آرامـ ، آرامـ ، ...
بحث در سنت های الهی بود .
وقتی بین مردم باشیم، می بینیم که برخی مسائل زندگی ، برای مردم سوال ایجاد می کنه. بطور مثال چرا وقتی گنهکار وکافری خدا را نمیشناسد ولی در اوج ثروت وقدرت و....است .مثل قارون ؟یعنی خداوند این گنه کار را دوست دارد به او این امکانات را میدهد؟
یادم افتاد زمانی را که یکی از دوستان میگفت: می بینم کسانی را که نه تنها نمی دانند فلان رفتارشان خطاست، بلکه بعد از آن رفتار، گشایشی دیگر نصیبشان می شود و سرمست از این همه لطف خدا هستند و خود را بهترین امت می دانند. و من نگرانشان هستم که نکند فرصت توبه را از دست داده باشند [1]...دعایشان می کنم.
مسلّم است که اگر چيزى، نعمت على الاطلاق باشد، دليل بر قرب انسان به خداست[2] اما این هایی را که ما نعمت می پنداریم: سلامتی، اولاد، مال و ثروت، ...واقعا اینها نعمت است؟ همه اینها برای امتحان انسان است [3].با نوع عكس العملى كه انسان با داشتنشان ، نشان بدهد مشخص مى شود كه بلاست يا نعمت. اگر این ها را در راه خدا مصرف کرد و شکر کرد و مغرور نشد معلوم می شود نعمت است ،اما اگر این ها او را سرمست کرد و از یاد و شکر خدا غافل شد ،میشود بلا [4] و زمانیست که باید بداند گرفتار سنت استدراج [5] [6] خداوند شده است.
در مورد" مجازات استدراجى" كه از آيات قرآن و احاديث استفاده مى شود، چنين است كه خداوند گناهكاران و طغيانگران جسور و زورمند را طبق يك سنت، فورا گرفتار مجازات نمى كند، بلكه درهاى نعمتها را به روى آنها مى گشايد تا هر چه بيشتر در مسير طغيان گام بر دارند و نعمت خود را بيشتر مى كند، و اين از دو حال خارج نيست، 1. يا اين نعمتها باعث تنبه و بيداريشان مى شود، كه در اين حال برنامه" هدايت الهى" عملى شده، 2. يا اينكه بر غرور و بى خبريشان مى افزايد در اين صورت مجازاتشان به هنگام رسيدن به آخرين مرحله، دردناكتر است، زيرا به هنگامى كه غرق انواع ناز و نعمتها مى شوند خداوند همه را از آنها مى گيرد و طومار زندگانى آنها را در هم مى پيچد و اين گونه مجازات بسيار سخت تر است.[7]
دو نکته لطیف در سنت استدراج هست.
1. اینکه زمان در آن بسیار دخیل است. اين نعمتها را پى در پى به او مى دهيم، سرگرمش مى كنيم، آرام، آرام ، سرگرم و سرگرم مى شود و به اين وسيله عقابش مى كنيم[8] .
2. اینکه وقتی دادن ها و گرفتن ها آرام و به تدریج شد، دیگر خود انسانی که دچار این سنت الهی شده است، نمی فهمد که دارد عقوبت می شود. این مکر لطیف خداست.
[1] عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام عَنِ الِاسْتِدْرَاجِ فَقَالَ هُوَ الْعَبْدُ يُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيُمْلَى لَهُ وَ تُجَدَّدُ لَهُ عِنْدَهَا النِّعَمُ فَتُلْهِيهِ عَنِ الِاسْتِغْفَارِ مِنَ الذُّنُوبِ فَهُوَ مُسْتَدْرَجٌ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَم (الكافي ج2 ص : 452) از امام صادق عليه السلام معناى استدراج را پرسيدند؟ فرمود: آن اينست كه بندهاى گناه كند پس باو مهلت داده شود و برايش در هنگام گناه نعمتى تجديد گردد، پس او را از آمرزش خواهى از گناهان باز دارد، پس او غافلگير شده از راهى كه نداند.
[2] مجموعه آثاراستاد شهيد مطهرى، ج27، ص: 614
[3] وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظيمٌ الأنفال : 28 و بدانيد كه اموال و فرزندان شما [وسيله] آزمايش [شما] هستند، و خداست كه نزد او پاداشى بزرگ است.
