اوخواهد آمد(ولادت حضرت مهدی علیه السلام ازلسان دوازده امام)
اصبغ بن نباته ميگويد "خدمت اميرالمؤمنين (ع) رسيدم، ديدم كه در فكر فرورفته وبا چوب دستي بر زمين ميزند. عرض كردم: اي اميرالمؤمنين! چه شده كه شما را متفكر ميبينم وچوب در زمين فروميبريد،آيا در آن رغبتي پيدا كردهايد؟ حضرت فرمود: نه به خدا سوگند، من حتّي يك روز به زمين ودنيا رغبت ننمودم، ولي در مولودي فكر ميكردم كه از پشت من است، او يازدهمين فرد از اولاد من است. او مهدياي است كه زمين را پر از عدل خواهد كرد آن گونه كه از جور وظلم پر شده باشد. از براي او حيرت وغيبتي است كه اقوامي در آن گمراه وگروهي نيز در آن هدايت مييابند...".[1]
در حديثي از امام حسن مجتبي (ع) روايت شده كه فرمود:
امامان بعد از رسول خدا (ص) دوازده نفرند، (نه نفر از آنان) از صلب برادرم حسين است، واز آنان مهدي اين امت است[2]
صدوق؛ به سندش از امام حسين (ع) نقل كرده كه فرمود:
"در نهمين از فرزندانم سنّتي از يوسف وسنتي از موسي بن عمران (ع) است. او قائم ما اهل بيت است. خداوند متعال امر او را در يك شب اصلاح خواهد نمود."[3]
ونيز از آن حضرت روايت شده كه فرمود:
"قائم اين امت همان نهمين از فرزندان من است، واوست صاحب غيبت. واوست كسي كه ميراث او در حالي كه زنده است تقسيم ميشود." [4]
عبدالرحمن بن سليط از امام حسين (ع) نقل كرده كه فرمود:
"از ما دوازده مهدي است كه اول آنها اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب وآخر آنها نهمين از فرزندانم ميباشد، واوست امام قائم به حق كه خداوند زمين را به واسطه او بعد از هلاكتش زنده خواهد گردانيد...".[5]
فرزند امام زينالعابدين (ع) از حضرت سؤال كرد:
"اي پدر! چرا برادرم را باقر ناميدي؟ ايشان تبسمي فرمودند كه من پيش از آن چنين نديده بودم سپس حضرت فرمود: "اي فرزندم! همانا امامت در اولاد او خواهد بود تا قائم ما قيام كند وزمين را پر از عدل وداد نمايد، همانگونه كه از ظلم و جور پر شده باشد واوست امام، پدر امامان، معدن حلم وموضع علم، علم را خواهد شكافت. به خدا سوگند! هر آينه او شبيهترين مردم به رسول خدا (ص) است. عرض كردم: امامان بعد از او چند نفرند؟ فرمود: "هفت نفر كه از ميان آنها مهدي است كه در آخرالزمان به دين قيام خواهد كرد."[6]
مسعودي در "اثبات الوصية" به سند خود از علي بن ابيحمزه نقل كرده كه فرمود: من با ابوبصير بودم وبا ما نيز يكي از مواليان امام باقر (ع) بود. او براي ما نقل كرد كه از امام باقر (ع) شنيده كه فرمود: "از ما دوازده محدّث است، هفتمين بعد از من قائم است...".[7]
صدوق به سندش در حديث مفصّلي از امام صادق (ع) نقل كرده كه فرمود:
"...همانا زود است كه ششمين فرزند من غايب شود، واو دوازدهمين نفر از امامان هدايتگر بعد از رسول خدا (ص) است كه اوّل آنها اميرالمؤمنين وآخر آنها قائم بحقّ بقيةاللَّه در روي زمين وصاحبالزمان است...".[8]
