از کنار ساختمانی چند طبقه رد میشیوی  نگاه میکنی به این ساختمان انسان را به فکر فرو میبره که قوام واستحکام این ساختمان برچیست؟اگر دقت کنی بر روی پایه های محکم این ساختمان قوام دارد که اگر نباشد در دم بر سر ساکنان خراب خواهد شد.امام در این جهان به منزله ستون های جهان است اگر نباشد در دم عالم فرو میریزد.چگونه  این سقف مرفوع اسمان مانده وفرو نمیریزد [۱]

چراغی نور افشانی میکند.منبع این نور کجاست؟نیروگاه

این جریان الکتریسته بوسیله سیم از این نیروگاه کشیده شده به چراغ میرسد.وقتی رسید این چراغ نور میدهد.ان سیم شد واسطه فیض در رسیدن جریان برق اگر نبود این واسطه چراغی نورمیداد؟

امام واسطه فیض است به ما سوی الله [۲] بدون این واسطه آیا نوری هست؟آیا بدون راهنما میشود راه را شناخت وراهبر شد؟  [۳]

اما ایا هر چراغی از این نور وواسطه فیض میتونه استفاده کنه نور بدهد؟آیا همه چراغها نورشان یکسان است؟

قلب منبع زندگی است اما خونهای که به قلب میرود ومی آید تا تمام سلولهای بدن  زنده بماند واسطه این زندگی چیست؟اری واسطه این زندگی  سرخرگ و سياهرگ است هيچ سلولي در بدن بدون وساطت سرخرگ نمي تواند از قلب خون بگيرد و يا بدون وساطت سياهرگ به قلب خون بفرستد. توسّلات به اهل بيت (عليه السلام) همانند دست يافتن به قلب هستی (خدا) مي باشد كه از طريق رگ مربوط، انجام مي گيرد و براي اينكه از خدا فيوضاتي بگيريم بايد از طريقش كه اهل بيت (عليه السلام) مي باشند وارد شد.

به نظرت چکونه میشود از منبع حقیقی نیرو گرفت؟آیا فیض قطع میشود؟پس چرا بعضیها چراغشان یا نور ندارد ویا کم نور است؟    


[1] از حضرت سجّاد عليه السّلام نقل است كه فرمود:

مائيم امامان مسلمين، و حجّتهاى خدا بر جهانيان، و سروران أهل ايمان، و رهبران پيشانى سفيدان از وضو، و اولياى مؤمنين، و مائيم امان أهل زمين، مانند ستارگان كه امان أهل آسمانند، و مائيم كسانى كه خداوند بخاطرشان زمين را از نابودى با اهلش باز مى‏دارد، و بخاطر ما باران را مى‏باراند، و رحمت را نشر مى‏دهد، و بركات زمين را خارج‏مى‏سازد، و اگر ما در زمين نبوديم؛ زمين با اهلش فرو مى‏رفتند.

سپس فرمود: از آفرينش زمين و خلق آدم تا حال؛ زمين از حجّت خدا خالى نمانده، كه آنان يا ظاهر و مشهور هستند يا غايب و پنهان، و تا روز قيامت از حجّتى الهى خالى نخواهد ماند، و گر نه خداوند عبادت نمى‏شد.

عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ‏ع قَالَ: نَحْنُ أَئِمَّةُ الْمُسْلِمِينَ وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْعَالَمِينَ وَ سَادَةُ الْمُؤْمِنِينَ وَ قَادَةُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ وَ مَوَالِي الْمُؤْمِنِينَ وَ نَحْنُ أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ كَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ نَحْنُ الَّذِينَ بِنَا يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِنَا يُمْسِكُ الْأَرْضَ أَنْ تَمِيدَ بِأَهْلِهَا وَ بِنَا يُنَزِّلُ الْغَيْثَ* وَ يَنْشُرُ الرَّحْمَةَ وَ تَخْرُجُ بَرَكَاتُ الْأَرْضِ وَ لَوْ لَا مَا فِي الْأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا ثُمَّ قَالَ وَ لَمْ تَخْلُ الْأَرْضُ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ فِيهَا ظَاهِرٍ مَشْهُورٍ أَوْ غَائِبٍ مَسْتُورٍ وَ لَا تَخْلُو إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ مِنْ حُجَّةِ اللَّهِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَمْ يُعْبَدِ اللَّه‏

 الإحتجاج على أهل اللجاج    ج‏2    317  

 

[2] عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع تَبْقَى الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ قَالَ لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ سَاعَةً لَسَاخَتْ  ابو حمزه گفت بحضرت صادق عرضكردم آيا زمين بدون امام پايدار ميماند؟ فرمود اگر يك ساعت بدون امام باشد زمين اهلش را فرو ميبرد.

