با تو مي مانم
چه صداي زيبايي وچه آهنگ دلنشيني وچه بوي
معطري از سوي مكه به غدير خم ميرسد،كارواني مملو از عشق وولايت ومحبت
ودلسپردگي و...روزش را روز ولايت ناميدند،چون كسي كه دل را از همه چيز تهي
كرده بود،خود را به ولايت سپرده بود،وبا اين دل سپردگي اولي شده وولايت بر
ديگران پيدا كرده بود،[1]اينك ميگويد دل سپرده تراز همه شما به يار ازلي
ورسول مدني علي است،اول از همه ميپرسد آيا خود را به ولايت سپرده
بوديد؟[2]وقتي جواب ميشنود،ميگويد مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ هَذَا مَوْلَاه هركس خود را به من سپرده ميداند كه چه لذتي دارد كه در ادامه مسير هم همراه ولايت باشد،
هركس
ذره اي هواي نفس دارد بيرون از اين قافله است،راه خود گيرد از وادي ولايت
بيرون رود،چون گوينده وولي هواي نفس ندارد،[3]بايد به ولي دل نه بلكه جان
سپرد وهمراه او شد،خدايا ما به كدامين نعمتت ميتوانيم شاكر باشيم؟به هر
نعمتي دست مينهيم ميبينم بوي ولايت دارد،وتازه به اين ميرسيم كه همه هستي
ما از ولايت است،اين ولايت را در حد توان وبضاعت كم خود شكر گذاريم
غدير يعني بارور شدن دين،غدير يعني اكمال دين[4]،غدير يعني تبليغ [5]تمام رسالت،غدير قافله اي ماندگار تا قيامت،
غدير يعني معرفي وليي كه نه شما را براي خود ونه خودتان بخواهد بلكه همه را براي خدا ميخواهد وَ لَيْسَ أَمْرِي وَ أَمْرُكُمْ وَاحِداً إِنِّي أُرِيدُكُمْ لِلَّهِ وَ أَنْتُمْ تُرِيدُونَنِي لِأَنْفُسِكُم[6]
از اين قافله روز غدير چقدر با صاحب غدير به مقصد رسيدند؟
به نظرت زيربنايي غدير چيست؟وچگونه ميتوان همراه غدير ماند؟
[1] النَّبِي أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ...(الأحزاب/6)
پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛
[2] فَقَالَ
أَيُّهَا النَّاسُ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مَوْلَايَ
وَ أَنَا مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنَا أَوْلَى بِهِمْ مِنْ
أَنْفُسِهِمْ قَالُوا بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ قُمْ يَا عَلِيُّ
فَقُمْتُ فَقَالَ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ هَذَا مَوْلَاه«اى
مردم! آيا مىدانيد كه خداوند مولاى من و من مولاى مؤمنان و من سزاوارتر
به آنان از خودشان هستم»؟ گفتند: اى رسول خدا! آرى! فرمود: «اى على برخيز»!
برخاستم، فرمود: «هر كس را كه من مولاى اويم اين على مولاى او است
كتاب سليم بن قيس الهلالي، ج2، ص: 644
[3] وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى(النجم/3)
و هرگز از روي هواي نفس سخن نميگويد!
[4] ... الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا ..(المائدة/3)
امروز، دين شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم
[5]
يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ
لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ
النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ(المائدة/67)
اي
پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم)
برسان! و اگر نکني، رسالت او را انجام ندادهاي! خداوند تو را از (خطرات
احتمالي) مردم، نگاه ميدارد؛ و خداوند، جمعيت کافران (لجوج) را هدايت
نميکند.
[6] وَ لَيْسَ أَمْرِي وَ أَمْرُكُمْ وَاحِداً إِنِّي أُرِيدُكُمْ لِلَّهِ وَ أَنْتُمْ تُرِيدُونَنِي لِأَنْفُسِكُم و برنامه من و شما يكى نيست، من شما را براى خدا مىخواهم، و شما مرا براى خود مىخواهيد! نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 194