[4] الكافي بِالْإِسْنَادِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السّلام إِنِّي سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَرْزُقَنِي مَالًا فَرَزَقَنِي وَ إِنِّي سَأَلْتُ اللَّهَ أَنْ يَرْزُقَنِي وَلَداً فَرَزَقَنِي وَ سَأَلْتُهُ أَنْ يَرْزُقَنِي دَاراً فَرَزَقَنِي وَ قَدْ خِفْتُ أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ اسْتِدْرَاجاً فَقَالَ أَمَا وَ اللَّهِ مَعَ الْحَمْدِ فَلا (بحار الأنوار ج68 ص : 18 و الكافى ج 2 ص 97) شخصى بحضرت عليه السّلام عرض كرد. من از خدا درخواست ثروت نموده ام خداوند متعال هم بمن ثروت عنايت فرموده ولى من ميترسم كه اين ثروت زياد از قبيل استدراج باشد يعنى ثروت و وسائل گناه بيشتر و بهتر فراهم شود تا در نتيجه من از ياد حق غفلت كرده و به گناه بيشتر آلوده شوم كه خود يك نحو كيفر است. فرمود اما اگر حمد و سپاس باشد بخدا سوگند چنين نيست .
وَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السّلام إِنِّي أَرَى مَنْ هُوَ شَدِيدُ الْحَالِ مُضَيَّقاً عَلَيْهِ الْعَيْشُ وَ أَرَى نَفْسِي فِي سَعَةٍ مِنْ هَذِهِ الدُّنْيَا لَا أَمُدُّ يَدِي إِلَى شَيْءٍ إِلَّا رَأَيْتُ فِيهِ مَا أُحِبُّ وَ قَدْ أَرَى مَنْ هُوَ أَفْضَلُ مِنِّي قَدْ صُرِفَ ذَلِكَ عَنْهُ فَقَدْ خَشِيتُ أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ اسْتِدْرَاجاً مِنَ اللَّهِ لِي بِخَطِيئَتِي فَقَالَ أَمَّا مَعَ الْحَمْدِ فَلَا وَ اللَّه (بحار الأنوار ج68 ص : 18 و مشكاة الانوار ص 28.) و از سعد بن يزيد كه گفت بحضرت صادق عليه السّلام عرض كردم. من مىبينم كسانى را در ناراحتى و ضيق معيشت و تهيدستى زندگى ميكنند ولى من در توسعه و آسايش زندگى هستم و دستم را بهر كارى كه ميبرم مىبينم بسود و خير من تمام مىشود از طرفى مىبينم كسانى را كه از من بهتر و برترند چنين نيستند و با اين وضع من ميترسم كه اين فراوانى نعمت و سود زياد استدراج و كيفرى باشد از خدا براى گناهان من (وسائل آسايش بيشتر فراهم شود كه در نتيجه توفيق انجام وظيفه از من سلب شود) حضرت فرمود در صورتى كه حمد و سپاس و شكر نعمت را بجا آورى نه: مترس بخدا سوگند استدراج و عقوبت نيست
[5] وَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ الأعراف : 182 و كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، به تدريج، از جايى كه نمىدانند گريبانشان را خواهيم گرفت
فَذَرْني وَ مَنْ يُكَذِّبُ بِهذَا الْحَديثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ القلم : 44 پس مرا با كسى كه اين گفتار را تكذيب مىكند واگذار. به تدريج آنان را به گونهاى كه در نيابند [گريبان] خواهيم گرفت
[6] معنی استدراج: به طورى كه اهل لغت گفتهاند استدراج دو معنى دارد، يكى اينكه چيزى را تدريجا بگيرند (زيرا اصل اين ماده از" درجه" گرفته شده كه به معنى" پله" است، همانگونه كه انسان در صعود و نزول از طبقات پائين عمارت به بالا، يا به عكس، از پله ها استفاده مى كند، همچنين هر گاه چيزى را تدريجا و مرحله به مرحله بگيرند يا گرفتار سازند به اين عمل استدراج گفته مى شود).