ونيز به سند خود از امام صادق (ع) نقل كرده كه فرمود:
"هر كس به جميع ائمه اقرار كند ولي مهدي را انكار كند مثل كسي است كه اقرار به جميع انبيا كرده ولي محمّد (ص) را انكار كرده است. به حضرت عرض شد: اي فرزند رسول خدا! چه كسي از فرزندان تو مهدي است؟ فرمود: پنجمين از اولاد هفتم، كسي كه از شما غايب ميشود ونام بردن او بر شما حلال نيست."[9]
ونيز در حديثي از ابيبصير نقل ميكند كه فرمود: به امام صادق (ع) عرض كردم:
"اي فرزند رسول خدا! قائم از شما اهل بيت كيست؟
حضرت فرمود: اي ابابصير! او پنجمين فرزند از اولاد فرزندم موسي است، او فرزند بهترين زنان است، غيبتي دارد كه در آن اهل باطل شك خواهند كرد، آن گاه خداوند عزّوجلّ او را ظاهر كرده وبه دست او مشرقها ومغربهاي زمين را فتح خواهد نمود...".[10]
يونس بن عبدالرحمن ميگويد: بر حضرت موسي بن جعفر (ع) وارد شدم وعرض كردم:
"اي فرزند رسول خدا! آيا شما قائم به حقّيد؟ حضرت فرمود: من قائم به حقّم، ولي قائمي كه زمين را از دشمنان خدا پاك ميكند وآن را از عدل وداد پر مينمايد آن طوري كه از جور پر شده باشد، پنجمين نفر از اولاد من است، براي او غيبتي است كه مدت آن طولاني خواهد بود...".[11]
ونيز صدوق به سندش از حضرت موسي بن جعفر (ع) نقل كرده كه فرمود:
"هر گاه كه پنجمين فرزند از فرزندان امام هفتم غايب شد خدا را خدا را در دينهايتان...".[12]
حسين بن خالد در حديثي ميگويد: به امام رضا (ع) عرض شد:
"قائم از شما اهلبيت كيست؟ حضرت فرمود: "چهارمين از اولادم، فرزند بهترين زنان، خداوند به واسطه او زمين را از هر گونه ظلم وجور پاك ومقدس خواهد كرد. واوست است كسي كه مردم در ولادتش او شك كنند، واو كسي است كه قبل از خروجش غيبت خواهد نمود...".[13]
دعبل خزاعي ميگويد: قصيدهاي را براي مولايم امام علي بن موسي الرضا (ع) انشاد كردم. هنگامي كه به اين اشعار رسيدم:
"خروج امام به طور حتم واقع خواهد شد. او كه بر اسم خدا و بركات قيام خواهد كرد. در بين ما هر حق و باطلي را تمييز خواهد داد. و بر نعمتها و مصيبتها جزا خواهد داد."
"امام رضا (ع) گريه شديدي كرد، پس سرش را به سوي من بلند كرد آنگاه فرمود: اي خزاعي! روحالقدس بر زبان تو به نطق درآمد،آيا ميداني كه اين امام كيست؟ و كي قيام ميكند عرض كردم: خير، اي مولاي من جز آنكه شنيدهام كه امامي از شما خروج خواهد كرد و زمين را از فساد پاك خواهد نمود و پر از عدل وداد خواهد نمود. حضرت فرمود: همانا امام بعد از من فرزندم محمّد است، وبعد از محمّد فرزندش علي، وبعد از علي فرزندش حسن، وبعد از حسن فرزندش حجت قائم است، او كسي است كه در غيبتش منتظر ودر هنگام ظهورش مطاع خواهد بود...".[14]
در حدود 90 حديث از امام جواد (ع) اشاره به ولادت حضرت مهدي (ع) شده است.
