خبر مهم:شكست مسيحيان ومخالفان شيعه در جنگ نرم
1.بعد از فتح مكه آوازه اسلام همه جا را گرفت،30 نفر از مسيحيان نجران به همراه سه بزرگ خويش عاقب، و سيد، و عبد المسيح پيش رسول خدا آمدند
2.سخن از عيسي عليه السلام بود،نظر رسول خدا را پرسيدند فرمود بنده خداست،[1]
3. حرف رسول خدا را قبول نكردند،دعوت به مباهله شدند(يعنى نفرين كردن بيكديگر)وفرمود: همانا خداى عز و جل بمن خبر داد كه پس از مباهله هر آن كس كه بر باطل است عذاب بر او نازل شود، و بدان وسيله حق از باطل جدا گردد،[2]
4.مسيحيان چنين از مشورت باهم نتيجه گرفتندكه: اگر محمد با فرزندان و خاندان خودآمد از مباهله با او بپرهيزيد، و اگر با اصحاب و يارانش آمد با او مباهله كنيد (و نترسيد) كه بر چيزى نيست (و دين حق را دارا نيست)
5.چون فردا شد ،ديدن مردي با چهار همراه نوراني با حالت سكون وآرامش به مباهله ميآيد،پرسيدند اينها كيستند؟:اينها محبوبترينهاي پيامبرند، اوجان پيغمبروپسر عمويش على بن ابى طالب است، و هم او داماد و پدر فرزندان و محبوبترين مردمان بنزد اوست،آن دو كودك، گلهايي خوشبويي از باغ دخترش فاطمه ودامادش علي هستند،كه محبوبترينهاي پيغمبرند . و آن زن دخترش فاطمه است كه گراميترين مردمان پيش اوست ، و پيش پيغمبر از ديگران نزديكتر است (يعنى علاقه قلبى آن حضرت باو بيش از ديگران است)
6.مسيحيان لرزيدند وچنين به هم گفتند:اوبا اطمينان به اينكه حق است آمده ، نگاه كنيد و ببينيد كه او با نزديكترين و گرامىترين فرزندان و خاندان خود آمده تا بوسيله آنان مباهله كند،مباهله نكنيد
7.با اعتراف به شكست خود چنين گفتند: اى ابو القاسم ما با تو مباهله نمىكنيم، ولى مصالحه ميكنيم، پس با ما صلح كن بدان چه ما بدان گردن نهيم (و هر چه خواهى براى شرط صلح معين كن تا بپردازيم)وصلح نامه مبني بر پرداخت سالانه حدود هشتاد هزار درهم از طرف مسيحيان نوشته شد[3]
2.سخن از عيسي عليه السلام بود،نظر رسول خدا را پرسيدند فرمود بنده خداست،[1]
3. حرف رسول خدا را قبول نكردند،دعوت به مباهله شدند(يعنى نفرين كردن بيكديگر)وفرمود: همانا خداى عز و جل بمن خبر داد كه پس از مباهله هر آن كس كه بر باطل است عذاب بر او نازل شود، و بدان وسيله حق از باطل جدا گردد،[2]
وعده مباهله فردا
4.مسيحيان چنين از مشورت باهم نتيجه گرفتندكه: اگر محمد با فرزندان و خاندان خودآمد از مباهله با او بپرهيزيد، و اگر با اصحاب و يارانش آمد با او مباهله كنيد (و نترسيد) كه بر چيزى نيست (و دين حق را دارا نيست)
5.چون فردا شد ،ديدن مردي با چهار همراه نوراني با حالت سكون وآرامش به مباهله ميآيد،پرسيدند اينها كيستند؟:اينها محبوبترينهاي پيامبرند، اوجان پيغمبروپسر عمويش على بن ابى طالب است، و هم او داماد و پدر فرزندان و محبوبترين مردمان بنزد اوست،آن دو كودك، گلهايي خوشبويي از باغ دخترش فاطمه ودامادش علي هستند،كه محبوبترينهاي پيغمبرند . و آن زن دخترش فاطمه است كه گراميترين مردمان پيش اوست ، و پيش پيغمبر از ديگران نزديكتر است (يعنى علاقه قلبى آن حضرت باو بيش از ديگران است)
6.مسيحيان لرزيدند وچنين به هم گفتند:اوبا اطمينان به اينكه حق است آمده ، نگاه كنيد و ببينيد كه او با نزديكترين و گرامىترين فرزندان و خاندان خود آمده تا بوسيله آنان مباهله كند،مباهله نكنيد
7.با اعتراف به شكست خود چنين گفتند: اى ابو القاسم ما با تو مباهله نمىكنيم، ولى مصالحه ميكنيم، پس با ما صلح كن بدان چه ما بدان گردن نهيم (و هر چه خواهى براى شرط صلح معين كن تا بپردازيم)وصلح نامه مبني بر پرداخت سالانه حدود هشتاد هزار درهم از طرف مسيحيان نوشته شد[3]
[1] إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ آل عمران 3: 59- 61.
[2] دَعَاهُمْ إِلَى الْمُبَاهَلَةِ وَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ اسْمُهُ أَخْبَرَنِي أَنَّ الْعَذَابَ يَنْزِلُ عَلَى الْمُبْطِلِ عَقِيبَ الْمُبَاهَلَةِ وَ يُبَيِّنُ الْحَقَّ مِنَ الْبَاطِلِ بِذَلِكَ
[3] الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج1، ص: 166
+ نوشته شده در شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۱ ساعت توسط جمالی فرد
|