علل الشرائع ابْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْخَشَّابِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ كَرَّامٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَوْ كَانَ النَّاسُ رَجُلَيْنِ لَكَانَ أَحَدُهُمَا الْإِمَامَ وَ قَالَ إِنَّ آخِرَ مَنْ يَمُوتُ الْإِمَامُ لِئَلَّا يَحْتَجَّ أَحَدُهُمْ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ تَرْكَهُ بِغَيْرِ حُجَّةٍ

علل الشرائع: كرام نقل كرد كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود اگر تمام مردم منحصر بدو نفر شوند يكى از آن دو نفر امام خواهد بود و فرمود آخر كسى كه از دنيا ميرود امام است.

تا كسى نتواند بر خدا اعتراض كند كه او را بدون حجت و راهنما قرار داده

 بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏23   

[3]

ابو حمزه ثمالى گفت يكى از قاضيهاى كوفه خدمت على بن الحسين عليه السلام رسيد گفت فدايت شوم مرا از تفسير اين آيه مطلع فرما وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ.(سباآیه 18)

فرمود مردم عراق در مورد آيه چه اظهار نظر مى‏كنند؟ گفت آنها مى‏گويند منظور مكه است فرمود آيا دزدى در جايى بيشتر از مكه ديده‏اى؟ (يعنى پس چگونه در آيه مى‏فرمايد در آنجا شما ايمن هستيد اين چه ايمنى است. گفت پس كجا است فرمود منظور از اين قريه‏ها رجال و مردانى هستند (نه سرزمين) گفت بر اين مطلب چه دليلى از قرآن داريد فرمود مگر اين آيه را نشنيده‏اى؟ وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ(طلاق آیه 8) و آيه ديگر تِلْكَ الْقُرى‏ أَهْلَكْناهُمْ(الکهف آیه 59) و آيه ديگر وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيها وَ الْعِيرَ الَّتِي أَقْبَلْنا فِيها(یوسف آیه 82) از ده و قريه مى‏پرسند يا از اهل آن از مردم و قافله مى‏پرسند چند آيه ديگر نيز در همين معنى تلاوت فرمود. عرض كرد آقا فدايت شوم آن مردان كيانند؟

فرمود آنها ما هستيم كه سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ كه هر كس به ما پناهنده شد از گمراهى ايمن است توضيح اين تفسير بطن آيه كريمه است. پس منظور از الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها در آيه ائمه هدى عليهم السلام هستند يا اينكه اهل در تقدير گرفته مى‏شود و يا اينكه كنايه از ائمه است كه معدن علوم هستند چنانچه پيامبر صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد: انا مدينة العلم و على بابها

 

و منظور از القرى الظاهره اصحاب خاص و سفراى ائمه‏اند كه واسطه فيض علوم آنها به ديگران‏مى‏شوند چنانچه در بعضى از اخبار تصريح شده در بعضى از اخبار مراد از سير شيعه در امن و امان زمان حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه را معين فرموده.

عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ دَخَلَ قَاضٍ مِنْ قُضَاةِ الْكُوفَةِ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع فَقَالَ لَهُ جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِي عَنْ‏قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ قَالَ لَهُ مَا يَقُولُ النَّاسُ فِيهَا قَبْلَكُمْ بِالْعِرَاقِ قَالَ يَقُولُونَ إِنَّهَا مَكَّةُ فَقَالَ وَ هَلْ رَأَيْتَ السَّرَقَ فِي مَوْضِعٍ أَكْثَرَ مِنْهُ بِمَكَّةَ قَالَ فَمَا هُوَ قَالَ إِنَّمَا عَنَى الرِّجَالَ قَالَ وَ أَيْنَ ذَلِكَ فِي كِتَابِ اللَّهِ فَقَالَ أَ وَ مَا تَسْمَعُ إِلَى قَوْلِهِ تَعَالَى وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ وَ قَالَ وَ تِلْكَ الْقُرى‏ أَهْلَكْناهُمْ وَ قَالَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيها وَ الْعِيرَ الَّتِي أَقْبَلْنا فِيها فَلْيَسْأَلِ الْقَرْيَةَ  أَوِ الرِّجَالَ أَوِ الْعِيرَ قَالَ وَ تَلَا ع آيَاتٍ فِي هَذَا الْمَعْنَى قَالَ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَنْ هُمْ قَالَ ع نَحْنُ هُمْ وَ قَوْلُهُ  سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ قَالَ آمِنِينَ مِنَ الزَّيْغ‏

 بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏10    145