزن علم او، و مائيم زبان و مترجم‏هاى وحى او، و مائيم اركان توحيدش، و مائيم گنجينه اسرارش. [۳]

و از ابن شهر آشوب از تفسير وكيع بن جراح، از ثورى، از سدى، از اسباط از ابن عباس روايت شده، كه در ذيل آيه: (اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ) گفته: يعنى اى بندگان خدا، بگوئيد: خدايا ما را بسوى محبت محمد و اهل بيتش ع ارشاد فرما.[۴][۵]

پس ای کسانی که امام را خانه نشین کردید وای کسانی که محبت اهل بیت را ندارید وای کسانی که .....چطور ادعا دارید نمازتان قبول است ودر صراط مستقیمید



[۱] معانى الاخبار ص ۳۲ح ۱

[۲] معانى الاخبار ص ۳۲ ح ۲و عياشى ج ۱ص ۲۴ ح ۲۵

[۳] معانى الاخبار ص ۳۵ ح ۵

[4] مناقب ج ۳ ص ۷۳ س ۸

[۵] ترجمه الميزان، ج‏۱، ص: ۶۶

 

ثمره سکوت

شجاع آن نيست در همه جا شمشير بكشد و درو كند، شجاع، كسي است كه به وظيفه خود عمل كند، چه بسا شجاعاني هستند كه حاضر به شنيدن يك سخن حق نيستند و طبق مثل معروف كه سعدي مي گويد: «دو صد من سنگ برمي دارد و طاقت يك سخن نمي آرد.»

 

روزي پيامبر گرامي (صلي الله عليه وآله) گروهي را ديد كه بر گرد شخصي جمع شده اند. پرسيد: اين كيست؟ گفتند: فردي دلاور است كه سنگين ترين وزنه ها را برمي دارد. پيامبر در پاسخ فرمود: دلاور كسي است كه بر خواسته هاي نفساني خود چيره شود.

 

چه ظلمی بر زهرا آن همسر ویار علی علیه السلام کردند وچه دفاعی از علی علیه السلام کرد اما علی علیه السلام آن مرد میدان جنگ آن حیدر کرار چه سکوتی کرد چه سکوتی این سکوت عالمی را میگریاند اگر انسان ضعیف باشد سکوت کند چون نمیتواند دفاع کند خیلی مرد نیست چون قدرت دفاع ندارد

اما اگر مردی باشد که قدرتی داشته باشد که همه عالم از ضربت شمشیرش بترسندواو از هیچ کس جز خدا نترسد لشگری را تنها به عقب براند

اما وظیفه داشته باشد سکوت کند وسکوت کند این شجاعت است این مرد میدان است

درش را آتش زدند ناموسش را سیلی زدند حرمتش را شکستند.......

آری مجسمه شهامت سکوت کرد اما خار در چشم استخوان در گلووخود او  از این سکوت به تلخی یاد میکند و آنرا جانکاه و مرارتبار میخواند:

«و اغضیت علی القذی و شربت علی الشجی و صبرت علی اخذ الکظم و علی امر من طعم العلقم».

خار در چشمم بود و چشمها را بر هم نهادم، استخوان در گلویم گیر کرده بود و نوشیدم، گلویم فشرده میشد و تلختر از حنظل در کامم ریخته بود و صبر کردم.

اسلامی که تازه ریشه هایش را در زمین فرو کرده توان تحمل تفرقه بین دو گروه مسلمان را ندارد منافقانی که منتظر بودند تا زهر خود را بریزند اما علی باید سکوت کند تا نام اسلام ودین بماند حسین باید قیام کند تا دین بماندوزینب باید خطبه بخواند تا دین بماند

مثل دین مثل درختی است که پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله  آن را بر زمین کاشت

علی علیه السلام مواظبت کرد تا ریشه خود را محکم کند

حسین علیه السلام با خونش آبیاری کرد تا نخشکد وسر افراز بماند

امام باقر وامام صادق علیهما السلام با ایجاد دانشگاه تنومندش کردند شاخ وبرگ اضافی را زدند تا به ثمر دهی برسد

وما منتظریم که آن مهدی موعود ظهور کند تا ثمره این درخت را بچیند وبین همه جهانیان تقسیم کند تا از میوه های این درخت بخورند تا بدانندحکومت دینی والهی چقدر زیباست و چه لذتی دارد

ما منتظریم منظر
پس همه به وظیفه خود عمل کردند من وتو هم که منتظریم چه وظیفه ای داریم؟

او

کلاس درس دوچیز میخواهد: يكي معلم، يكي كتاب. اگر بچه اول ابتدايي بره کلاس بهش کتاب بدن اما معلم نباشه بگن آقا كتاب هست  اما متاسفانه معلم نداريم حتما والدینش ناراحت میشن اعتراض میکنن خود بچه ها هم هرچه به کتاب نگاه کنن چیزی نمی فهمن چون از كتاب بي معلم كسي چيزي نمي فهمد.