صدوق به سندش از عبدالعظيم حسني نقل كرده كه فرمود: من بر محمّد بن علي بن موسي بن جعفر بن علي بن حسين بن علي بن ابيطالب: وارد شدم وميخواستم تا از قائم سؤال كنم كه آيا او مهدي است يا شخص ديگر؟ حضرت در ابتدا فرمود: "اي اباالقاسم! همانا قائم از ما مهدي است كه واجب است در غيبت او به انتظار نشسته شود ودر ظهورش اطاعت شود. واو سومين از اولاد من است."[15]
صدوق؛ به سندش از صقر بن ابيدلف نقل كرده كه از امام جواد (ع) شنيدم كه ميفرمود:
"امام بعد از من فرزندم علي است، امر او امر من وقول او قول من وطاعت او طاعت من است. وامام بعد از او فرزندش حسن است. امر او امر پدرش، وقول او قول پدرش، وطاعت او طاعت پدرش ميباشد. آن گاه ساكت شد. عرض كردم: اي فرزند رسول خدا! امام بعد از حسن كيست؟ امام گريه شديدي كرد، سپس فرمود: همانا بعد از حسن فرزندش قائم به حقّ منتظر است...".[16]
صقر بن ابيدلف ميگويد: از امام هادي (ع) شنيدم كه ميفرمود:
"امام بعد از من حسن وبعد از حسن فرزندش قائم است، كسي كه زمين را پر از عدل وداد خواهد كرد آن گونه كه پر از ظلم وجور شده باشد."[17]
داوود بن قاسم جعفري ميگويد: از امام ابوالحسن هادي (ع) شنيدم كه ميفرمود:
"جانشين بعد از من فرزندم حسن است. پس چگونه است شما را به جانشين بعد از او؟ عرض كردم: چطور؟ خداوند مرا فداي تو گرداند! فرمود: زيرا شما شخص او را نميبينيد ونام بردن اسم او بر شما حلال نيست...".[18]
موسي بن جعفر بن وهب بغدادي ميگويد: از امام عسكري (ع) شنيدم كه ميفرمود:
"گويا شما را ميبينم كه بعد از من در جانشين من اختلاف خواهيد نمود. آگاه باشيد! همانا كسي كه اقرار به امامان بعد از رسول خدا كند ولي منكر فرزندم باشد، همانند كسي است كه اقرار به جميع انبيا ورسولان داشته باشد ولي نبوت رسول خدا (ص) را انكار كند...".[19]
عثمان بن سعيد عَمْري ميگويد: از امام عسكري (ع) سؤال شد در حالي كه من نزد او بودم درباره روايتي كه از آباء او نقل شده كه زمين خالي از حجت خدا بر خلقش تا روز قيامت نخواهد بود. وهمانا كسي كه بميرد وامام زمان خود را نشناخته باشد به مرگ جاهليّت از دنيا رفته است؟ حضرت فرمود:
"اين حق است، همان گونه كه روز حق است. به حضرتعرض شد: اي فرزند رسول خدا! حجت وامام بعد از شما كيست؟ فرمود: فرزندم محمّد امام وحجّت بعد از من است. هركس بميرد در حالي كه او را نشناخته باشد به مرگ جاهليّت از دنيا رفته است..."[20]
احمد بن اسحاق ميگويد: از امام حسن عسكري (ع) شنيدم كه ميفرمود:
"ستايش مخصوص خداوندي است كه مرا از دنيا خارج نكرد تا اينكه جانشين بعد از مرا به من نشان داد. او شبيهترين مردم به رسول خدا (ص) از حيث خلقت واخلاق است...".[21]
[1] : "أتيت اميرالمؤمنين (ع) فوجدته متفكّراً ينكت في الأرض، فقلت: يا أميرالمؤمنين! ما لي أراك متفكّراً تنكت في الأرض، أرغبةً منك فيها؟ فقال: لا واللَّه ما رغبتُ فيها ولا في الدنيا يوماً قطّ، ولكنّي فكّرتُ في مولودٍ يكون من ظهري الحاديعشر من ولدي، وهو المهديّ الّذي يملأ الأرض عدلاً وقسطاً كما ملئت جوراً وظلماً، تكون له غيبة وحيرة يضلّ فيها أقوام ويهتدي فيها آخرون..."؛ كافي ج 1، ص 338، ح 7 ؛ كمال الدين، ص 289
[2] "الأئمّة بعد رسول اللَّه (ص) اثني عشر من صلب أخي الحسين ومنهم مهديّ هذه الأمّة"؛ ". بحارالأنوار، ج 36، ص 383، ح 1
[3] "في التاسع من ولدي سنّة من يوسف وسنّة من موسي بن عمران وهو قآئمنا أهل البيت يصلح اللَّه تبارك وتعالي أمره في ليلة واحدة"؛ كمالالدين، ص 317 ؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 133
[4] "قآئم هذه الأمّة هو التاسع من ولدي وهو صاحب الغيبة وهو الّذي يقسم ميراثه وهو حيّ"؛ . همان.
