اجتماع انسانی مانند سایر اجتماعات در همان حدّ بسیار مختصر مانند یک قبیله یا روستا، نیازمند سرپرست ورهبری است که حاکم بر آن ها باشد. این جامعه ی انسانی و دینی هدفش تنها برقراری امنیت و رفاه به هر شکل و به هر وسیله ای نیست

 بلکه نظم دهنده ی این جامعه ، مدیر این جامعه ی اسلامی باید در عین برخورداری از توانایی های  لازم در عرصه ی مدیریت که لازمه ی نطم دهندگی به جامعه است، آشنا ترین مردم به حکم خداوند متعال بوده و از فقاهت لازم در امور اجتماعی و سیاسی برخوردار باشد.

همان طور که امیرمؤمنان علی علیه اسلام این تاکید را داشته اند که می فرمایند
 «أیها الناس ان احق الناس بهذا الامر أقواهم علیه و أعلمهم بأمر الله فیه»

«ای مردم! سزاوارترین مردم به امارت و خلافت کسی است که بدان تواناتر و در آن به فرمان خدا داناتر باشد». خطبه 173نهج البلاغه.

داناترین فرد در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خود پیغمبر اسلام و بعد از ایشان حضرات معصومین بودند. هدایت جامعه ی اسلامی به امر خداوند تبارک و تعالی به دست اهل بیت عصمت و طهارت صورت می گرفت و ولایت بی نقص آنان ، این جامعه را رو به رشد می برد. در زمان آخرین معصوم، و در زمان غیبت صغری نیز این امر، به دست  آخرین ذخیره ی الاهی بود. اما در زمان غیبت کبرای حضرت، نظام جامعه بدست کیست؟

 خود حضرت در توقیع خود به نایبشان این گونه فرموده اند:أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّه‏  علام الورى بأعلام الهدىص : 451
 در حوادث واقعه و پيش آمدها به روات احاديث رجوع كنيد، زيرا آنان حجت من در ميان شما هستند، 
و من هم حجت خداوند می باشم.

واضح است که تنها کسی که داناتر به احکام الاهی باشد و نزدیک ترین فرد از جهات اوصاف امامت و ولایت و سرپرستی به  حضرات معصومین باشد می تواند جانشینی آنان را بر عهده گیرد و حجت بر خلائق باشد.
 و غیر از ولی فقیه جامع الشرایط فرد دیگری شایستگی حجت بودن و نیابت از ولایت عامه ی اهل بیت عصمت و طهارت را ندارد

در این مورد وبلاگ مطهرون هم یه پست زده که خوبه همراه این پست بخونید ممنون