اگر معلم باشد ولي كتاب نباشد معلمها نمي توانند يك چيز يكنواخت ياد بدهند اين معلم از خودش يك چيزي مي گويد، آن معلم از خودش يك چيز ديگر. پس براي يك كلاس، هم معلم لازم است، هم كتاب.

قرآن به عنوان كتاب درسي مسلمانهاست و اهل بيت هم به عنوان معلم اين كتاب. ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه يعني دوباره اين معلم بيايد سر كلاس و آموزش يكنواخت به همه بدهد

ظهور امام زمان،(عجل الله تعالي فرجه الشريف) يعني آنچه را كه پيغمبر صلي الله عليه وآله روز اول به مردم مي داد دوباره همه ي مسلمانها پيدا كنند و كتاب خدا و اهل بيت را با همديگر زيارت و استفاده كنند و قرآن را از اهل بيت بياموزند.

چقدر با معلم کلاسمان آشنا هستیم؟چقدر ارتباط داریم؟وچقدر میشناسیمش؟کجاست؟میشه باهاش ارتباط داشت؟

 

خداوند آنها رادر دنيا و آخرت نفرين مي كند

. چگونه شيعه را در نفرين و لعن به بعضي صحابه مذمّت مي كنيد، در حالي كه شيعيان با استناد به مآخذ اهل سنت[۱] معتقدند كه بعضي از صحابه به علي و فاطمه(عليهما السلام)ظلم كردند و بذر تفرقه ميان مسلمانان پاشيدند و به آرمانهاي رسول الله (صلي الله عليه وآله) بي اعتنايي نمودند; طوري كه حضرت زهرا (عليها السلام) نيز در نمازها آنان را لعن مي كرد.

 

شيعيان به پيروي از خداوند متعال و تبعيّت پيامبر (صلي الله عليه وآله) و دخترش فاطمه (عليها السلام) كه داراي ملكه عصمت هستند، كساني را كه از رسول الله (صلي الله عليه وآله) پيروي نكرده، او را اذيّت كردند، نفرين نموده و مي گويند: «اللّهمّ العن مَنْ ظَلَم مُحَمّداً وآل محمّد»، زيرا در قرآن كريم مي فرمايد:(إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالاَْخِرَةِ)

«كساني كه پيامبر (صلي الله عليه وآله) را اذيّت مي كنند، خداوند آنها رادر دنيا و آخرت نفرين مي كند.»

آيا اذيّت و آزار فاطمه اذيّت و آزار پيامبر (صلي الله عليه وآله) نيست؟ و آيا اذيّت بالاتر از اينكه به خانه فاطمه (عليها السلام) هجوم بردند و او را تهديد به آتش زدن كردند؟!

آيا اذيّت و آزار علي (عليه السلام) اذيّت و آزار پيامبر (صلي الله عليه وآله) نيست؟ و آيا اذيّت بالاتر از اين كه علي (عليه السلام) را براي بيعت گرفتن تهديد به قتل كردند؟![۲]


ادامه نوشته

وسیله (طناب آویخته نه انداخته)

توسّل يعني كسي را در پيشگاه خداوند شفيع قرار دادن. البته آدمي مي‏تواند و مجاز است كه مستقيماً از خداوندحاجت خود را بخواهد؛ ولي اگر بتواند در اين مسير دعاي ديگران ـ به خصوص مقرّبان به درگاه الهي را نيز همراه خودسازد، احتمال تأثير فزون‏تري در كار خواهد بود. اما اينكه چرا به آنان توسل مي‏جوييم علت‏هاي مختلفي دارد:

اولا: خداوند در قرآن فرموده است:  يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ به سوي خداوند وسيله برگيريد[۱]

ثانيا: خداوند میخواهد من وتو در مراحل مختلف زندگی به افراد برگزيده و الگوهاي راستين توجه يابیم تا از اين طريق راهي به سوي تربيت درست بيابیم و اين يكي از همان راه‏هاست. خداوند وسيله هايي قرار داده است كه انسان به كمك اين وسيله ها آسانتر بتواند به مقامهاي عاليه دست بيابد. مانند كسي كه به منظور جلوگيري از غرق شدن، به شنا كردن متوسل مي شود، تا دست او را بگيرد و از غرق شدن و هلاكت نجاتش دهد. تمام عبادات، نماز و روزه،‌ ادعيه و زيارات و كتاب شريف قرآن و غيره، تماماً انسان را در سير الي الله ربوبيّت و تربيت نموده، سير مي دهند.