[5] "ومنّا اثني عشر مهديّاً، أوّلهم أميرالمؤمنين عليّ بن أبيطالب وآخرهم التاسع من ولدي وهو القآئم بالحقّ، يحيي اللَّه به الأرض بعد موتها..."؛ . همان.
[6] "يا أبة! ولِمَ سمّيته الباقر؟ قال: فتبسّم وما رأيته يتبسّم قبل ذلك... ثم قال: يا بنيّ! إنّ الإمامة في ولده إلي أن يقوم قآئمنا (ع) فيملأها قسطاً وعدلاً، كما ملئت ظلماً وجوراً وأنّه الإمام وأبو الأئمّة، معدن الحلم وموضع العلم يبقره بقراً واللَّه لهو أشبه الناس برسول اللَّه (ص) فقلت: فكم الأئمّة بعده؟ قال: سبعة ومنهم المهديّ الّذي يقوم بالدين في آخر الزمان"؛ . بحارالأنوار، ج 36، ص 388، ح 3.
[7] "منّا اثني عشر محدثاً، السابع من ولدي القآئم..."؛. اثبات الوصية، ص 283 ؛ بحارالأنوار، ج 36، ص 395، ح 11.
[8] "...ستقع بالسادس من ولدي وهو الثاني عشر من الأئمّة الهداة بعد رسول اللَّه (ص)، أوّلهم أميرالمؤمنين عليّ بن أبيطالب وآخرهم القآئم بالحقّ بقيّة اللَّه في الأرض وصاحب الزمان ..."؛. كمال الدين، ص 33 ؛ بحارالأنوار، ج 42، ص 79، ح 8.
[9] "من أقرّ بجميع الأئمّة وجحد المهديّ كان كمن أقرّ بجميع الأنبيآء وجحد محمّداً9 نبوّته. فقيل له: يابن رسول اللَّه! فمن المهديّ من ولدك؟ قال: الخامس من ولد السابع يغيب عنكم شخصه ولايحلّ لكم تسميته"؛ كمال الدين، ص 333، ح 1
[10] "ومن القآئم منكم أهل البيت؟فقال: يا أبابصير! هو الخامس من ولد ابني موسي ذلك ابن سيّدة الإمآء يغيب غيبة يرتاب فيها المبطلون ثمّ يظهره اللَّه عزّوجلّ فيفتح علي يده مشارق الأرض ومغاربها..."؛
. كمال الدين، ص 345، ح 31 ؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 146، ح 14.
[11] "يابن رسول اللَّه! أنت القآئم بالحقّ؟!قال: أنا القائم بالحقّ ولكنّ القآئم الّذي يطهّر الأرض من أعدآء اللَّه ويملأها عدلاً وقسطاً كما ملئت جوراً، هو الخامس من ولدي، له غيبة يطول أمدها..."؛ . اعلام الوري، ص 433.
[12] "إذا فقد الخامس من ولد السابع فاللَّه اللَّه في أديانكم..."؛ . كمال الدين، ص 359، ح 1.