معنى ديگر" استدراج"" پيچيدن" است، همانگونه كه يك طومار را به هم مى پيچند (اين دو معنى را راغب در كتاب مفردات نيز آورده است) ولى با دقت روشن مى شود كه هر دو به يك مفهوم كلى و جامع يعنى" انجام تدريجى" باز مى گردند. تفسیر نمونه ج7 ص32
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه عليه السّلام قَالَ إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَسْتَدْرِجَ عَبْداً ابْتَلَاهُ بِذَنْبٍ ثُمَّ أَنْعَمَ عَلَيْهِ بَعْدَ ذَلِكَ الذَّنْبِ بِنِعْمَةٍ فَيُنْسِيهِ ذَلِكَ الذَّنْبُ الِاسْتِغْفَارَ فَذَلِكَ الِاسْتِدْرَاج (مشكاة الأنوار في غرر الأخبار ص : 333) امام صادق عليه السّلام فرمود: خداوند هر گاه بخواهد بندهاى را واگذارد، او را به گناهى مبتلا مى سازد، سپس به او نعمتى مى دهد، و او گناه خود را فراموش مى كند و استغفار نمى كند، اين معناى استدراج است.
[7] رجوع شود تفسير نمونه، ج7، ص: 34
[8] وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ آل عمران : 178 و البته نبايد كسانى كه كافر شدهاند تصور كنند اينكه به ايشان مهلت مى دهيم براى آنان نيكوست ما فقط به ايشان مهلت مىدهيم تا بر گناه [خود] بيفزايند، و [آن گاه] عذابى خفتآور خواهند داشت
وَ أُمْلي لَهُمْ إِنَّ كَيْدي مَتينٌ الأعراف : 183 و به آنان مهلت مى دهم، كه تدبير من استوار است
وَ عَنْهُمْ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الِاسْتِدْرَاجِ فَقَالَ هُوَ الْعَبْدُ يُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيُمْلَى لَهُ وَ يُجَدَّدُ لَهُ عِنْدَهَا النِّعَمُ فَيُلْهِيهِ عَنِ الِاسْتِغْفَارِ فَهُوَ مُسْتَدْرَجٌ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَم (وسائل الشيعة ج16 ص : 81) از امام صادق عليه السّلام در باره «استدراج» پرسيده شد [كه چيست؟] حضرت فرمود: استدراج آن است كه بنده گناهى كند پس به او مهلت داده شود و همزمان با ارتكاب گناه به او نعمتهاى جديدى عطا شود و از استغفار باز ماند و سرگرم شود چنين كسى از جايى كه نمىداند اندك اندك به شقاوت نزديك گشته است.
وقتی بین مردم باشیم، می بینیم که برخی مسائل زندگی ، برای مردم سوال ایجاد می کنه. بطور مثال چرا وقتی گنهکار وکافری خدا را نمیشناسد ولی در اوج ثروت وقدرت و....است .مثل قارون ؟یعنی خداوند این گنه کار را دوست دارد به او این امکانات را میدهد؟
یادم افتاد زمانی را که یکی از دوستان میگفت: می بینم کسانی را که نه تنها نمی دانند فلان رفتارشان خطاست، بلکه بعد از آن رفتار، گشایشی دیگر نصیبشان می شود و سرمست از این همه لطف خدا هستند و خود را بهترین امت می دانند. و من نگرانشان هستم که نکند فرصت توبه را از دست داده باشند [1]...دعایشان می کنم.
مسلّم است که اگر چيزى، نعمت على الاطلاق باشد، دليل بر قرب انسان به خداست[2] اما این هایی را که ما نعمت می پنداریم: سلامتی، اولاد، مال و ثروت، ...واقعا اینها نعمت است؟ همه اینها برای امتحان انسان است [3].با نوع عكس العملى كه انسان با داشتنشان ، نشان بدهد مشخص مى شود كه بلاست يا نعمت. اگر این ها را در راه خدا مصرف کرد و شکر کرد و مغرور نشد معلوم می شود نعمت است ،اما اگر این ها او را سرمست کرد و از یاد و شکر خدا غافل شد ،میشود بلا [4] و زمانیست که باید بداند گرفتار سنت استدراج [5] [6] خداوند شده است.
در مورد" مجازات استدراجى" كه از آيات قرآن و احاديث استفاده مى شود، چنين است كه خداوند گناهكاران و طغيانگران جسور و زورمند را طبق يك سنت، فورا گرفتار مجازات نمى كند، بلكه درهاى نعمتها را به روى آنها مى گشايد تا هر چه بيشتر در مسير طغيان گام بر دارند و نعمت خود را بيشتر مى كند، و اين از دو حال خارج نيست، 1. يا اين نعمتها باعث تنبه و بيداريشان مى شود، كه در اين حال برنامه" هدايت الهى" عملى شده، 2. يا اينكه بر غرور و بى خبريشان مى افزايد در اين صورت مجازاتشان به هنگام رسيدن به آخرين مرحله، دردناكتر است، زيرا به هنگامى كه غرق انواع ناز و نعمتها مى شوند خداوند همه را از آنها مى گيرد و طومار زندگانى آنها را در هم مى پيچد و اين گونه مجازات بسيار سخت تر است.[7]
دو نکته لطیف در سنت استدراج هست.