 

ثالثا: واسطه قرار دادن از جهت عدم قابليّت دريافت فيض مستقيم از خداوند باشد براي اين كه مطلب به ذهن نزديك بشه مثلاً براي اين كه لامپهاي معمولي از كارخانه برق بگيرند بايد يك دستگاهي به نام ترانسفور موتور وجود داشته باشد كه برق از كارخانه به لامپ‏ها برسد.

رابعا: از ان جا كه اولياي الهي، انسان‏هايي مثل خود ما هستند، مي‏توانيم خيلي راحت‏تر و زودتر،رابطه عاطفي و نزديك با آنان برقرار كنيم.

اگر از اولياي خدا بخواهيد كه از خدا بخواهند حاجت آدمي برآورده شود، اين موضوع مانند كمك گرفتن از افراد برايحركت دادن چيزي سنگين است.[۲]

آیت الله جوادی آملی سر کلاس که بودیم تعبیر زیبا وجالبی داشت برای من خیلی لذت داشت این جمله تو ذهنم هست همون  رامینویسم

میفرمود:حضرات معصومین طناب آویخته هستند نه انداخته

یعنی خداوند طناب آویخته تا من وتو که در ته چاه هستیم بگیریم بریم بالا یه طرف طناب دست خداست نه اینکه انداخته باشد که با طناب انداخته نمیشه از چاه در اومد



[۱] مائده آيه ۳۵

[۲] برای مطالعه بیشتررجوع شود

 راهنما شناسی

درگاه پاسخگویی به مسایل دینی

توسل

توسل(سایت حوزه)

ادامه نوشته

مهتاب

شبها  مهتاب را دیده ای؟با نورش حركت کرده ای؟

نور مهتاب ازکجاست؟ نور مهتاب از خورشید است  اما از ماه مي تابد

 نور اهل بيت نور خداست. توجه به ماه كه مي كني توجه به خورشيد کرده ای از ماه كه استفاده مي كني در حقيقت از خورشيد استفاده كرده اي .

ماه يك آيينه است كه نور خورشيد را گرفته و به شما منعكس كرده است .  اصلاً ماه در مقابل خورشيد چه دارد؟ نور خورشيد كه از او مي تابد اهل بيت هر چه دارند مال خداست و هر چيز كه از اينها به دست آوري، از خدا به دست آورده اي.

زیارت وحاجت خواستن از حرم اهل بیت نیز خواستن از خداست.

مرکز فرستنده =خدا

- ۱مركز فرستنده(سِنْ دِر: sender)= خدا on line: دائمي

۲- تقويت كننده  اصلي (رِله كردن)= رسول اكرم صلي الله عليه و آله

۳- گيرنده (ري سي ور receiver:) =بشر (شايد فطرت)

۴- آنتن دستگاه گيرنده= عقل بشر (آنتن بالاي بام، عقل هم بالاي بدن)

۵- امواج فرستنده= وحي و الهام

۶- جهت آنتن گيرنده به سمت امواج فرستنده= عقل گرايش به خدا ( در شرع قبله)

۷- آب و هوا تأثير در دستگاه گيرنده=هواهاي نفساني و … تأثير در عقل- هواي صاف پارازيت

۸- رله كردن دائمي: بعد رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)، ائمه عليهم السلامon line: دائمي

۹- كاتولوگ دستگاه گيرنده: قرآن كاتالوگ بشر

۱۰- درصورت اشكال دستگاه گيرنده رجوع به تعميركار مجاز= اگر مشكلات ديني و روحي هست رجوع به متخصّص

۱۱- پيچيدگي دستگاه فرستنده و گيرنده كه قابل فهم براي همه نيست= عقل و روح بشر هم پيچيده

۱۲- دستگاه گيرنده قابل گرفتن چندين شبكه= بشر هم مختار در نوع برنامه اي زندگي خود

۱۳- برق در دستگاه گيرنده با اینکه قابل ديدن نه= روح در بشر قابل ديدن نه

۱۴- وصل كردن وسايل تقويتي براي كيفيت بهتر(مثل بوستر)= انجام اعمال مستحبّي

۱۵- روز به روز شاهد پيشرفت در سيستم گيرنده= بشر هم مي تواند هر روز بر عقل و ايمان خود بيافزايد.