[13] "... ومن القآئم منكم أهل البيت؟ قال: الرابع من ولدي ابن سيّدة الإمآء يطهّر اللَّه به الأرض من كلّ جور، ويقدّسها من كلّ ظلم، وهو الّذي يشكّ الناس في ولادته وهو صاحب الغيبة قبل خروجه"؛
. بحارالأنوار، ج 52، ص 321، ح 29.
[14] خروج إمام لا محالة واقع يقوم علي اسم اللَّه و البركات
يميّز فينا كلّ حقّ و باطل و يجزي علي النّعمآء و النقمات
"بكي الرضا (ع) بكاءاً شديداً، ثمّ رفع رأسه إليّ، فقال لي: يا خزاعي! نطق روح القدس علي لسانك بهذين البيتين فهل تدري من هذا الإمام ومتي يقوم؟
فقلت: لا يا مولاي إلّا أنّي سمعت بخروج إمام منكم يطهّر الأرض من الفساد ويملأها عدلاً.
فقال: يا دعبل! الإمام بعدي محمد ابني، وبعد محمد ابنه عليّ، وبعد عليّ ابنه الحسن، وبعد الحسن ابنه الحجّة القآئم المنتظر في غيبته المطاع في ظهوره..."؛ . ينابيع الموده، ج 3، ص 309، ح 1 ؛ بحارالأنوار، ج 49، ص 237.
[15] "يا أباالقاسم! إنّ القآئم منّا هو المهديّ الّذي يجب أن ينتظر في غيبته ويطاع في ظهوره وهو الثالث من ولدي"؛. كمال الدين، ص 377، ح 1 ؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 156، ح 1.
[16] "الإمام بعدي اِبني عليّ، أمره أمري وقوله قولي وطاعته طاعتي، والإمام بعده ابنه الحسن أمره أمر أبيه وقوله قول أبيه وطاعته طاعة أبيه. ثمّ سكت فقلت له: يابن رسول اللَّه! فمن الإمام بعد الحسن؟ فبكي(ع) بكآءً شديداً، ثم قال: إنّ من بعد الحسن ابنه القآئم الحقّ المنتظر..."؛ . اعلام الوري، ص 436 ؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 157، ح 5.
[17] "الإمام بعدي الحسن وبعد الحسن ابنه القآئم الّذي يملأ الأرض قسطاً وعدلاً كما ملئت جوراً وظلماً"؛. بحارالأنوار، ج 50، ص 239، ح 3.
[18] "الخلف من بعدي الحسن، فكيف بكم بالخلف من بعد الخلف؟ فقلت: ولِمَ؟ جعلني اللَّه فداك! فقال: إنّكم لاترون شخصه ولايحلّ لكم ذكر اسمه..."؛ . كشف الغمة، ج 2، ص 406.
[19] "كأنّي بكم وقد اختلفتم بعدي في الخلف منّي، أما أنّ المقرّ بالأئمّة بعد رسول اللَّه المنكر لولدي كمن أقرّ بجميع أنبيآء اللَّه ورسله ثم أنكر بنبوّة محمّد رسول اللَّه (ص)..."؛ . بحارالأنوار، ج 51، ص 160، ح 6.
"إنّ هذا حقّ كما أنّ النهار حقّ. فقيل له: يابن رسول اللَّه! فمن الحجّة والإمام بعدك؟ فقال: ابني محمّد وهو الإمام والحجّة بعدي، من مات ولميعرفه مات ميتة جاهلية..."؛
. بحارالأنوار، ج 51، ص 160، ح 7.
[21] "الحمد للَّه الذي لميخرجني من الدنيا حتي أراني الخلف من بعدي أشبه الناس برسول اللَّه (ص) خَلقاً وخُلقاً..."؛
. كمالالدين، ص 408، ح 7 ؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 161، ح 9.