1. اینکه زمان در آن بسیار دخیل است. اين نعمتها را پى در پى به او مى دهيم، سرگرمش مى كنيم، آرام، آرام ، سرگرم و سرگرم مى شود و به اين وسيله عقابش مى كنيم[8] .
2. اینکه وقتی دادن ها و گرفتن ها آرام و به تدریج شد، دیگر خود انسانی که دچار این سنت الهی شده است، نمی فهمد که دارد عقوبت می شود. این مکر لطیف خداست.
حواسمان جمع باشد. مراقب باشیم. نکند در زمره ی گرفتاران به این سنت حتمی الهی شویم.
[1] عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام عَنِ الِاسْتِدْرَاجِ فَقَالَ هُوَ الْعَبْدُ يُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيُمْلَى لَهُ وَ تُجَدَّدُ لَهُ عِنْدَهَا النِّعَمُ فَتُلْهِيهِ عَنِ الِاسْتِغْفَارِ مِنَ الذُّنُوبِ فَهُوَ مُسْتَدْرَجٌ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَم (الكافي ج2 ص : 452) از امام صادق عليه السلام معناى استدراج را پرسيدند؟ فرمود: آن اينست كه بندهاى گناه كند پس باو مهلت داده شود و برايش در هنگام گناه نعمتى تجديد گردد، پس او را از آمرزش خواهى از گناهان باز دارد، پس او غافلگير شده از راهى كه نداند.
[2] مجموعه آثاراستاد شهيد مطهرى، ج27، ص: 614
[3] وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظيمٌ الأنفال : 28 و بدانيد كه اموال و فرزندان شما [وسيله] آزمايش [شما] هستند، و خداست كه نزد او پاداشى بزرگ است.
[4] الكافي بِالْإِسْنَادِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السّلام إِنِّي سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَرْزُقَنِي مَالًا فَرَزَقَنِي وَ إِنِّي سَأَلْتُ اللَّهَ أَنْ يَرْزُقَنِي وَلَداً فَرَزَقَنِي وَ سَأَلْتُهُ أَنْ يَرْزُقَنِي دَاراً فَرَزَقَنِي وَ قَدْ خِفْتُ أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ اسْتِدْرَاجاً فَقَالَ أَمَا وَ اللَّهِ مَعَ الْحَمْدِ فَلا (بحار الأنوار ج68 ص : 18 و الكافى ج 2 ص 97) شخصى بحضرت عليه السّلام عرض كرد. من از خدا درخواست ثروت نموده ام خداوند متعال هم بمن ثروت عنايت فرموده ولى من ميترسم كه اين ثروت زياد از قبيل استدراج باشد يعنى ثروت و وسائل گناه بيشتر و بهتر فراهم شود تا در نتيجه من از ياد حق غفلت كرده و به گناه بيشتر آلوده شوم كه خود يك نحو كيفر است. فرمود اما اگر حمد و سپاس باشد بخدا سوگند چنين نيست .
وَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السّلام إِنِّي أَرَى مَنْ هُوَ شَدِيدُ الْحَالِ مُضَيَّقاً عَلَيْهِ الْعَيْشُ وَ أَرَى نَفْسِي فِي سَعَةٍ مِنْ هَذِهِ الدُّنْيَا لَا أَمُدُّ يَدِي إِلَى شَيْءٍ إِلَّا رَأَيْتُ فِيهِ مَا أُحِبُّ وَ قَدْ أَرَى مَنْ هُوَ أَفْضَلُ مِنِّي قَدْ صُرِفَ ذَلِكَ عَنْهُ فَقَدْ خَشِيتُ أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ اسْتِدْرَاجاً مِنَ اللَّهِ لِي بِخَطِيئَتِي فَقَالَ أَمَّا مَعَ الْحَمْدِ فَلَا وَ اللَّه (بحار الأنوار ج68 ص : 18 و مشكاة الانوار ص 28.) و از سعد بن يزيد كه گفت بحضرت صادق عليه السّلام عرض كردم. من مىبينم كسانى را در ناراحتى و ضيق معيشت و تهيدستى زندگى ميكنند ولى من در توسعه و آسايش زندگى هستم و دستم را بهر كارى كه ميبرم مىبينم بسود و خير من تمام مىشود از طرفى مىبينم كسانى را كه از من بهتر و برترند چنين نيستند و با اين وضع من ميترسم كه اين فراوانى نعمت و سود زياد استدراج و كيفرى باشد از خدا براى گناهان من (وسائل آسايش بيشتر فراهم شود كه در نتيجه توفيق انجام وظيفه از من سلب شود) حضرت فرمود در صورتى كه حمد و سپاس و شكر نعمت را بجا آورى نه: مترس بخدا سوگند استدراج و عقوبت نيست
[5] وَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ الأعراف : 182 و كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، به تدريج، از جايى كه نمىدانند گريبانشان را خواهيم گرفت
فَذَرْني وَ مَنْ يُكَذِّبُ بِهذَا الْحَديثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ القلم : 44 پس مرا با كسى كه اين گفتار را تكذيب مىكند واگذار. به تدريج آنان را به گونهاى كه در نيابند [گريبان] خواهيم گرفت
[6] معنی استدراج: به طورى كه اهل لغت گفتهاند استدراج دو معنى دارد، يكى اينكه چيزى را تدريجا بگيرند (زيرا اصل اين ماده از" درجه" گرفته شده كه به معنى" پله" است، همانگونه كه انسان در صعود و نزول از طبقات پائين عمارت به بالا، يا به عكس، از پله ها استفاده مى كند، همچنين هر گاه چيزى را تدريجا و مرحله به مرحله بگيرند يا گرفتار سازند به اين عمل استدراج گفته مى شود).
معنى ديگر" استدراج"" پيچيدن" است، همانگونه كه يك طومار را به هم مى پيچند (اين دو معنى را راغب در كتاب مفردات نيز آورده است) ولى با دقت روشن مى شود كه هر دو به يك مفهوم كلى و جامع يعنى" انجام تدريجى" باز مى گردند. تفسیر نمونه ج7 ص32
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه عليه السّلام قَالَ إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَسْتَدْرِجَ عَبْداً ابْتَلَاهُ بِذَنْبٍ ثُمَّ أَنْعَمَ عَلَيْهِ بَعْدَ ذَلِكَ الذَّنْبِ بِنِعْمَةٍ فَيُنْسِيهِ ذَلِكَ الذَّنْبُ الِاسْتِغْفَارَ فَذَلِكَ الِاسْتِدْرَاج (مشكاة الأنوار في غرر الأخبار ص : 333) امام صادق عليه السّلام فرمود: خداوند هر گاه بخواهد بندهاى را واگذارد، او را به گناهى مبتلا مى سازد، سپس به او نعمتى مى دهد، و او گناه خود را فراموش مى كند و استغفار نمى كند، اين معناى استدراج است.
[7] رجوع شود تفسير نمونه، ج7، ص: 34
[8] وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ آل عمران : 178 و البته نبايد كسانى كه كافر شدهاند تصور كنند اينكه به ايشان مهلت مى دهيم براى آنان نيكوست ما فقط به ايشان مهلت مىدهيم تا بر گناه [خود] بيفزايند، و [آن گاه] عذابى خفتآور خواهند داشت
وَ أُمْلي لَهُمْ إِنَّ كَيْدي مَتينٌ الأعراف : 183 و به آنان مهلت مى دهم، كه تدبير من استوار است
وَ عَنْهُمْ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الِاسْتِدْرَاجِ فَقَالَ هُوَ الْعَبْدُ يُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيُمْلَى لَهُ وَ يُجَدَّدُ لَهُ عِنْدَهَا النِّعَمُ فَيُلْهِيهِ عَنِ الِاسْتِغْفَارِ فَهُوَ مُسْتَدْرَجٌ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَم (وسائل الشيعة ج16 ص : 81) از امام صادق عليه السّلام در باره «استدراج» پرسيده شد [كه چيست؟] حضرت فرمود: استدراج آن است كه بنده گناهى كند پس به او مهلت داده شود و همزمان با ارتكاب گناه به او نعمتهاى جديدى عطا شود و از استغفار باز ماند و سرگرم شود چنين كسى از جايى كه نمىداند اندك اندك به شقاوت نزديك گشته است.
+ نوشته شده در سه شنبه ۵ مهر ۱۳۹۰ ساعت توسط جمالی فرد
|