۱۶- در برنامه هاي فرستنده در ايام خاص برنامه ويژه= خدا هم در ايام خاص نفحات و رحمت ويژه

۱۷- از طريقِ فرستنده اعلام برنامه آتي= از طريق و الهام علما و عرفا خبر از آينده

۱۸- وسيله گيرنده(تلويزيون) بايد روشن باشد تا به كار آيد= قلب هم بايد نوراني و روشن باشد

۱۹-اندازه آنتن در مقدار گيرندگي تأثير دارد = اندازه و رشد عقل در مقدار فهم تأثير دارد 

خدا                    انبياء و رسولان و ائمه عليهم السلام                     بشر

ماهواره                  ديش (اطلاعات را پردازش بوسيله  )                 lmb تلويزيون

* افلا تَعْقِلون= آيا آنتن ها را به كار نمي اندازيد.

* اولوالالباب= صاحبان آنتن هاي قوي

تسلیت

عاشوراي حسيني ظهور جلوه همهٴ فضيلت‌ها در سپاه الهي امام حسين(عليه السلام) و مقتداي همهٴ مجاهدان في سبيل الله و بيانگر اوج مظلوميت خاندان پيامبراكرم(عليهم السلام) را به همه عزاداران و ارادتمندان اهل‌بيت عصمت وطهارت تسليت عرض میکنم.

اعظم الله اجورانابمصابنا بالحسین وجعلنا وایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی من آل محمد علیهم السلام

طلب یاری

فریاد استنصار و طلب یاری حسین علیه السلام، هنوز هم از رواق تاریخ به گوش می رسد: «هل من ناصر ینصرنی; هل من مغیث یغیثنا; هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله » .

فریاد استنصار مهدی علیه السلام، نیز همواره بلند است . آیا کسی هست که مهدی آل محمد را یاری کند؟ آیا کسی هست عشق مرا در دل ها زنده کند؟ و انسان های بریده از مرا، با من پیوند زند؟

می گویند با شنیدن فریاد «هل من ناصر حسینی » ، گهواره علی اصغر تکان خورد! آیا با شنیدن «هل من ناصر مهدوی » نیز، دلی هست که بلرزد و با امامش عهد و پیمانی ببندد و به کمک او برخیزد؟ آن هم در این عصر وانفسا؟ !

«او در روز ظهور خود به دیوار کعبه تکیه داده بانگ بر می دارد: «ای مردم! ما از خداوند یاری می جوییم . هر که می خواهد ما را اجابت کند . . . از شما می خواهم که به حق خدا و به حق رسول خدا و به حق خودم بر شما - که حق قرابت رسول الله (ص) می باشد - ما را کمک کنید و کسانی را که به ما ظلم می کنند، از ما بازدارید که ما را ترسانده و بر ما ظلم کرده اند . از شهر و فرزندانمان جدا کرده، بر ما ستم روا داشتند و شوریدند . اهل باطل حقمان را گرفته، بر ما افترا بستند . خدا را درباره ما در نظر آورید! ما را تنها نگذاشته، خوارمان نکنید . یاریمان کنید که خداوند شما را یاری می کند» .(بحارالانوار، ج 52، ص 238 . )

تیر رها شده در سقیفه روز عاشورا بر قلب حسین (علیه السلام)نشست

جامعه بدون فرهنگ تشکيل نمي شود.

آنچه جامعه را تشکيل مي دهد صرفا وجود افراد نيست.

يکي از شرايط تشکيل جامعه روابط متقابل بين افراد است.

براي اينکه اين روابط متقابل شکل بگيرد يک ضابطه مي خواهد. اين ضابطه همان فرهنگ است.

فرهنگ در جامعه رفتار افراد را شکل مي دهد.

اين فرهنگ خود از بخش هايي تشکيل شده است که مهمترين بخش آن ارزش ها هستند.

 ارزش ها هدايتگر افراد جامعه در انجام کارها هستند.
    در زماني که پيغمبر اکرم(ص) جامعه نبوي را تشکيل دادند. فرهنگ آن جامعه، فرهنگ معنوي ارزش و الهي بود.

وقتي که ارزش هاي حاکم بر جامعه ارزشهاي معنوي هستند، افراد به دنبال معنويت هستند. اينجاست که وقتي رسول خدا(ص) مي خواهند وضو بگيرند دورايشان حلقه مي زنند تا آب وضوي ايشان را به تن خود بمالند. رفتار به تبع حاکم بودن ارزشهاي معنوي، رفتاري معنوي مي شود.

اگر ارزشهاي حاکم بر جامعه از ارزشهاي معنوي به مادي تغيير پيدا کنند، رفتار هم رفتاري مادي مي شود.

ادامه نوشته

قلب

قلب تو بر دست تو ولايت دارد و نمي شود كه دستت يك جايش خار بنشيند و نفهمي. در تمام اعضايت جاي چند تا سر سوزن وجود دارد؟ بگو، ميلياردها حالا يك خار بردار فرو كن در يك جاي انگشت پايت، فوري دلت مي فهمد، يعني يك سلولش را زخم مي كند، فوري اطلاع به قلب داده مي شود. امام براي اهل عالم مثل قلب است براي اعضاء.[1] ولايت يعني اين.  اين انسانها همه شان به امام زمانشان وصل اند[2]. هر انساني تحت ولايت است[3]. تو خودت يك سلولي از مجموعه مؤمنين هستي[4] كه امام قلب آنهاست. وقتي گناه مي كني، فوري به امام زمان منتقل مي شود[5] وقتي ثواب مي كني به امام زمان(عليه السلام) منتقل مي شود و مي گويد وقتي كه اينها گناه مي كنند، ناراحت مي شوم و برايشان استغفار مي كنم[6]. وقتي كار خوب مي كنند خوشحال مي شوم و دعايشان مي كنم[7]. آيا اين دست بدون اجازه قلب كاري مي كند؟ آيا مي تواند دكاني در مقابل قلب باز بكند؟ اگر اين دست در مقابل قلب دكاني باز بكند و بي اراده او كار كند معنايش اين است كه اين دست فلج و بي اراده است. حالا اگر كسي گفت من قطب هستم، من خودم دسته اي، جمعي، ولايتي دارم و بدون ربط با امام زمان(عليه السلام) خواست دكان باز كند اين مثل اين است كه اين دست فلج شده باشد.



[1] . امام جعفر صادق علیه السلام: جايگاه قلب نسبت به بدن همچون جايگاه امام وپيشواست نسبت به مردم. ميزان الحكمه/ج10/ح16907

[2] . قل اعملوا فسیری الله عملكم ورسوله والمؤمنون: توبه، آیه‌‌ 105.

[3] . یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ .اسراء، آیه 71

[4] . رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم: مَثَلُ المُؤمِنينَ في تَوادِّهِمْ وَتَعاطُفِهِمْ وَتَراحُمِهِمْ مَثَلُ الجَسدِ ؛ إذا اشتكى مِنهُ عُضوٌ تَداعى سائرُ الجَسَدِ بالسَّهَرِ والحُمّى . مؤمنان در دوستى ، عطوفت و مهرورزى نسبت به هم چونان يك پيكرند كه هرگاه عضوى از آن به درد آيدديگر اعضا را بيخوابى و تب فراگيرد . منتخب ميزان الحكمة :  60

[5] . : توقیع امام زمان : جاهلان شیعه و احمق های انان و کسانی که دینشان مانند  بال پشه ای هست ما را اذیت کرده اند. احتجاج .ج2/289

[6] . امام صادق (علیه‌السلام) فرمود:

چرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را ناراحت می‌كنید؟ گفتند: چگونه ناراحتش می‌كنیم؟ فرمود: مگر نمی‌دانید كه اعمال شما بر او عرضه می‌شود و اگر معصیت خدا را در آن ببیند موجب ناراحتی او می‌شود؟ آنگاه سفارش كرد: تلاش كنید رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را خوشحال كنید و موجبات ناراحتی او را فراهم نكنید؛ "ما لكم تسوؤن رسول الله صلّی الله علیه و آله وسلّم؟ ـ فقال له رجلٌ: كیف نسوؤهُ؟ فقال علیه السلام: ـ أما تعلمون أنّ أعمالكم تُعْرض علیه فإذا رأی فیها معصیةً سائه ذلك؟ فلا تسوؤا رسول الله وسرّوه" بحار، ج 23، ص 349؛ نور الثقلین، ج2، ص263

[7] . عبد الله بن ابان از امام رضا (علیه‌السلام) درخواست دعا كرد. آن حضرت با استناد به همین آیه فرمود: مگر من از شما غافلم و شما را دعا نمی‌كنم؟؛ قلت للرضا علیه‌السلام: أُدع لى ولأهل بیتى، قال علیه‌السلام: "أو لستُ أفعل؟ والله إنّ أعمالكم لتعرض علىّ فى كل یومٍ ولیلةٍ. ـ فاستعظمت ذلك. فقال علیه‌السلام: ـ أما تقرأ كتاب الله "قل اعملوا فسیری الله عملكم ورسوله والمؤمنون. بحار، ج23، ص347.

 

سوالات غدیر

واقعه غدیر بصورت پرسش وپاسخ (سوالات غدیر) ١٧سوال

 خواستم واقعه غدیر را بصورت پرسش وپاسخ بذارم بقیه را در ادامه مطلب گذاشتم تا شما دوست محب علی(علیه السلام)هر کجا سوال برات پیش اومده همونجا را مطالعه کنی

پرسش ۱

 آیه تبلیغ چه آیه‏ای است و چه موقعی بر پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم نازل شد؟

پاسخ: آیه‏ی ۶۷ سوره‏ی مائده است خداوند می‏فرماید:

«یا أَیُّهَا الَّرسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ» ای رسول ما ابلاغ کن آن چیزی را که بر تو نازل کردیم که اگر آن را ابلاغ نکنی، رسالتت را انجام نداده‏ای و خدا تو را از کینه دشمنان در امان می‏دارد.

و هنگامی که رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم از حَجَّةُ الْوِداع برمی‏گشتند در سرزمینی به نام غدیر خُم این آیه بر حضرت نازل شد. [[۱]] .

پرسش ۲

بعد از نزول آیه‏ی تبلیغ پیامبراکرم‏صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم چه کردند؟

پاسخ: همین که به منطقه‏ی (کراع الغمیم) که غدیر خم در آن واقع شده رسیدند حرکت خود را به طرف راست جاده و به سمت غدیر تغییر داده، فرمودند: ای مردم! دعوت کننده‏ی خدا را اجابت کنید که من پیام‏آور خدایم، سپس فرمان دادند تا منادی ندا کند همه‏ی مردم متوقّف شوند و آنان که پیش رفته‏اند بازگردند و آنان که پشت سر هستند توقّف کنند و همه در محل غدیر جمع گردند. [[۲]] .

ادامه نوشته

واسطه

بين مزرعه و منبع آب یه چیز باید باشه که این آب به مزرعه برسه این واسطه اسمش نهر است  اگه نباشه، آبي از منبع به مزرعه نمي رسه

لامپ بخواد نور بده باید به منبع نیرو متصل باشه این اتصال به عهده سیمه

بخواهی از آب در خونه استفاده کنی باید یه لوله ای باشه تا این آب را از منبع بهت برسونه

انسان بخواد زنده بمونه احتیاج به قلب داره خون بفرسته این خونه چطوری باید به سایر نقاط برسه نه این است که واسطه میخواد اون واسطه اسمش سرخرگ آئورت است

همه کارها با سببه مهم اينه كه بدونيم خداوند هيچ كاري را بدون سبب و مجري انجام نمي ده.

حال اسباب و واسطه هاي فيض و لطف خداوند کیا هستند؟

اینها اهل بیت(علیهم السلام) هستند تا نباشن فیض ولطفی به ما نرسد. بدون وجود نهر يا لوله، رسيدن آب از منبع محال است. انتقال خون از قلب كه تأمين كننده اصلي است تااز سرخرگ آئورت نگذره به ساير نقاط نمي رسه. از خداوند هم  چيزي بدون واسطه امامان به ما نخواهد رسيد، چه بدانيم چه ندانيم. مزرعه چه نهر را بشناسه چه نشناسه، بدن ما چه رگها و مخصوصاً آئورت را بشناسه يا نشناسه بايد اين مسير و مجري را طي كنه

خداوندا چرا يارم نيامد                                       شفاي قلبِ بيمارم نيامد

بدان ترسم بگويم آخر عمر                             نفسها رفت و دلدارم نيامد

به غير از او كسي فكرِ دلم نيست                       چه شد يا ربْ خريدارم نيامد